1

1 گفتار حکیمانه سلیمان ـ پسر داود، پادشاه بنی اسرائیل.

2 این گفتار حکیمانه به شما کمک می کند تا حکمت و نصیحت خوب را تشخیص بدهید و گفتار عاقلانه را بفهمید.

3 به شما یاد می دهد که چطور عاقلانه و با عدالت و انصاف و امانت زندگی کنید.

4 این گفتار حکیمانه به اشخاص بی تجربه حکمت می آموزد و جوانان را به افرادی لایق و کاردان تبدیل می کند.

5 این گفتار حکیمانه، حتی حکمت دانشمندان را زیادتر کرده و افراد تحصیل کرده را راهنمایی می کند تا بتوانند معنی گفتار حکما و مسائل مشکل دانشمندان را درک نمایند.

6 ترس خداوند، ابتدای حکمت است، اما مردم نادان ارزش حکمت و ادب را نمی دانند.

7 ای پسر من، نصیحت پدر خود را بشنو و تعلیمات مادرت را فراموش مکن.

8 تعلیمات آن ها مانند تاج عزت و جلال بر سر تو و گردنبند زیبایی و افتخار بر گردنت خواهند بود.

9 فرزندم، وقتی گناهکاران کوشش می کنند تو را فریب دهند، تسلیم نشو.

10 اگر بگویند: «بیا با هم متحد شویم تا یک نفر را بکشیم و کمین کنیم تا خون بی گناهان را بریزیم،

11 بیا تا مثل قبر آن ها را زنده زنده قورت کنیم و مانند مرگ بر سر آن ها نازل شویم،

12 هرگونه اموال گرانبها به دست می آوریم و خانه های خود را از اموال دزدی پُر می کنیم.

13 بیا باهم همدست شویم تا هرچه بدزدیم با هم تقسیم کنیم.»

14 فرزندم، با آن ها در یک راه مرو و از آن مردم دوری کن.

15 چونکه پای آن ها به خاطر شرارت می دود و برای ریختن خون شتاب می کند.

16 انداختن دام در مقابل چشمان یک پرنده کار بیهوده ای است.

17 اما این قبیل افراد، برای خود دام می نشانند، دامی که خودشان در آن هلاک خواهند شد.

18 دزدی، عاقبت باعث هلاکت دزد می شود. سرنوشت کسانی که با قتل و غارت زندگی می کنند، هلاکت و نابودی است.

19 حکمت در کوچه ها و در جاده ها با آواز بلند همه را صدا می زند.

20 در دروازۀ شهرها و هر جائی که مردم دور هم جمع می شوند، فریاد می کند:

21 «ای مردم نادان، تا کی می خواهید احمق باشید؟ تا به کی می خواهید از مسخره کردن دانش لذت ببرید؟ تا به کی مردم احمق از حکمت نفرت می کنند؟

22 وقتی شما را صدا می کنم گوش بدهید. پندهای خوبی می دهم و آنچه می دانم به شما می آموزم.

23 چندین بار من شما را صدا کردم، نیامدید. دستهای خود را به طرف شما دراز کردم، پروا نکردید.

24 نصایح مرا نپذیرفتید و نخواستید که شما را اصلاح کنم.

25 پس، وقتی گرفتار شوید، به شما می خندم و هنگامی که دچار ترس و وحشت شوید، شما را مسخره می کنم.

26 وقتی ترس مثل طوفان به شما حمله کند و مصیبت مانند گردباد، دور شما را بگیرد، وقتی که به تنگدستی و پریشانی دچار شوید.

27 آن وقت مرا صدا خواهید کرد ولی جواب نخواهم داد. همه جا به دنبال من خواهید گشت، ولی مرا نخواهید یافت،

28 زیرا شما هرگز به حکمت توجه نکردید و از خداوند اطاعت ننمودید.

29 هیچ وقت با من مشورت نکردید و به نصیحت های من توجه ننمودید.

30 بنابراین، آنچه کاشته اید درو خواهید کرد و اعمال شما، شما را گرفتار می سازد.

31 مردم نادان که حکمت را قبول نمی کنند، نابود می شوند و بی توجهی آن ها، خود شان را هلاک خواهد کرد.اما کسانی که به من گوش بدهند در آرامش زندگی خواهند کرد و از هیچ چیزی نخواهند ترسید.»

32 اما کسانی که به من گوش بدهند در آرامش زندگی خواهند کرد و از هیچ چیزی نخواهند ترسید.»

2

1 فرزند من، هر چه به تو تعلیم می دهم، یاد بگیر و هر هدایتی که به تو می دهم، هرگز فراموش مکن.

2 به گفتار حکیمانه گوش بده و آن ها را یاد بگیر.

3 حکمت را طلب نما و دانایی را جستجو کن.

4 همانطوری که برای به دست آوردن پول و پیدا کردن گنج زحمت می کشی، برای تحصیل حکمت هم تلاش کن.

5 اگر چنین کنی، معنی ترس خداوند را می فهمی و در شناختن خدا موفق می شوی.

6 خداوند بخشنده و دانا است و عقل و دانش از جانب او است.

7 او نیکوکاران را توفیق می بخشد و از آن ها پشتیبانی می کند.

8 او کسانی را که با دیگران با عدل و انصاف رفتار می کنند، محافظت می نماید و از کسانی که به او ایمان دارند، حمایت می کند.

9 اگر به من گوش بدهی، راستی و عدالت و انصاف را خواهی شناخت و راه زندگی را خواهی یافت.

10 شخص دانایی می شوی و از دانایی خود خوشحال می گردی.

11 عقل و هوش تو از تو محافظت خواهد کرد،

12 و تو را از دست مردم شریر و از دست آنهایی که می خواهند باسخنان خود تو را فریب بدهند، نجات خواهد داد.

13 این مردم راه راست را ترک می کنند تا در تاریکی گناه زندگی نمایند.

14 از کارهای زشت خود خوشحال اند و از دروغهای شرارت آمیز خود لذت می برند.

15 این افراد بیراه اند و راه کج را در پیش گرفته اند.

16 حکمت، تو را از زناکاری و سخنان فریبندۀ زنان بدکاره محافظت می کند.

17 زنانی که به شوهران خود خیانت کرده و پیمان مقدس خود را فراموش نموده اند.

18 اگر به خانۀ آن ها داخل شوی، به جادۀ مرگ قدم می گذاری. رفتن به آنجا، وارد شدن به دنیای مردگان است.

19 کسانی که پیش چنین زنانی می روند، هیچ وقت باز نمی گردند و هرگز به راه زندگی بازگشت نمی کنند.

20 بنابراین، تو باید از مردم نیکوکار پیروی کنی و راه و روش مردم عادل را انتخاب نمائی.

21 مردم نیک و کامل، در این زمین باقی خواهند ماند.لیکن مردمان شریر نابود خواهند گردید. ریشه خیانت کاران از زمین کنده خواهد شد.

22 لیکن مردمان شریر نابود خواهند گردید. ریشه خیانت کاران از زمین کنده خواهد شد.

3

1 فرزندم، هر چه به تو یاد می دهم فراموش مکن و آنچه به تو می گویم به خاطر بسپار.

2 تعلیمات من، سلامتی و عمر طولانی به تو می بخشد.

3 هرگز رحمت و راستی را از خود دور مکن، آن ها را زیب گردنت نما و بر لوحۀ سینه ات بنویس.

4 اگر چنین کنی، محبوبیت و رضامندی در نظر خدا و انسان خواهی یافت.

5 از دل و جان بر خداوند توکل کن و بر عقل خود تکیه مکن.

6 در تمام کارهایت خداوند را به خاطر داشته باش و او راه ترا راست می گرداند.

7 از عقل و حکمت خود لاف نزن، از خداوند بترس و از بدی دوری کن.

8 اگر چنین کنی، شفا یافته نیرو و قوّت به دست می آوری.

9 خداوند را احترام نما و از دارائی خود و از اولین محصول زمین خود قسمتی را به او تقدیم کن.

10 اگر چنین کنی انبارهایت پُر از نعمت و خمره هایت پُر از شیرۀ انگور خواهد شد.

11 وقتی خداوند تو را اصلاح می کند، خوب توجه کن و وقتی تو را سرزنش می کند، دلگیر نشو.

12 همان طوریکه هر پدرِ با محبت، برای اصلاح فرزند محبوب خود، او را سرزنش می کند، خداوند هم ترا اصلاح می نماید.

13 خوشا به حال کسی که عقل و هوش می یابد،

14 زیرا ارزش آن از طلا و نقره بیشتر است.

15 حکمت از جواهرات گرانبهاتر و از هرچه آرزو کنی با ارزش تر است.

16 حکمت به تو عمر طولانی و ثروت و احترام عطا می کند.

17 حکمت در زندگی تو را کامیاب کرده و به راه آرامش و خوشی راهنمائی می کند.

18 حکمت برای کسانیکه از میوۀ آن استفاده می کنند، درخت حیات است، و خوشا به حال کسی که همیشه از آن میوه می خورد.

19 خداوند زمین را به حکمت خود آفرید و آسمان ها را با دانایی خود بنا کرد.

20 بر اثر دانش او چشمه فوران کرد و باران از ابر ها بر زمین بارید.

21 ای پسرم، عقل و قضاوت درست و عادلانۀ خود را حفظ کن و نگذار از تو دور شوند.

22 این دو خصلت به تو نیروی حیات می بخشند و زندگی ترا زینت می دهند.

23 آنگاه به سلامتی راه خود را طی می کنی و شکست نمی خوری.

24 بدون ترس می خوابی و تمام شب براحتی استراحت می کنی.

25 از بلاهای ناگهانی، که مانند طوفان بر شریران نازل می شود، نخواهی ترسید.

26 خداوند از تو محافظت می کند و نمی گذارد که در دام گرفتار شوی.

27 تا می توانی از احسان کردن به محتاجان کوتاهی مکن.

28 اگر می توانی حالا به همسایه ات کمک کنی، به او نگو: «برو و فردا بیا.»

29 در مورد همسایه ات که نزدیک تو زندگی می کند و به تو اعتماد دارد، نیت بد نداشته باش.

30 با کسی که به تو بدی نکرده است، بی سبب چون و چرا مکن.

31 به مردمان ظالم حسادت نورز و از آن ها پیروی منما.

32 چون خداوند از مردم ظالم متنفر است، اما با اشخاص راستکار دوستی دارد.

33 لعنت خداوند بر خانۀ شریران است، اما خانۀ عادلان را برکت می دهد.

34 خداوند به مردم مغرور توجهی ندارد اما فروتنان را سرافراز می کند.خردمندان عزت و جلال به دست می آورند، اما نادانان رسوائی خود را بیشتر خواهند کرد.

35 خردمندان عزت و جلال به دست می آورند، اما نادانان رسوائی خود را بیشتر خواهند کرد.

4

1 فرزندان من، به آنچه پدر تان به شما تعلیم می دهد، گوش بدهید. توجه کنید تا معرفت بیابید.

2 زیرا چیزهای خوبی به شما یاد می دهم، پس آن ها را فراموش نکنید.

3 وقتی طفل کوچک و یگانه فرزند مادرم بودم،

4 پدرم مرا تعلیم داده می گفت: «سخنان مرا با دل و جان بشنو و هدایات مرا انجام بده تا نجات یابی.

5 به دنبال تحصیل دانش برو و عقل و فهم پیدا کن. آنچه می گویم فراموش مکن و از آن سرپیچی منما.

6 حکمت را از دست مده تا تو را محافظت نماید. آن را دوست بدار و او نگهدار تو خواهد بود.

7 تحصیل دانش از هر کاری برایت اهمیت بیشتر دارد، پس برعلاوۀ چیزهائی که به دست می آوری، حکمت را هم بیآموز.

8 حکمت را دوست بدار تا تو را سرفراز و محترم سازد. با شوق تمام در طلب حکمت باش تا ترا عزت و افتخار بخشد.

9 حکمت برای تو تاج افتخار خواهد بود.»

10 فرزند من، به آنچه می گویم خوب گوش کن و آنرا بجا آور تا عمر طولانی داشته باشی.

11 حکمت را به تو آموختم و راه راست را به تو نشان دادم.

12 پس، هنگام دویدن در میدان زندگی نخواهی لنگید، به زمین نخواهی خورد.

13 نصایح مرا همیشه به خاطر داشته باش. آن ها را فراموش مکن، چونکه آن ها ترا به زندگی واقعی می رسانند.

14 در راه مردم شریر مرو و از معاشرت با مردمان ظالم دوری کن.

15 کارهای آن ها را انجام نده، از آن ها دوری نما و براه دیگر برو.

16 آن ها تا بدی نکنند خواب شان نمی برد، و تا به دیگران آزار نرسانند دلهای شان آرام نمی شوند.

17 چونکه ظلم و شرارت برای آن ها مثل نان و آبی است که می خورند و می نوشند.

18 راه مردم نیکو کار مانند سپیدۀ صبح است که هر لحظه روشنی آن زیادتر می شود تا روز برسد.

19 اما راه مردم شریر مثل شب، تاریک است. آن ها به زمین می خورند، اما نمی دانند بر سر چه می لغزند.

20 فرزند من، به سخنان من گوش بده و به آنچه می گویم توجه داشته باش.

21 آن ها را در قلب خود حفظ کن و هرگز از یاد مبر.

22 کسی که آن ها را بفهمد از سلامتی و زندگی بهتری برخوردار خواهد شد.

23 توجه داشته باش که احساسات و دل خود را حفظ کنی، زیرا تمام جنبه های زندگی ترا تحت تأثیر خود قرار می دهند.

24 سخنان دروغ و بیهوده را از دهان خود دور کن

25 با جرأت و اطمینان به پیش رو نگاه کن و سرت را برنگردان.

26 برای هر کاری که می کنی، بدقت نقشه بکش تا کارهایت بخوبی انجام شود.حتی یک قدم از راه راست بیرون مشو و از بدی دوری نما.

27 حتی یک قدم از راه راست بیرون مشو و از بدی دوری نما.

5

1 فرزند من، به حکمت من توجه داشته باش و پند و نصیحت مرا گوش کن.

2 آنگاه خواهی دانست که چگونه درست رفتار کنی و سخنان تو نشان خواهند داد که عاقل و دانا هستی.

3 لبهای زن شوهردار شاید از عسل شیرین تر و بوسه هایش از ابریشم ملایم تر باشد،

4 اما در پایان کار غیر از تلخی و درد و رنج چیزی برایت باقی نمی گذارد.

5 چنین زنی، انسان را به طرف مرگ می کشاند و در قعر جهنم می اندازد.

6 هرگز در راه راست قدم نمی گذارد، بلکه آواره و سرگردان است و خودش این را نمی داند.

7 پس ای فرزندان من، به من گوش بدهید و آنچه را که می گویم هرگز فراموش نکنید.

8 به این قبیل زنان نزدیک نشوید و حتی نزدیک خانۀ آن ها هم نروید.

9 مبادا آبروی خود را از دست داده و در جوانی به دست ظالمان هلاک شوید.

10 مبادا اموال شما نصیب بیگانگان شده و نتیجۀ یک عمر زحمت تان به هدر رود.

11 مبادا گوشت و استخوانهای تان فاسد شوند و در آخر عمر به حال خود گریه کنید

12 که چرا به پند و نصیحت دیگران گوش ندادیم و نخواستیم عبرت بگیریم.

13 به سخنان معلمین خود گوش ندادیم و به آن ها توجه نکردیم.

14 ناگهان متوجه شدیم که در پیش مردم رسوا شده ایم.

15 تنها به زن خودت عشق بورز و به او وفادار باش و فقط او را دوست بدار.

16 تا او هم به تو وفادار بماند و بدنبال مردهای دیگر نرود.

17 او فقط زن تو باشد و نباید با مردهای دیگر رابطه داشته باشد.

18 بنابراین، از زن خود که در جوانی با او ازدواج کرده ای، لذت ببر.

19 بگذار او مانند آهوی زیبا و خوش اندام، تو را با عشق و خوشی در آغوش بکشد.

20 ای پسرم، چرا باید عشق خود را به زن دیگری ابراز کنی و چشمانت دنبال زنان شوهردار باشد؟

21 هر جا بروی و هر کاری که انجام دهی، خداوند می بیند.

22 گناهان مرد شریر مانند دامی است که خودش در آن گرفتار می شود.چون به ندای حقیقت گوش نمی دهد، هلاک می گردد و نادانی او، او را به گور می فرستد.

23 چون به ندای حقیقت گوش نمی دهد، هلاک می گردد و نادانی او، او را به گور می فرستد.

6

1 فرزندم، اگر از کسی ضمانت کنی و پرداخت قرض او را تعهد نمائی، در حالیکه او را نمی شناسی،

2 خود را واقعاً به زحمت انداخته ای. ممکن است با این کار برای خود دامی درست کرده باشی.

3 پس عجله کن هر چه زودتر بدون خجالت خود را از این دام رها ساز، فوراً نزد او برو خواهش کن و ضمانت خود را پس بگیر.

4 تا این کار را نکرده ای نخواب و حتی لحظه ای آرام ننشین.

5 خود را مثل آهو از دست شکارچی و مثل پرنده از دام صیاد آزاد کن.

6 مردم تنبل بروند و از زندگی مورچه ها عبرت بگیرند.

7 آن ها نه رهبر دارند و نه کارفرما.

8 اما آذوقۀ زمستان خود را هنگام تابستان ذخیره می کنند.

9 مرد تنبل تا کی می خوابد و چه وقت از خواب بیدار خواهد شد؟

10 او می گوید: «یک لحظۀ دیگر می خوابم و کمی استراحت می کنم!»

11 اما وقتی که خواب است، فقر و هلاکت، مانند راهزن بر او حمله می کند.

12 مردمان پست و بی ارزش همیشه و همه جا دروغ می گویند.

13 با اشاره حرف می زنند و حرکات و اشاراتی می کنند که تو را فریب بدهند.

14 همیشه فکر شان پُر از نقشه های پلید و زشت است تا دردسر ایجاد کنند.

15 بهمین دلیل، بلا و مصیبت ناگهانی بر آن ها حمله می کند و آن ها را طوری شکست می دهد که دیگر چاره ای نداشته باشند.

16 شش، بلکه هفت چیز است که خداوند از آن ها نفرت دارد و نمی تواند تحمل کند: چشم متکبر، زبان دروغگو، دستی که خون بیگناهی را بریزد، فکری که نقشه های پلید بکشد، پایی که برای انجام کارهای زشت عجله کند، شاهدی که شهادت دروغ بدهد و کسی که بین برادران اختلاف بیندازد.

17 هر چه پدرت می گوید انجام بده و آنچه مادرت می گوید فراموش مکن.

18 سخنان آن ها را همیشه بخاطر داشته باش و آن ها را در قلبت حفظ کن.

19 تعلیمات آن ها هنگام سفر راهنما، شبها محافظ و روزها مشاور تو خواهند بود.

20 اوامر آن ها مانند چراغی روشن است و سرزنش های آن ها طریق زندگی را به تو می آموزد.

21 آن ها تو را از زنان بدکار و از سخنان فریبندۀ شان دور می کند.

22 مواظب باش که زیبایی آن ها تو را تحریک ننماید و چشمان افسونگر شان تو را وسوسه نکند.

23 زنا کردن با زن فاحشه انسان را به فقر و گرسنگی می کشاند، اما زنا کردن با زن شوهردار به قیمت هستی و زندگی انسان تمام می شود.

24 آیا می توانی آتش را در آغوش بگیری و نسوزی؟

25 آیا کسی می تواند روی آتش راه برود و پایش نسوزد؟

26 همینطور کسی که با زن شوهردار همبستر شود، از مجازات در امان نخواهد بود.

27 مردم، کسی را که بخاطر گرسنگی دزدی کرده است، سرزنش نمی کنند،

28 اما اگر دستگیر شود باید هفت برابر آنچه دزدیده جریمه بدهد ـ باید هر چه دارد بدهد.

29 اما مردی که با زن شوهردار زنا می کند، کاملاً پست و احمق است. زیرا او جان خود را از بین می برد.

30 رسوایی و بدنامی نصیب او خواهد شد و ننگ او از بین نخواهد رفت.

31 زیرا حسادت، خشم شوهر آن زن را بر می انگیزد و در موقع انتقام هیچ رحم و شفقتی نخواهد کرد.هیچ چیز او را راضی نمی کند و به هیچ قیمتی نمی توانی رضایت او را به دست آوری.

32 هیچ چیز او را راضی نمی کند و به هیچ قیمتی نمی توانی رضایت او را به دست آوری.

7

1 فرزندم، هر چه می گویم به خاطر بسپار و هرگز فراموش نکن

2 هر چه می گویم، انجام بده تا زنده بمانی. تعلیمات مرا مانند مردمک چشم خود محافظت کن.

3 آن ها را آویزۀ گوش خود ساز و بر لوح دلت نقش کن.

4 حکمت را خواهر خود محسوب کن و دانش را مانند نزدیکترین دوست خود بدان.

5 آن ها تو را از زن شوهردار و از سخنان تملق آمیز آن ها دور می کند.

6 یک روز از پنجره اطاقم به بیرون نگاه می کردم.

7 در بین جوانان بی تجربه، جوان احمقی را دیدم که در موقع تاریک شدن هوا، در کوچه ای به طرف خانۀ زنی می رفت.

8 آن زن به طرف او آمد. لباس زنان هرزه را پوشیده بود و نقشه های پلیدی در سر داشت.

9 زن گستاخ و بی حیائی بود. از آن زنهائی که همیشه در جاده ها گردش می کنند و یا در گوشۀ سرکها و کوچه و بازارها می ایستند.

10 دست های خود را به گردن آن جوان انداخت او را بوسید و با نگاهی شرم آور گفت:

11 «امروز نذر خود را داده و قربانی کرده ام و از گوشت آن غذا پخته ام.

12 اکنون به دنبال تو می گشتم تا تو را پیدا کنم و حالا یافتمت.

13 رختخواب خود را با پارچه های ابریشمی رنگارنگ مصری پوشانیده ام

14 و با بهترین عطرهای خوشبو آن را معطر کرده ام.

15 بیا برویم تا صبح عشقبازی کنیم و در آغوش هم لذت ببریم،

16 شوهرم در خانه نیست و به سفر درازی رفته است.

17 پول زیادی با خود برده و تا دو هفته دیگر بر نمی گردد.»

18 سرانجام با زبان چرب و نرم و با چاپلوسی او را فریب داد.

19 او فوراً تسلیم شده مثل گاوی که به کشتارگاه می رود،

20 و مانند آهویی که خرامان به سوی دام پیش می رود تا تیری به قلبش زده شود و مانند پرنده ای که به داخل دام می پرد، به دنبال آن زن به راه افتاد و نمی دانست که زندگی او در خطر است.

21 پس ای پسران من، توجه کنید و به سخنان من گوش بدهید:

22 نگذارید چنین زنی قلب شما را اسیر کند. به دنبال او نروید.

23 او مردان زیادی را بیچاره کرده و عدۀ بی شماری را به سوی مرگ کشانده است.اگر به خانۀ چنین زنانی بروی، در راه جهنم هستی و این راه، کوتاهترین راه به سوی مرگ و نابودی است.

24 اگر به خانۀ چنین زنانی بروی، در راه جهنم هستی و این راه، کوتاهترین راه به سوی مرگ و نابودی است.

8

1 حکمت شما را دعوت می کند و عقل سلیم شما را به سوی خود می خواند.

2 در جاهای بلند، در کنار جاده ها و سر چهار راه ها ایستاده است.

3 کنار دروازۀ شهرها و در پیشروی خانه ها فریاد می زند:

4 «ای مردان، به شما و همچنین به تمام بشر می گویم.

5 اگر جاهل هستید یاد بگیرید تا عاقل شوید. اگر نادان هستید یاد بگیرید تا دانا شوید.

6 گوش بدهید، چونکه سخنانم بسیار عالی و آنچه می گویم کاملاً درست است.

7 آنچه می گویم حقیقت دارد، زیرا از دروغ متنفرم.

8 هر چه می گویم حقیقت است و هیچ بدی و فریب در آن نیست.

9 برای مردم دانا و فهمیده کاملاً روشن و آشکار است.

10 تعلیمات من با ارزشتر از نقره و علم من برتر از طلا است.

11 ارزش حکمت از جواهرات بیشتر است و هیچ چیزی در دنیا نیست که بتوانی با آن مقایسه کنی.

12 حکمت و خردمندی دو یار موافق هستند.

13 اگر کسی به خداوند احترام داشته باشد، بدون شک از شرارت نفرت دارد، زیرا که حکمت از تکبر، غرور، فساد و هر نوع فریبکاری متنفر است.

14 من که حکمت هستم، شما را هدایت می کنم و به شما خردمندی می بخشم.

15 با کمک من پادشاهان سلطنت می کنند و فرمانروایان با نیروی من عادلانه فرمان می دهند.

16 تمام حکمرانان جهان با کمک من حکمرانی می کنند. مردمان شریف و فرمانداران از من کمک می گیرند.

17 کسانی که مرا دوست دارند، من هم آن ها را دوست دارم و هر که به جستجوی من باشد، حتماً مرا خواهد یافت.

18 ثروت و عزت، سعادت و موفقیت نزد من است

19 بخشش های من، از طلای ناب بهتر و از نقرۀ خالص گرانبهاتر است.

20 در راه حق قدم می بردارم و طریق انصاف را می پیمایم.

21 به کسانی که مرا دوست دارند ثروت می بخشم و انبارهای آن ها را پُر می کنم.

22 خداوند، در زمانهای خیلی قدیم، قبل از هر چیز مرا آفرید و من، اولین مخلوق خداوند هستم.

23 از ازل، پیش از آنکه جهان آفریده شود، من وجود داشتم.

24 قبل از آنکه اقیانوسها بوجود آیند، قبل از آنکه چشمه های آب بروی زمین جاری شوند، من وجود داشته ام.

25 قبل از آنکه کوهها خلق شوند، پیش از اینکه تپه ها بوجود آیند، من بدنیا آمدم.

26 قبل از اینکه خدا زمین و صحراها و حتی ذرات خاک زمین را خلق کند، من وجود داشتم.

27 وقتی که او آسمان را خلق می کرد و افق را بروی اقیانوسها می گسترانید، من آنجا بودم.

28 وقتی که او ابر ها را در آسمان قرار می داد و چشمه ها را در اعماق زمین باز می کرد،

29 زمانی که حدود اقیانوسها را تعیین می کرد تا آبها از حدود خود تجاوز نکنند و زمانی که زمین را بنیاد می نهاد، من آنجا بودم.

30 من مانند یک معمار در حضور او و سرچشمۀ خوشی همیشگی او بودم. همه وقت در حضور او خوشحالی می کردم و از جهان و از مردمش خشنود بودم.

31 حال ای پسران من، گوش کنید: آنچه می گویم انجام دهید تا خوشی تان کامل شود.

32 به نصایح من توجه کنید. عاقل باشید و از آن ها سرپیچی منمائید.

33 کسانی که به سخنان من گوش می دهند، و کسانی که هر روز در مقابل خانۀ من می ایستند و بیرون دروازه، انتظار می کشند، خوشبخت هستند.

34 کسی که مرا به دست می آورد، زندگی حقیقی را پیدا می کند و خداوند از او خشنود خواهد شد.کسی که مرا از دست می دهد، به خود صدمه می زند. کسی که از من نفرت دارد، مرگ را دوست می دارد.»

35 کسی که مرا از دست می دهد، به خود صدمه می زند. کسی که از من نفرت دارد، مرگ را دوست می دارد.»

9

1 حکمت خانه ای برای خود ساخته است که دارای هفت ستون می باشد.

2 و ضیافت بزرگی ترتیب داده و انواع شراب را مهیا نموده دسترخوان خود را هموار کرده است.

3 کنیزان خود را به سر چهار راهی های شهر فرستاده است تا با صدای بلند فریاد کنند:

4 «ای مردم ساده دل و ای کسانی که عقل کامل ندارید،

5 بیائید و از غذای من بخورید و از شرابی که آماده نموده ام، بنوشید.

6 نادانی را ترک کنید و حکمت بیآموزید.»

7 اگر آدم فریبکار را که دیگران را مسخره می کند سرزنش کنی، به خودت توهین خواهد شد. و هر که مرد شریری را ملامت کند، به خود صدمه خواهد زد.

8 هرگز شخص خودخواه را سرزنش مکن، زیرا او از تو نفرت خواهد کرد، اما اگر مرد دانایی را سرزنش کنی، به تو علاقه مند خواهد شد.

9 هر چه به شخص دانا بگویی، داناتر می شود، و هرچه به شخص درستکار بگویی، دانش او بیشتر خواهد شد.

10 ترس خداوند، ابتدای حکمت است و شناختن آن قدوس، اصل دانش می باشد.

11 زیرا آن دانش، عمر تو را طولانی می کند.

12 اگر دانا هستی از دانائی خود نفع خواهی برد و اگر حکمت را ناچیز بشماری به خودت زیان می رسانی.

13 زن بدکار موجود بی حیا است و شهوت و بی شرمی او پایانی ندارد.

14 بر دروازۀ خانۀ خود می نشیند و یا سر چهارراهی ها می ایستد.

15 رهگذرانی را که در فکر کار خود شان هستند دعوت می کند.

16 و می گوید: «ای مردم ساده دل، به اینجا بیائید» و به مردم نادان می گوید:

17 «آب دزدی شیرین تر و نانی که در پنهانی خورده شود، خوشمزه تر است.»مردمی که فریب می خورند، نمی دانند کسی که به خانۀ آن زن برود، زندگی خود را از دست می دهد و کسانی که به خانۀ او رفته اند، اکنون در قعر جهنم می باشند.

18 مردمی که فریب می خورند، نمی دانند کسی که به خانۀ آن زن برود، زندگی خود را از دست می دهد و کسانی که به خانۀ او رفته اند، اکنون در قعر جهنم می باشند.

10

1 اینها از سخنان سلیمان است: پسر عاقل پدر خود را خوشحال می سازد، اما پسر احمق سبب اندوه مادر خود می شود.

2 ثروتی که از راه های نامشروع به دست آورده باشی برایت مفید نخواهد بود، اما امانت و صداقت زندگی تو را از نابودی نجات می دهد.

3 خداوند نمی گذارد که شخص صادق گرسنه بماند، ولی خواهش های شرارت آمیز مردم شریر را برآورده نمی سازد.

4 تنبلی تو را فقیر می سازد، اما کار و کوشش ترا ثروتمند می کند.

5 شخص عاقل هنگام تابستان آذوقۀ خود را ذخیره می کند، ولی کسی که در موقع درو بخوابد، شرمنده خواهد شد.

6 شخص نیکوکار برکت خواهد یافت، ولی سخنان مرد بدکار، ظلم و شرارت را پنهان می کند.

7 مردم نیک خاطرۀ خوبی از خود بجا می گذارند، اما مردم شریر خیلی زود فراموش می شوند.

8 شخص عاقل به نصیحت دیگران گوش می دهد، اما مردمی که حرف احمقانه می زنند، تلف خواهند شد.

9 مردم صادق در امن و امان خواهند بود، ولی مردم خائن رسوا خواهند شد.

10 کسی که حقیقت را پنهان کند، موجب بدبختی می شود، ولی کسی که آشکارا انتقاد کند، صلح و آرامش بوجود می آورد.

11 سخنان مرد نیک چشمۀ حیات است. اما سخنان مرد شریر، ظلم و شرارت را پنهان می کند.

12 کینه و نفرت موجب زحمت و دردسر می شود، اما محبت تقصیرات دیگران را نادیده می گیرد.

13 مردم فهمیده حرف حکیمانه می زنند، ولی مردم نادان باید تنبیه شوند.

14 مردم حکیم همیشه دنبال کسب علم و دانش هستند، اما سخنان مردم نادان مشکلات بار می آورند.

15 اموال دولتمندان آن ها را محافظت می کند، اما تنگدستی مردم فقیر سبب نابودی آن ها می گردد.

16 پاداش نیکوکاری آرامش و عاقبت شرارت هلاکت است.

17 آنهایی که به پند و نصیحت دیگران گوش می دهند، نجات می یابند، اما کسانی که به اشتباهات خود اعتراف نمی کنند، گمراه می گردند.

18 کسی که کینه و نفرت خود را مخفی می کند، دروغگو و کسی که شایعات بی اساس را منتشر می کند، احمق است.

19 پُرگوئی موجب گناه می شود، اما مرد عاقل کسی است که سکوت اختیار می کند.

20 سخنان مرد نیکو، مانند نقرۀ خالص است، ولی افکار شریران هیچ ارزش ندارد.

21 سخنان مرد نیکو به عدۀ زیادی فایده می رساند، اما سخنان احمق موجب نابودی خودش می شود.

22 برکت خداوند بزرگترین ثروت ما است. تمام تلاش و زحمت ما چیزی به آن افزوده نمی تواند.

23 لذت بردن از کارهای بد، کار احمقانه ای است. مردم عاقل از حکمت لذت می برند.

24 مردم راستکار به آروز های خود می رسند، ولی مردم شریر دچار بلائی می شوند که از آن می ترسند.

25 وقتی طوفان بیاید مردم شریر نابود می شوند، اما مردم راستکار همیشه در امان هستند.

26 هرگز کار خود را به مردم تنبل نسپار، آن ها مثل سرکه برای دندان و مانند دود برای چشم زیان بخش هستند.

27 خداوند را احترام کن تا عمرت دراز شود. مردم شریر عمر طولانی و پُر ثمر ندارند.

28 امیدهای مرد نیک او را خوشحال می سازد، ولی مردم شریر هیچ امیدی ندارند.

29 خداوند از مردم راستکار حمایت می کند، ولی شریران را نابود می سازد.

30 مردم نیک همیشه در امنیت بسر می برند، اما مردم شریر بر روی زمین زنده نخواهند ماند.

31 مردم نیکوکار از روی حکمت صحبت می کنند، اما زبان شریران بریده خواهد شد.مردم نیکوکار با مهربانی صحبت می کنند، اما سخنان شریران همیشه موجب رنجش مردم است.

32 مردم نیکوکار با مهربانی صحبت می کنند، اما سخنان شریران همیشه موجب رنجش مردم است.

11

1 خداوند از تقلب نفرت دارد، اما از صداقت خوشنود می گردد.

2 مردم متکبر خیلی زود شرمنده خواهند شد، اما مردم حکیم فروتن هستند.

3 صداقتِ مرد راستکار راهنمای اوست، ولی مرد خیانتکار بوسیله ناراستی خود هلاک می شود.

4 ثروت در هنگام مرگ هیچ فایده ای برای تو ندارد، ولی صداقت موجب نجات تو خواهد شد.

5 صداقت، زندگی شخص صادق را آسانتر می سازد، اما مرد شریر از شرارت خود هلاک می شود.

6 صداقت، مردم نیک را نجات می دهد، ولی خیانت های مرد شریر باعث دردسر او می شود.

7 وقتی که مرد شریر می میرد، امیدها و آرزو هایش هم با او می میرند. اعتماد به ثروت نتیجه ای نخواهد داشت.

8 مردم صادق از مشکلات آزاد می شوند و مردم شریر بجای آن ها گرفتار می گردند.

9 سخنان مردم بی ایمان موجب هلاکت تو می گردد، ولی دانش مردم عاقل می تواند تو را نجات دهد.

10 وقتی مردم صادق موفق می شوند، تمام مردم شهر خوشحال می گردند، و وقتی که شریران می میرند، مردم از خوشحالی فریاد می زنند.

11 دعای خیر مردم صادق، سبب رونق شهر می شود، ولی سخنان شریران موجب نابودی شهر می گردد.

12 تحقیر کردن دیگران، کار احمقانه ای است، اما شخص عاقل جلو زبان خود را می گیرد.

13 سخن چین نمی تواند رازی را پیش خود نگهدارد، ولی می توانی به کسی که امین است، اعتماد کنی.

14 ملت بدون رهبر سقوط می کند، ولی وجود مشاوران زیاد امنیت را در کشور تضمین می نماید.

15 پیش از آنکه از کسی ضمانت کنی، باید او را کاملاً بشناسی. اگر او را کاملاً نمی شناسی، از قبول ضمانت او خودداری کن تا برایت دردسر ایجاد نکند.

16 زنان مهربان و خیرخواه، احترام همه را جلب می کنند، اما اشخاص ظالم فقط در طلب ثروت هستند.

17 مرد مهربان دوستداشتنی است و مرد ستمگر بخود صدمه می زند.

18 مردم شریر چیز با ارزشی به دست نمی آورند، ولی اگر صادق باشی، حتماً پاداش خوبی خواهی گرفت.

19 مردم صادق از حیات برخوردار می شوند، ولی مردم شریر به سوی نابودی می روند.

20 خداوند از اشخاص بیراه نفرت دارد، اما نیکوکاران را دوست می دارد.

21 مطمئن باشید که مردم شریر مجازات می شوند، ولی اشخاص راستکار نجات می یابند.

22 زیبائی زن بی سلیقه مثل حلقۀ طلا در بینیِ خوک است.

23 مردم نیک می توانند در انتظار خوشبختی باشند، در حالیکه اشخاص شریر باید فقط در انتظار غضب خدا بسر ببرند.

24 بعضی از مردم که پول خود را سخاوتمندانه خرج می کنند، دارائی آن ها بیشتر می شود، اما کسانی که خیلی خسیس هستند، هر روز فقیرتر می شوند.

25 سخاوتمند باش تا دولتمند شوی. کسی که دیگران را سیرآب می کند، خودش هم سیرآب می شود.

26 کسی که در غلۀ خود احتکار می کند تا آن را گرانتر بفروشد، مردم او را لعنت می کنند. اما برای کسی که آن را در موقع احتیاج می فروشد، دعای خیر می کنند.

27 اگر نیت تو خیر است، مردم بتو احترام می گذارند، ولی اگر دنبال شر می گردی، خودت به آن دچار می شوی.

28 کسانی که بر ثروت خود اعتماد می نمایند، مانند برگهای خزان سقوط می کنند، اما مردمان صادق، مانند درخت سرسبزی شگوفه کرده میوه بار می آورند.

29 مردم احمق که اهل خانۀ خود را می رنجانند، عاقبت هستی خود را از دست می دهند و خدمتگار افراد حکیم تری می شوند.

30 مرد صادق، دیگران را نجات می دهد، ولی گناهکار، دیگران را هلاک می کند.مردم نیک حتی در همین دنیا ثمرۀ اعمال خود را خواهند دید، اما مردم شریر و گناهکار بدون شک مجازات خواهند شد.

31 مردم نیک حتی در همین دنیا ثمرۀ اعمال خود را خواهند دید، اما مردم شریر و گناهکار بدون شک مجازات خواهند شد.

12

1 اگر اشتباهات کسی را که عاقل است به او بگوئی، خوشحال می شود، اما احمق از انتقاد نفرت می کند.

2 خداوند از مردم خیرخواه خوشنود است، اما کسانی را که نقشه های شیطانی می کشند، محکوم می کند.

3 انسان از بدی کردن بجائی نمی رسد، اما مردم صادق موفق می شوند.

4 زن پاکدامن مایۀ سرافرازی و خوشی شوهر خود می باشد، اما زنی که موجب شرمندگی شوهرش می شود، مانند سرطان استخوان است.

5 سخنان شریران موجب گرفتاری می شود، ولی افکار مردم نیک کاملاً درست و بجا است.

6 حرفهای بدکاران مردم را به دام هلاکت می کشاند، اما سخنان نیکان مردم را رهائی می بخشد.

7 مردم شریر هلاک می شوند و نسل آن ها باقی نمی ماند، ولی مردم نیک پایدار می باشند.

8 شخص عاقل مورد احترام همه است، اما مردم احمق خوار می شوند.

9 کسی که خوار و حقیر باشد، ولی به اندازۀ کافی احتیاج او فراهم باشد، بهتر است از شخصی که خود را آدم بزرگی نشان بدهد، ولی نان شب را نداشته باشد.

10 مرد نیک برای آسایش حیوانات خود هم فکر می کند، اما مردم شریر، محبت را نمی شناسند.

11 دهقان پُرکار آذوقۀ فراوان خواهد داشت، اما کسی که وقت خود را بیهوده تلف می کند، احمق است.

12 تنها چیزی که مردم شریر می خواهند، این است که کارهای ظالمانه انجام دهند، اما کارهای مردم نیک نتایج خوبی خواهد داشت.

13 مردم شریر بوسیله حرفهای خود گرفتار می شوند، اما مرد عادل از گرفتاری نجات می یابد.

14 اجر و پاداش هرکس مربوط به حرفهائی است که می زند و کارهائی که انجام می دهد. هر چه بکاری همان را درو می کنی.

15 مردم احمق خیال می کنند که همه چیز را خوب می دانند، اما مردم عاقل به نصایح دیگران توجه می کنند.

16 احمق خشم خود را فوراً ظاهر می کند، اما مردم عاقل بی احترامی و توهین را نادیده می گیرند.

17 وقتی که حقیقت را می گوئید، عدالت انجام می شود، ولی دروغ عدالت را زیر پا می گذارد.

18 سخنی که از روی نادانی گفته شود، مثل شمشیر تیز قلب انسان را جریحه دار می کند، اما سخنان عاقلان دل را شفا می بخشد.

19 عمر دروغ کوتاه است، اما راستی تا ابد پایدار می ماند.

20 توطئه گران افکار شیطانی دارند، اما دل کسانی که افکار خوب دارند، خوشحال می شود.

21 برای مردم صادق واقعۀ بد رخ نمی دهد، اما شریران همیشه در زحمت هستند.

22 خداوند از دروغگو متنفر است، اما از مردم صادق خشنود است.

23 مرد حکیم، دانش خود را آشکار نمی کند، اما احمق فوراً نادانی خود را ظاهر می سازد.

24 سعی و کوشش ترا به قدرت می رساند، اما تنبلی تو را غلام دیگران می سازد.

25 دل پریشان، خوشی را از بین می برد، ولی حرفهای خوب دل را شاد می سازد.

26 مردم صادق، راهنمای دوستان خود هستند، اما شریران مردم را گمراه می کنند.

27 مردم تنبل در سعی و تلاش خود موفق نمی شوند، اما اشخاص زحمتکش به دولت می رسند.راه راستی و عدالت به حیات منتهی می شود و راه بدکاران بسوی مرگ و نابودی می رود.

28 راه راستی و عدالت به حیات منتهی می شود و راه بدکاران بسوی مرگ و نابودی می رود.

13

1 فرزند عاقل تأدیب پدر خود را می پذیرد، اما شخص خودخواه از پذیرفتن آن امتناع می کند.

2 شخص نیک بخاطر اعمال نیک خود پاداش می گیرد، ولی شخص بد اندیش فقط تشنۀ ظلم است.

3 هر که زبان خود را نگهدارد، جان خود را حفظ می کند، اما کسیکه ناسنجیده سخن بگوید، خود را هلاک می سازد.

4 آدم تنبل آنچه را که آرزو می کند، به دست نمی آورد، اما شخص زحمتکش کامیاب می شود.

5 شخص راستکار از دروغ گفتن نفرت دارد، اما آدم شریر رسوا و خوار می شود.

6 صداقتِ مردم راستکار، آن ها را حفظ می کند، ولی شرارتِ اشخاص بدکار، آن ها را به نابودی می کشاند.

7 بعضی اشخاص، در حالیکه چیزی ندارند، وانمود می کنند که ثروتمند هستند، کسانی هم هستند که خود را فقیر نشان می دهند، اما صاحب ثروت هنگفتی می باشند.

8 ثروت شخص پولدار صرف حفاظت جان او می شود، ولی جان آدم فقیر را خطری تهدید نمی کند.

9 زندگی شخص نیک مانند چراغ نورانی می درخشد، اما زندگی گناهکاران مثل چراغی است که در حال خاموشی می باشد.

10 تکبر باعث نزاع می شود، ولی شخص دانا نصیحت را می پذیرد.

11 ثروتی که به آسانی به دست بیاید، بزودی از بین می رود، اما دارائی ای که با کار و کوشش جمع می شود، بتدریج زیاد می گردد.

12 آرزوئی که انجام آن به تعویق افتاده باشد، دل را بیمار می کند، اما مرادی که برآورده می شود، خوشی و حیات می بخشد.

13 هر که نصیحت را خوار شمارد، بی سزا نمی ماند، اما کسی که از آن پیروی می کند، پاداش می یابد.

14 تعلیم مرد دانا چشمۀ حیات است و انسان را از دامهای مرگ می رهاند.

15 دانائی انسان را محترم می سازد، ولی نتیجۀ خیانت هلاکت است.

16 آدم دانا سنجیده عمل می کند، اما شخص نادان حماقت خود را نشان می دهد.

17 قاصدی که مورد اعتماد نباشد، باعث گرفتاری می شود، اما پیام آور صادق موجب آرامش می گردد.

18 فقر و رسوائی دامنگیر کسی می شود که تأدیب را نمی پذیرد، ولی شخصی که آن را قبول می کند، محترم می شود.

19 نیل به آرزو لذت بخش است، اما اشخاص نادان در پی آرزو های پلید خود هستند و نمی خواهند از آن ها دست بردارند.

20 با اشخاص دانا معاشرت کن و دانا خواهی شد، با مردم احمق همنشین شو و زیان خواهی دید.

21 بلا دامنگیر گناهکاران می شود، اما چیزهای خوب نصیب مردم نیک می گردد.

22 شخص نیک حتی برای نواسه های خود میراث بجا می گذارد، اما ثروتی را که گناهکاران اندوخته اند، به مردم راستکار می رسد.

23 زمین شخص فقیر ممکن است محصول فراوان بدهد، ولی مردم ظالم آن را از او می ربایند.

24 کسی که فرزند خود را تنبیه نمی کند، او را دوست ندارد، اما کسی که فرزند خود را دوست دارد، از تأدیب او کوتاهی نمی کند.شخص راستکار از خوراکی که دارد، می خورد و سیر می شود، ولی آدم بدکار گرسنگی می کشد.

25 شخص راستکار از خوراکی که دارد، می خورد و سیر می شود، ولی آدم بدکار گرسنگی می کشد.

14

1 زن دانا خانۀ خود را آباد می کند، اما زن نادان با دست خود خانۀ خود را خراب می سازد.

2 کسانی که با صداقت رفتار می نمایند، از خداوند می ترسند، ولی اشخاص بدکار او را تحقیر می کنند.

3 پُر حرفی شخص احمق را به زحمت می اندازد، اما سخنان مرد دانا او را محافظت می کند.

4 اگر گاو نباشد، انبار از غله خالی می ماند، با نیرو و قوت گاو محصول فراوان به دست می آید.

5 شاهد امین دروغ نمی گوید، اما از دهان شاهد غلط دروغ می بارد.

6 کسی که همه چیز را مسخره می کند، هرگز نمی تواند، حکمت را بیابد، ولی شخص فهیم به آسانی آن را به دست می آورد.

7 از مردم احمق دوری کن، زیرا چیزی ندارند که به تو یاد بدهند.

8 حکمتِ شخص عاقل راهنمای او است، اما حماقتِ افراد احمق باعث گمراهی آن ها می شود.

9 آدم های احمق از گناه کردن دست نمی کشند، اما اشخاص راستکار رضامندی خدا را می خواهند.

10 تنها دل انسان است که تلخی او را احساس می کند و در خوشی او نیز کسی جز خودش نمی تواند شریک باشد.

11 خانۀ مردم بدکار خراب می شود، اما خیمۀ راستکاران وسعت می یابد.

12 راهی را که فکر می کنی راست است، ممکن است به مرگ منتهی شود.

13 خنده می تواند اندوه را پنهان کند، اما هنگامی که خنده تمام شود، درد و اندوه بر جای خود باقی می ماند.

14 آدم خداناشناس نتیجۀ کار خود را می بیند و شخص نیک از ثمرۀ اعمال خود بهره می گیرد.

15 آدم جاهل هر حرفی را باور می کند، اما شخص عاقل سنجیده رفتار می نماید.

16 شخص دانا محتاط است و از خطر دوری می کند، ولی آدم نادان از روی غرور خود را به خطر می اندازد.

17 شخص تندخو کارهای احمقانه می کند و آدم حیله گر مورد نفرت قرار می گیرد.

18 حماقت نصیب جاهلان می شود و حکمت نصیب عاقلان.

19 مردم بدکار عاقبت در برابر اشخاص نیک سر تعظیم فرود می آورند و محتاج آن ها می شوند.

20 ثروتمندان دوستان زیاد دارند، اما شخص فقیر را حتی همسایه هایش تحقیر می کنند.

21 تحقیر کردن اشخاص فقیر گناه است. خوشا بحال کسی که بر آن ها ترحم کند.

22 کسانی که نقشه های پلید در سر می پرورانند، گمراه می شوند، اما آنهائی که نیت خوب دارند، مورد محبت و اعتماد قرار می گیرند.

23 کسی که زحمت می کشد، منفعت عایدش می شود، اما شخصی که فقط حرف می زند، فقیر می گردد.

24 ثروت نصیب مردم دانا می شود، اما پاداش اشخاص احمق حماقت آن ها است.

25 شاهد راستگو جان مردم را نجات می دهد، اما شاهد دروغگو به مردم خیانت می کند.

26 کسی که از خداوند می ترسد، تکیه گاه مستحکمی دارد و فرزندانش در امان می باشند.

27 خدا ترسی چشمۀ حیات است و انسان را از دامهای مرگ دور نگاه می دارد.

28 عظمت یک پادشاه مربوط به تعداد مردمی است که بر آن ها حکومت می کند. پادشاه بدون رعیت نابود می شود.

29 کسی که صبر و حوصله دارد، شخص بسیار عاقلی است، اما از آدم تندخو حماقت سر می زند.

30 آرامش فکری به بدن سلامتی می بخشد، ولی حسادت استخوان را پوسیده می سازد.

31 کسی که به فقرا ظلم می کند به آفرینندۀ آن ها اهانت کرده است و هر که به مردم مسکین ترحم می نماید، به خدا احترام داشته است.

32 مردم خدا شناس وقتی بمیرند، پناهگاهی می داشته باشند، اما گناهکاران بوسیلۀ گناهان خود شان تباه می شوند.

33 اشخاص فهمیده حکمت را در خود حفظ می کنند، ولی آدم های نادان از حکمت بهره ای ندارند.

34 صداقت مایۀ سرفرازی یک قوم است و گناه باعث رسوائی آن.پادشاه از خدمتگزاران دانا و کاردان خوشنود می شود، اما کسانی که بی شرمانه عمل می کنند، مورد غضب او قرار می گیرند.

35 پادشاه از خدمتگزاران دانا و کاردان خوشنود می شود، اما کسانی که بی شرمانه عمل می کنند، مورد غضب او قرار می گیرند.

15

1 جواب نرم خشم را فرو می نشاند، اما جواب سخت، خشم را بر می انگیزاند.

2 از زبان مرد دانا حکمت می چکد، ولی از دهان شخص نادان حماقت بیرون می آید.

3 خداوند همه جا را زیر نظر دارد و ناظر اعمال مردمان نیک و بد است.

4 سخنان خوب حیات می بخشند، اما حرف های بد باعث دلشکستگی می شود.

5 شخص نادان نصیحت پدر خود را بی اهمیت می شمارد، ولی فرزند عاقل تأدیب پدر خود را می پذیرد.

6 خانۀ شخص صادق از ثروت پُر است، اما دسترنج مردم بدکار برای آن ها تلخکامی ببار می آورد.

7 معرفت توسط اشخاص دانا منتشر می شود نه بوسیلۀ مردم احمق که در آن ها راستی نیست.

8 خداوند از قربانی های مردم بدکار متنفر است، اما از دعای راستکاران خوشنود می شود.

9 خداوند از اعمال بدکاران متنفر است، اما پیروان راستی را دوست می دارد.

10 کسانی که راه راست را ترک گفته اند، مجازات سختی در انتظار آن ها است، و اگر نخواهند که تأدیب و اصلاح شوند، خواهند مُرد.

11 حتی دنیای مردگان از نظر خدا پنهان نیست، پس آیا انسان می تواند افکار خود را از او پنهان کند؟

12 کسی که کارش مسخره کردن است، از نزدیک شدن به اشخاص دانا خودداری می کند، زیرا دوست ندارد که سرزنش آن ها را بشنود.

13 دلِ شاد، چهره را شاداب می سازد، اما دلِ غمگین، روح را افسرده می کند.

14 شخص عاقل تشنۀ معرفت است، اما مرد نادان خود را با حماقت سیر می کند.

15 زندگی برای شخص فقیر سراسر زحمت است، همه چیز به نظرش بد می آید، اما اگر دلش شاد باشد، از زندگی لذت می برد.

16 دارائی کم همراه با خدا ترسی بهتر است از ثروت هنگفتِ با اضطراب و تشویش.

17 خوردن نان خشک با کسانی که ترا دوست دارند، بهتر است از خوردن غذای شاهانه با آنهائی که از تو نفرت دارند.

18 شخص تندخو نزاع برپا می کند، ولی مرد صبور دعوا را فرو می نشاند.

19 راه شخص تنبل با خار پوشیده است، اما راه آدم راستکار هموار است.

20 فرزند دانا پدر خود را خوشحال می سازد، اما فرزند احمق مادر خود را تحقیر می کند.

21 آدم احمق از کارهای احمقانه لذت می برد، اما شخص دانا از راه راست منحرف نمی شود.

22 نقشه ای که بدون مشورت کشیده شود، با شکست مواجه می گردد، اما مشورت زیاد باعث موفقیت می شود.

23 انسان وقتی جواب درست می دهد، از آن لذت می برد. چقدر خوب است سخنی که بجا گفته شود!

24 راه مردم دانا بسوی حیات بالا می رود و آن ها را از سقوط در جهنم باز می دارد.

25 خداوند خانۀ مردم متکبر را ویران می کند، اما از دارائی بیوه زنان حفاظت می نماید.

26 خداوند از نقشه های پلید متنفر است، ولی افکار پاک را می پسندد.

27 کسی که دنبال سود نامشروع می رود، به خانوادۀ خود لطمه می زند، اما کسی که از رشوت نفرت دارد، زندگی خوبی خواهد داشت.

28 آدم خوب پیش از جواب دادن فکر می کند، اما شخص بد زود جواب می دهد و مشکلات ببار می آورد.

29 خداوند از مردم بدکار دور است، ولی دعای اشخاص نیک را می شنود.

30 دیدن روی شاد و خندان و شنیدن خبر خوش به انسان خوشی و سلامتی می بخشد.

31 کسی که انتقاد های اصلاح کننده را قبول کند، در جملۀ مردم دانا بشمار می رود.

32 کسی که تأدیب را نپذیرد، خود را حقیر می سازد، ولی هر که آن را بپذیرد، دانائی کسب می کند.خدا ترسی به انسان حکمت می آموزد و فروتنی برای او عزت و احترام ببار می آورد.

33 خدا ترسی به انسان حکمت می آموزد و فروتنی برای او عزت و احترام ببار می آورد.

16

1 انسان نقشه های زیادی می کشد، اما نتیجۀ نهائی آن ها در دست خدا است.

2 تمام کارهای انسان بنظر خودش درست است، ولی انگیزه ها را خداوند می بیند.

3 نقشه های خود را به دست خداوند بسپار، آنگاه در کارهایت موفق خواهی شد.

4 خداوند برای هر چیزی سرنوشتی تعیین کرده است و سرنوشت مردم بدکار تباهی است.

5 خداوند از اشخاص متکبر نفرت دارد و هرگز اجازه نمی دهد که آن ها از مجازات او فرار کنند.

6 مهر و وفا داشته باش، خدا گناهت را می بخشد. از خداوند بترس و بدی به تو نمی رسد.

7 وقتی کسی خدا را خوشنود می سازد، خدا کاری می کند که حتی دشمنان آن شخص هم با او آشتی و مصالحه نمایند.

8 مال کم که از راه صحیح به دست آمده باشد، بهتر است از ثروت هنگفتی که از راه غلط فراهم شده باشد.

9 انسان در فکر خود نقشه ها می کشد، اما خدا او را در انجام آن ها هدایت می کند.

10 فرمان پادشاه مانند وحی قاطع است، پس او نباید در قضاوت اشتباه کند.

11 خداوند می خواهد که در معاملات تان از ترازو و اوزان درست استفاده کنید. این اصل را خداوند برقرار کرده است.

12 پادشاهان نباید ظلم کنند، زیرا تخت سلطنت بر اساس عدالت استوار می ماند.

13 پادشاهان، اشخاص راستگو را دوست دارند و از وجود آن ها خوشنود می شوند.

14 خشم پادشاه پیام آور مرگ است، اما مرد عاقل آن را فرو می نشاند.

15 خوشی و رضایت پادشاه مانند ابر بهاری است که حیات به ارمغان می آورد.

16 کسب حکمت بهتر است از اندوختن طلا و نقره.

17 راه مردم خدا شناس دور از هر نوع بدی است و هر که در این راه قدم بردارد، جان خود را حفظ خواهد کرد.

18 نتیجۀ غرور هلاکت است و تکبر به سقوط می انجامد.

19 بهتر است انسان متواضع باشد و با مردم ستمدیده بنشیند از اینکه با اشخاص متکبر باشد و در غنایم آن ها شریک شود.

20 آنهائی که از کلام خدا اطاعت می کنند، سعادتمند می شوند و کسانی که بر او توکل نمایند، برکت می یابند.

21 مرد دانا را از روی فهمش می شناسند و سخنان دلنشین او تأثیر زیادی دارند.

22 حکمت برای کسانی که از آن برخوردارند، چشمۀ حیات است، ولی حماقت برای مردم نادان مجازات ببار می آورد.

23 سخنان شخص دانا عاقلانه است و تعالیمی که او می دهد، مؤثر می باشد.

24 سخنان محبت آمیز مثل عسل شیرین است و شفای بدن انسان می باشد.

25 راههائی هستند که بنظر انسان راست می آیند، اما عاقبت به مرگ منتهی می شوند.

26 گرسنگی خوب است، زیرا ترا وادار می سازد تا برای رفع آن کار کنی.

27 آدم بدکار نقشه های پلید می کشد و شرارت لبهایش مثل آتشِ سوزنده است.

28 شخص بد اندیش نزاع برپا می کند و آدم سخن چین بهترین دوستان خود را از هم جدا می سازد.

29 شخص ظالم همسایۀ خود را فریب می دهد و او را به راه غلط می کشاند.

30 چشمان خود را می بندد تا دروغ را اختراع نماید و لبهای خود را حرکت می دهد تا شرارت را انجام دهد.

31 عمر طولانی هدیه ای است که به مردم نیک داده می شود و موی سفید تاج جمال آن ها است.

32 صبر از قدرت بهتر است و شخصی که بر نفس خود اراده دارد از کسی که شهر را تسخیر نماید برتر است.انسان قرعه می اندازد، اما حکم آن را خدا تعیین می کند.

33 انسان قرعه می اندازد، اما حکم آن را خدا تعیین می کند.

17

1 خوردن نان خشک در آرامش بهتر است از خوردن غذای شاهانه در خانه ای که در آن جنگ و دعوا باشد.

2 غلام دانا بر پسر شرور آقای خود تسلط خواهد یافت و در ارثی که به او می رسد، شریک خواهد شد.

3 طلا و نقره را آتش می آزماید و دل انسان را خدا.

4 آدم بدکار از همنشینی با مردم بد لذت می برد و مرد دروغگو از همنشینی با اشخاص دروغگو.

5 مسخره کردن مردم فقیر به منزلۀ مسخره کردن خدائی است که آن ها را آفریده است. کسانی که از غم و بدبختی دیگران خوشحال می شوند، بی سزا نخواهند ماند.

6 تاج افتخارِ اشخاصِ پیر، نواسه های شان می باشند و تاج افتخار فرزندان، والدین شان.

7 شخص نجیب هرگز دروغ نمی گوید و آدم احمق هرگز حرف با منطق بر زبان نمی آورد.

8 بعضی مردم به این فکر هستند که رشوه معجزه می کند و آن ها را در هر کاری موفق می سازد.

9 کسی که تقصیر دیگران را می پوشاند، محبت ایجاد می کند، اما شخصی که آنرا آشکار می سازد، باعث جدائی دوستان می گردد.

10 تأثیرِ یک ملامت به شخص فهیم بیشتر است از صد ضربۀ تازیانه به آدم احمق.

11 مردم بدکار فقط در فکر تمرد هستند، بنابراین، بشدت مجازات خواهند شد.

12 روبرو شدن با ماده خرسی که چوچه هایش را از او گرفته اند، بهتر است از روبرو شدن با شخص نادانی که گرفتار حماقت شده است.

13 اگر خوبی را با بدی تلافی کنی، بلا از خانه ات دور نخواهد شد.

14 شروع کردن دعوا مانند ایجادِ رخنه در سد آب است، به جر و بحث خاتمه بده پیش از آنکه به دعوا منجر شود.

15 خداوند از کسانی که بیگناه را محکوم و گناهکار را تبرئه می کند، متنفر است.

16 صرف پول برای آموزش شخص احمق بیفایده است، زیرا او طالب حکمت نیست.

17 دوست واقعی در هر موقعیتی محبت می کند و اقارب برای کمک در هنگام مشکلات، تولد یافته اند.

18 تنها شخص بی عقل است که ضامن شخص دیگری می شود.

19 شخص ستیزه جو گناه را دوست دارد و آدم بلند پرواز خرابی ببار می آورد.

20 شخص بد اندیش کامیاب نخواهد شد و آدم فریبکار در دام بلا گرفتار خواهد گردید.

21 فرزند احمق مایۀ غم و غصۀ والدین خود می باشد.

22 خوشی دل مانند دوا شفا بخش است، اما روح پژمرده انسان را بیمار می کند.

23 آدم بدکار پنهانی رشوه می گیرد و مانع اجرای عدالت می شود.

24 هدف مردم عاقل تحصیل حکمت است، اما شخص جاهل در زندگی هیچ هدفی ندارد.

25 فرزند احمق مایۀ غم و اندوه پدر و تلخکامی مادر است.

26 مجازات کردن اشخاص بیگناه و جزا دادن مردم نجیب بخاطر صداقت شان کار درستی نیست.

27 شخص دانا کم حرف می زند و آدم عاقل آرام و صبور است.حتی شخص احمق هم اگر خاموش باشد و حرف نزند، او را دانا و فهمیده می شمارند.

28 حتی شخص احمق هم اگر خاموش باشد و حرف نزند، او را دانا و فهمیده می شمارند.

18

1 آدم خودخواه با دیگران آمیزش نمی کند و با هر حکمت صحیح مخالفت می ورزد.

2 شخص احمق برای حکمت ارزش قائل نیست و فقط دوست دارد که خود را دانا نشان بدهد.

3 وقتی شرارت می آید، ننگ و رسوائی هم می آید و توهین خجالت را همراه دارد.

4 سخنان دهان انسان مانند آبِ عمیق است و چشمۀ حکمت، نهر جاری است.

5 طرفداری از شخص مجرمی که حق بیگناهی را پایمال می کند، کار درستی نیست.

6 حرف های آدم احمق منجر به نزاع و لت و کوب او می شود.

7 سخنان شخص احمق مانند دامی است که او را به هلاکت می کشاند.

8 حرف های آدم سخن چین مثل لقمه های لذیذی است که با لذت فروبرده می شود.

9 کسی که در کار خود تنبلی می کند، مانند یک خرابکار، مخرب است.

10 نام خداوند همچون قلعه ای است مستحکم که شخص راستکار به آن پناه می برد و در امان می ماند.

11 اما پناهگاه ثروتمندان، ثروت شان است که گمان می کنند آن ها را محافظت خواهد کرد.

12 تکبر به سقوط منجر می شود و فروتنی به سرفرازی.

13 چقدر زشت و احمقانه است که اگر انسان پیش از گوش دادن به سخنی، به آن جواب بدهد.

14 اگر انسان روحیۀ قوی داشته باشد، بیماری را تحمل می کند، اما روحیۀ شکسته را چه کسی می تواند تحمل کند؟

15 اشخاص دانا همیشه مشتاق و آمادۀ کسب حکمت اند.

16 هدیه دادن راه را برای انسان باز می کند و او را بحضور اشخاص مهم می رساند.

17 دلایل کسی که در محکمه اول صحبت می کند، بنظر درست می آیند، اما تا زمانی است که طرف مقابل هنوز دلایل خود را ارائه نکرده باشد.

18 قرعه کشی، به دعوا خاتمه می دهد و منازعۀ بین حریفان زورمند را خاموش می سازد.

19 به دست آوردنِ دلِ اقارب رنجدیده، سخت تر از تصرف یک شهر مستحکم است. خصومت بین آن ها دیوار جدائی ایجاد می کند.

20 انسان نتیجۀ حرفهائی را که می زند، خواهد دید.

21 حرف زبانت می تواند حیات ترا حفظ کند یا آن را برباد دهد، بنابراین، عواقب حرف های خود را خواهی دید.

22 وقتی مردی همسری می یابد، نعمتی را به دست می آورد. آن زن برای او برکتی است از جانب خداوند.

23 درخواست فقرا با التماس توأم است و جواب ثروتمندان با خشونت.بسیاری از دوستی ها پایدار نمی مانند، اما دوستانی هم هستند که از خویشاوندان نزدیکتر می باشند.

24 بسیاری از دوستی ها پایدار نمی مانند، اما دوستانی هم هستند که از خویشاوندان نزدیکتر می باشند.

19

1 بهتر است انسان فقیر باشد و با صداقت زندگی کند، از اینکه یک دروغگوی احمق باشد.

2 داشتن دل و جرأت بدون حکمت بی فایده است و عجله باعث اشتباه می شود.

3 انسان با حماقتِ خود زندگی خود را تباه می کند و بعد گناه را به گردن خداوند می اندازد.

4 شخص ثروتمند دوستان بسیار پیدا می کند، اما دوستان آدم فقیر از او جدا می شوند.

5 شاهد دروغگو بی جزا نمی ماند و کسی که به دروغ سخن گوید، جان سالم بدر نخواهد برد.

6 مردم خوش دارند که پیش بزرگان شیرین زبانی کنند و با کسانی دوست شوند که سخاوت و بخشش می کنند.

7 وقتی انسان فقیر شود، حتی خویشاوندانش او را ترک می کنند، چه رسد به دوستانش، و کوشش او برای بازیافتن آن ها بجائی نمی رسد.

8 هر که در تلاش حکمت است، جان خود را دوست دارد و هر کسی که برای حکمت ارزش قایل شود، سعادتمند خواهد شد.

9 شاهد دروغگو بی سزا نمی ماند و کسی که همیشه دروغ می گوید، هلاک خواهد شد.

10 شایسته نیست که شخص احمق در ناز و نعمت بسر ببرد و یا یک غلام بر امیران حکومت کند.

11 کسی که خشم خود را فرو می نشاند، عاقل است و آنکه از گناهان دیگران چشم می پوشد، سرفراز خواهد شد.

12 غضب پادشاه مانند غرش شیر است، اما خوشنودی او مثل شبنمی است که بر سبزه می بارد.

13 فرزند نادان بلای جان پدر خود است و غرغرهای زن بهانه گیر مثل قطرات آبی است که دایم در حال چکیدن می باشد.

14 خانه و ثروت از اجداد به ارث می رسد، اما زن عاقل هدیۀ خداوند است.

15 کسی که تنبل است و زیاد می خوابد، گرسنه می ماند.

16 از احکام خدا پیروی کن تا زنده بمانی، زیرا هر کسی که آن ها را ناچیز شمارد، خواهد مُرد.

17 وقتی به یک فقیر کمک می کنی، مثل این است که به خداوند قرض می دهی و خداوند است که قرض ترا ادا می کند.

18 فرزند خود را تا که دیر نشده تربیه کن؛ اگر غفلت نمائی، زندگی او را تباه خواهی کرد.

19 اگر کسی تندخوئی کند، بگذار که عاقبتش را ببیند، زیرا در غیر آن او به تندخوئی خود ادامه خواهد داد.

20 اگر به پند و نصیحت گوش دهی، تا آخر عمر از حکمت برخوردار خواهی بود.

21 انسان نقشه های زیادی در سر می پروراند، اما نقشه هائی که مطابق با خواست خدا باشد، اجراء خواهند شد.

22 مهر و وفا زینت انسان است. بهتر است که انسان فقیر باشد نه دروغگو.

23 خدا ترسی به انسان حیات می بخشد و او را کامیاب ساخته از هر بلائی محفوظ می دارد.

24 آدم تنبل دست خود را بسوی بشقاب دراز می کند، اما از فرط تنبلی لقمه را به دهان خود نمی گذارد.

25 شخص مسخره کننده را سرزنش کن تا مایۀ عبرت جاهلان شود. اشتباهات شخص فهمیده را به او نشان بده تا فهمیده تر گردد.

26 هر کسی که با پدر خود رفتار بد می کند و مادر خود را از خانه بیرون می راند، ننگ و رسوائی بار می آورد.

27 فرزندم، اگر از تعلیم دست بکشی، به معرفت نمی رسی.

28 شاهد پست و فرومایه عدالت را ببازی می گیرد و از گناه کردن لذت می برد.مردم مسخره کننده و اشخاص احمق مجازات خواهند شد.

29 مردم مسخره کننده و اشخاص احمق مجازات خواهند شد.

20

1 شراب انسان را به کارهای احمقانه وا می دارد و مشروب باعث جنگ و دعوا می شود. کسانی که خود را به مشروب معتاد می کنند، احمق اند.

2 غضب پادشاه مثل غرش شیر است. هر کسی که خشم او را برانگیزاند، جان خود را به خطر می اندازد.

3 اجتناب از نزاع برای انسان عزت می آورد. فقط آدم های احمق هستند که نزاع برپا می کنند.

4 شخص تنبل به موقع زمین خود را قلبه نمی کند، بنابراین، در هنگام برداشت محصول هر چه می پالد، چیزی نمی یابد.

5 نیت انسان در عمق دل مشورت دهنده مانند آب در تۀ چاه است و شخص عاقل آن را بیرون می کشد.

6 بسا اشخاص ادعا می کنند که باوفا هستند، اما چه کسی می تواند شخصی را پیدا کند که واقعاً باوفا باشد؟

7 فرزندان شخص صادق و راستکار در زندگی سعادتمند خواهند شد.

8 پادشاهی که بر مسند قضاوت می نشیند، بدقت جوانب امر را می سنجد و حق را از باطل تشخیص می دهد.

9 چه کسی می تواند بگوید که او دل خود را پاک نگهداشته است و از گناه مبرا می باشد؟

10 خداوند از کسانی که در معامله از اوزان و پیمانه های تقلبی استفاده می کنند، متنفر است.

11 حتی کودکی را می توان از طرز رفتارش شناخت و فهمید که آنچه را انجام می دهد، پاک و راست است یا نه.

12 گوش شنوا و چشم بینا، هر دو عطیۀ خداوند هستند.

13 اگر خواب را دوست داشته باشی فقیر می گردی؛ پس بیدار باش تا سیر شوی.

14 خریدار به جنس می نگرد و می گوید: «بد است!» اما وقتی آن را خرید، از آن تعریف می کند.

15 سخنان حکیمانه گرانبهاتر از طلا و نادرتر از جواهر است.

16 از کسی که پیش تو ضامن شخص بیگانه می شود، گرو بگیر.

17 نانی که از راه فریبکاری به دست می آید، لذیذ است، اما سرانجام کام را تلخ می کند.

18 نقشه هایت را بدون مشورت با دیگران عملی نکن و بدون تدبیر به جنگ نرو.

19 شخص سخن چین رازها را فاش می کند، پس با چنین شخصی معاشرت نکن.

20 چراغ زندگی کسی که والدین خود را لعنت کند، خاموش خواهد شد.

21 مالی که به آسانی به دست آمده باشد، برکتی نخواهد داشت.

22 بدی را با بدی تلافی نکن، بلکه منتظر باش تا خداوند کاری کند.

23 خداوند از اشخاصی که در معامله از ترازو و اوزان تقلبی کار می گیرند، متنفر است.

24 خداوند راه زندگی ما را تعیین می کند، پس انسان چگونه می تواند بفهمد که راه زندگی او به کجا خاتمه می یابد؟

25 هرگز ناسنجیده قولی به خدا مده، زیرا ممکن است گرفتار شوی.

26 پادشاه دانا مردم بدکار را تشخیص می دهد و آن ها را شدیداً مجازات می کند.

27 وجدان انسان به منزلۀ چراغ خداوند است که تمام رازهای پنهانی او را آشکار می سازد.

28 اگر پادشاه مهربان و راستکار باشد، سلطنتش پایدار می ماند.

29 جلال و شکوه جوانان، قوت آن ها است و عزت پیران موی سفید آن ها.تجربه های تلخ، از بدی پاک می کند و عمق دل را طاهر می سازد.

30 تجربه های تلخ، از بدی پاک می کند و عمق دل را طاهر می سازد.

21

1 دل پادشاه در دست خداوند است و او آن را مانند آب جوی، به هر سو که بخواهد، هدایت می کند.

2 تمام کارهای انسان در نظر خودش درست است، اما انگیزه ها را خداوند می آزماید.

3 عدالت و انصاف بیشتر از تقدیم قربانیها خداوند را خوشنود می سازد.

4 مردم بدکار در اختیار غرور و تکبر خود هستند و این شیوه گناه شمرده می شود.

5 نقشۀ با دقت انسان را توانگر می کند، اما عجله باعث فقر می شود.

6 ثروتی که از راه ناروا به دست می آید، هرگز دوام نمی کند. پس چرا باید در این راه خود را به خطر بیندازی؟

7 ظلم اشخاص بدکار که نمی خواهند راستی را بجا آورند، عاقبت بسوی خود شان باز می گردد و آن ها را نابود می کند.

8 راه شخص گناهکار کج است، اما آدم پاک در راه راستی قدم بر می دارد.

9 سکونت در گوشۀ بام بهتر است از زندگی کردن با زن ستیزه جو در یک خانۀ مشترک.

10 شخص بدکار ظلم را دوست دارد و حتی همسایه اش از دست او در امان نیست.

11 جاهلان تا تنبیه شدن مردم مسخره کننده را نبینند، درس عبرت نمی گیرند، اما اشخاص دانا از شنیدن آنچه که به آن ها تعلیم داده می شود، چیزی می آموزند.

12 خدای عادل اعمال خانۀ مردم بدکار را می بیند و آن ها را واژگون کرده هلاک می سازد.

13 کسی که فریاد فقیران را نشنیده می گیرد، در روز تنگدستی خود هم فریادرسی نخواهد داشت.

14 آتش خشم را می توان با دادن هدیۀ پنهانی خاموش کرد.

15 اجرای عدالت برای آدم راستکار نشاط بخش است، اما برای شخص بدکار مصیبت بار.

16 مرگ در انتظار کسانی است که از راه راست منحرف می شوند.

17 کسی که عیاشی را دوست دارد، فقیر می شود و شخص میگسار و خوشگذران هرگز ثروتمند نخواهد شد.

18 مردم بدکار در همان دامی که برای اشخاص راستکار نهاده اند، گرفتار می شوند.

19 سکونت در بیابان بی آب و علف بهتر است از زندگی کردن با زن ستیزه جو.

20 خانۀ شخص دانا از نعمت و ثروت پُر است، اما آدم نادان هر چه را به دست می آورد برباد می دهد.

21 راستکار و مهربان باش تا عمر شاد داشته باشی و از احترام و موفقیت برخوردار شوی.

22 یک شخص دانا می تواند شهر مردان باقدرت را تسخیر کند و قلعۀ اعتماد شان را فرو ریزد.

23 هر که مواظب سخنان خود باشد، جان خود را از مصیبت ها نجات می دهد.

24 کسانی که دیگران را مسخره می کنند، مغرور و متکبر اند.

25 شخص تنبل که از کار کردن امتناع می کند، باعث هلاکت خود می شود.

26 او تمام روز در خواب و خیال بسر می برد، اما شخص راستکار سخاوتمند است و از بخشیدن به دیگران دریغ نمی کند.

27 قربانی های شریران مورد قبول نیستند، پس چند مرتبه زیادتر وقتی آنرا بخاطر بدی خود تقدیم کنند.

28 شاهد دروغگو نابود خواهد شد، اما سخنان شخص صادق تا ابد باقی می مانند.

29 آدم بدکار خودسرانه عمل می کند، اما شخص راستکار جوانب امر را می سنجد.

30 هیچ حکمت و بصیرت و نقشه ای نمی تواند علیه خداوند عمل کند.انسان اسپ را برای روز جنگ آماده می کند، اما پیروزی را خداوند می بخشد.

31 انسان اسپ را برای روز جنگ آماده می کند، اما پیروزی را خداوند می بخشد.

22

1 نیکنامی بهتر از ثروت هنگفت است و محبوبیت گرانبهاتر از طلا و نقره.

2 فقیر و ثروتمند یک وجه مشترک دارند: هر دوی آن ها را خداوند آفریده است.

3 شخص زیرک خطر را می بیند و از آن دوری می کند، اما آدم جاهل بسوی آن می رود و خود را گرفتار می سازد.

4 ثمرۀ تواضع و اطاعت از خداوند، ثروت و احترام و عمر طولانی است.

5 راه اشخاص بدکار از خارها و دامها پوشیده است. پس اگر جان خود را دوست داری از رفتن به آن راه خودداری کن.

6 کودک را در راهی که باید برود، تربیه کن و او تا آخر عمر از آن منحرف نخواهد شد.

7 فقیر، اسیر ثروتمند است و کسی که قرض می گیرد غلام قرض دهنده است.

8 هر که ظلم بکارد، آن را درو می کند و قدرتش درهم می شکند.

9 شخص سخاوتمندی که غذای خود را با فقرا تقسیم می کند، برکت می یابد.

10 شخص مسخره کننده را بیرون بینداز تا نزاع و مجادله و دشنام خاتمه یابد.

11 کسی که بخواهد قلبش پاک و کلامش دلنشین باشد، حتی پادشاه هم او را دوست خواهد داشت.

12 خداوند حافظ راستی است و سخنان دروغ را باطل می سازد.

13 آدم تنبل در خانه می ماند و می گوید: «اگر بیرون بروم شیر مرا خواهد خورد.»

14 سخنان زن بدکار مانند یک دام خطرناک است و هر کسی که مورد غضب خداوند باشد در آن گرفتار می شود.

15 حماقت در وجود کودک نهفته است، اما تنبیه آن را از او بیرون می کند.

16 کسی که بخاطر نفع خود به فقرا ظلم کند و به ثروتمندان هدیه بدهد، عاقبت گرفتار فقر خواهد شد.

17 به این سخنان مردان حکیم که به تو یاد می دهم، گوش بده و با تمام وجود از آن ها پیروی کن،

18 زیرا حفظ کردن آن ها در دل و جاری کردن آن ها بر زبان، کار پسندیده ای است.

19 این سخنان را امروز به تو تعلیم می دهم تا بر خداوند اعتماد کنی.

20 این سی کلام برگزیده را که پُر از پند و حکمت اند، برای تو نوشته ام

21 تا حقیقت را همان طوری که هست به تو یاد بدهم و تو نیز آن را به کسانی که از تو سؤال می کنند، جواب بدهی.

22 به شخص فقیری که حامی ندارد، ظلم نکن و حق بیچارگان را در محکمه پایمال نساز.

23 زیرا خداوند به داد آن ها می رسد و کسانی را که به آن ها ظلم کرده اند، بسزای اعمال شان می رساند.

24 با اشخاص تُند خو که زود خشمگین می شوند معاشرت نکن،

25 مبادا مثل آن ها شوی و زندگی خود را تباه کنی.

26 ضامن کسی نشو و تعهد نکن که او قرض خود را ادا خواهد کرد،

27 زیرا اگر مجبور به پرداخت قرض او شوی و نتوانی آن را بپردازی رختخوابت را از زیر پایت بیرون می کشد.

28 سرحد مُلک خود را که اجدادت از قدیم تعیین کرده اند، به نفع خود تغییر نده.اگر کسی در کار خود ماهر باشد، بدان که او جزو اشخاص گمنام نخواهد بود، بلکه در دربار پادشاهان راه خواهد یافت.

29 اگر کسی در کار خود ماهر باشد، بدان که او جزو اشخاص گمنام نخواهد بود، بلکه در دربار پادشاهان راه خواهد یافت.

23

1 وقتی با شخصی مهمی غذا می خوری، بخاطر داشته باش که با چه کسی نشسته ای.

2 اگر شخص پُرخوری هستی، کارد را بر گلوی خود بگذار

3 و حریص غذاهای لذیذ او نباش، زیرا ممکن است ترا فریب بدهد.

4 عاقل باش و برای کسب ثروت، خود را خسته نکن،

5 زیرا ثروت پایدار نیست و مانند عقاب می پرد و ناپدید می شود.

6 از خوان شخص خسیس غذا نخور و برای طعام های لذیذ او حریص نباش،

7 زیرا او حساب هرچه را که بخوری در فکر خود نگاه می دارد. او تعارف می کند و می گوید: «بخور و بنوش»، اما این را از صمیم دل نمی گوید.

8 لقمه ای را که خورده ای استفراغ خواهی کرد و تشکرات تو برباد خواهند رفت.

9 آدم احمق را نصیحت نکن، زیرا او سخنان حکیمانۀ ترا بی اهمیت می شمارد.

10 سرحد مُلک خود را که از قدیم تعیین شده تغییر نده و زمین یتیمان را بزور نگیر،

11 زیرا خداوند «حامی» آن ها باقدرت است و به داد آن ها می رسد.

12 وقتی معلم‏ ترا تعلیم می دهد، از صمیم دل به سخنان آموزندۀ آنها‏ گوش بده.

13 از تأدیب کردن فرزند خویش کوتاهی نکن، زیرا تنبیه او را نمی کشد،

14 بلکه جان او را از هلاکت نجات می دهد.

15 فرزندم، اگر حکمت بیآموزی، دل من شاد می شود،

16 و هنگامی که سخن راست بگوئی تمام وجودم به وجد می آید.

17 به بدکاران حسادت نورز، بلکه آرزوی تو اطاعت از خداوند باشد،

18 زیرا در اینصورت آیندۀ خوبی خواهی داشت و امید تو برباد نخواهد رفت.

19 فرزندم، عاقل باش و به سخنانم گوش بده. در راه راست قدم بردار

20 و با مردم شرابخور و شکم پرست معاشرت نکن،

21 زیرا کسانی که کارشان فقط خوردن و خوابیدن است، فقیر و محتاج می شوند.

22 به نصیحت پدرت که ترا به وجود آورده است، گوش بده و مادرت را هنگامی که پیر می شود، خوار نشمار.

23 در پی حقیقت باش و حکمت و ادب و دانش را کسب کن و به هیچ قیمتی آن ها را از دست نده.

24 فرزند راستکار و دانا باش تا باعث خوشی و خوشنودی پدر و مادرت شوی.

25 فرزندم، سخنان مرا بشنو و زندگی مرا سرمشق خود قرار ده.

26 بدان که زن بدکاره دام خطرناکی است.

27 او مانند راهزن در کمین قربانی های خود می نشیند و به تعداد مردم خیانتکار می افزاید.

28 مصیبت و بدبختی نصیب چه کسی می شود؟ آن کیست که همیشه جنگ و دعوا برپا می کند، بی جهت زخمی می شود و چشمانش تار می گردند؟

29 کسی که دایم شراب می خورد و بدنبال میگساری می رود.

30 پس فریفتۀ شراب گلگون نشو که در پیاله به تو چشمک می زند و بعد آهسته از گلویت پائین می رود،

31 در آخر، مثل مار کشنده ترا نیش می زند و مانند کفچه مار ترا می گزد.

32 چشمانت چیزهای عجیب و غریب می بینند و گرفتار وهم و خیال می گردی.

33 مانند کسی می شوی که در بحر خوابیده و با امواج آن دست و پنجه نرم می کند.می گوئی: «مرا زدند، اما دردی را احساس نمی کنم. چه وقت به هوش می آیم تا یک پیالۀ دیگر بنوشم؟»

34 می گوئی: «مرا زدند، اما دردی را احساس نمی کنم. چه وقت به هوش می آیم تا یک پیالۀ دیگر بنوشم؟»

24

1 به اشخاص بدکار حسادت نورز و آرزوی دوستی آن ها را نداشته باش،

2 زیرا تمام فکر و ذکر آن ها این است که به مردم ظلم کنند، و هر وقتیکه دهان می گشایند مردم را می رنجانند.

3 خانه بر بنای حکمت و دانش آباد می گردد،

4 اطاق هایش با دانائی از اسباب نفیس و گرانقیمت پُر می شوند.

5 شخص دانا و فهمیده از قدرت زیاد برخوردار است و همیشه به قدرت خود می افزاید.

6 پیروزی در جنگ مربوط به تدابیر خوب و مشورت زیاد است.

7 شخص احمق نمی تواند به حکمت دست یابد. وقتی موضوع مهمی مورد بحث قرار می گیرد، او حرفی برای گفتن ندارد.

8 کسی که دایم نقشه های پلید در سر می پروراند، عاقبت رسوا می شود.

9 نقشه های آدم احمق گناه آلود اند و کسی که دیگران را مسخره می کند، مورد نفرت همۀ مردم می باشد.

10 اگر سختی های زندگی را تحمل کرده نتوانی، شخص ضعیفی هستی.

11 از نجات دادن کسی که به ناحق محکوم شده است، کوتاهی نکن.

12 نگو که از ماجرا بیخبر بوده ای، زیرا خدائی که جان ترا در دست دارد و از دل تو آگاه است، می داند که تو از همه چیز باخبر بوده ای. او هر کسی را مطابق اعمالش جزا می دهد.

13 فرزندم، همانطوری که خوردن عسل کام ترا شیرین می کند، کسب حکمت نیز برای جان تو شیرین خواهد بود. کسی که حکمت می آموزد آیندۀ خوبی در انتظارش می باشد و امیدهای او برباد نمی رود.

14 مانند بدکاران نباش که منتظر هستند تا خانهٔ مردم درستکار را غارت و ویران کنند،

15 زیرا شخص راستکار حتی اگر هفت بار هم بیفتد، باز بر می خیزد، ولی اشخاص بدکار گرفتار بلا شده سرنگون می گردند.

16 وقتی دشمنانت دچار مصیبت می شوند، خوشحال نشو و هنگامی که می افتند خوشی نکن،

17 زیرا خداوند این کار ترا می بیند و نمی پسندد و آنگاه از مجازات آن ها دست بر می دارد.

18 بخاطر مردم بدکار، تشویش نداشته باش و به آن ها حسادت نورز،

19 زیرا شخص بدکار آینده ای ندارد و چراغش خاموش می شود.

20 فرزندم از خداوند و پادشاه بترس و با کسانی که علیه آن ها شورش می کنند همدست نشو.

21 زیرا نابودی آن ها ناگهانی است و کسی نمی داند که خداوند و پادشاه چه بلائی را بر سر آن ها می آورد.

22 مردان حکیم این سخنان را نیز گفته اند: قاضی نباید در وقت محاکمه از کسی طرفداری کند.

23 هر کسی که به مجرم بگوید: «تو بیگناه هستی»، مورد لعنت و نفرت مردم قرار می گیرد.

24 اما شخصی که گناهکار را محکوم کند، سعادت و برکت نصیبش می شود.

25 جواب صادقانه مانند بوسۀ یک دوست دلچسپ است.

26 اول کار و کسبی برای خود پیدا کن و بعد خانه و خانواده ات را تشکیل بده.

27 علیه همسایه ات شهادت دروغ مده و سخنان غلط در باره اش بر زبان نیاور.

28 نگو: «همان بلائی را که بر سر من آورده بر سر خودش می آورم.»

29 از کنار مزرعۀ آدم تنبل و تاکستان مرد احمق گذشتم.

30 در همه جا خار روئیده بود. علف های هرزه زمین را پوشانده و دیوار مزرعه فروریخته بود.

31 با دیدن این منظره به فکر فرورفتم و این درس را آموختم:

32 کسی که دست بر دست هم می گذارد و دایم می خوابد و استراحت می کند،عاقبت فقر و تنگدستی مثل راهزن مسلحی به سراغش می آید.

33 عاقبت فقر و تنگدستی مثل راهزن مسلحی به سراغش می آید.

25

1 اینها نیز از امثال سلیمان اند که کاتبانِ حزقیا، پادشاه یهودا آن ها را نقل کرده اند:

2 عظمت خدا در پوشاندن اسرارش می باشد، اما عظمت پادشاه در دانستن عمق مسائل.

3 پی بردن به افکار پادشاه مانند دست یافتن به آسمان و عمق زمین، غیر ممکن است.

4 ناپاکی را از نقره جدا کن تا زرگر بتواند از آن ظرفی بسازد.

5 مأمورین بدکارِ پادشاه را از او دور کن تا تخت او در عدالت پایدار بماند.

6 وقتی بحضور پادشاه می روی، خود را شخص بزرگی مپندار و در جای بزرگان منشین،

7 چون بهتر است به تو گفته شود: «بالا تر بنشین»، از اینکه ترا در برابر چشمان بزرگان در جای پائینتر بنشانند.

8 وقتی با همسایه ات اختلاف داری، به عجله به محکمه نرو، زیرا اگر در آخر ثابت شود که حق با او بوده است، تو چه خواهی کرد؟

9 وقتی با همسایه ات دعوا می کنی، رازی را که از دیگران شنیده ای فاش نکن،

10 زیرا در اینصورت دیگر کسی به تو اطمینان نخواهد کرد و بدنام خواهی شد.

11 سخنی که بجا گفته شود، مانند نگین های طلا است که در ظرف نقره ای نشانده شده باشند.

12 نصیحت شخص دانا برای گوش شنوا مانند حلقۀ طلا و جواهر، با ارزش است.

13 خدمتگار صادق همچون آب سرد در گرمای تابستان، روح آقای خود را تازه می کند.

14 کسی که دَم از سخاوت می زند، اما چیزی به کسی نمی بخشد، مانند ابر و بادی است که باران نمی آورد.

15 شخص صبور می تواند حتی حاکم را قانع سازد و زبان نرم می تواند هر مانعی قوی را از بین بردارد.

16 اگر به عسل دست یابی زیاد از حد نخور، زیرا ممکن است دل بد شوی و استفراغ کنی.

17 به خانۀ همسایه ات زیاد از حد نرو، مبادا از تو سیر و متنفر شود.

18 شهادت دروغ مثل تبر و شمشیر و تیرِ تیز، صدمه می زند.

19 اعتماد کردن به شخص خائن در زمان سختی مانند جویدن غذا با دندان لق و دویدن با پای شکسته است.

20 آواز خواندن برای شخص غمگین مثل کشیدن لباس از تن، در هوای سرد و پاشیدن نمک بر زخم او است.

21 اگر دشمنت گرسنه باشد، به او غذا بده و اگر تشنه باشد، او را آب بنوشان.

22 این عمل تو او را شرمنده می سازد و خداوند به تو پاداش می دهد.

23 همانطوری که بادِ شمال باران می آورد، بدگوئی هم خشم و عصبانیت ببار می آورد.

24 سکونت در گوشۀ بام بهتر است از زندگی کردن با زن ستیزه جو در خانۀ مشترک.

25 خبر خوشی که از دیار دور می رسد، همچون آب سردی است که به کام شخص تشنه لب می ریزد.

26 سازش آدم راستکار با شخص بدکار مانند آلوده کردن منبع آب و گِل آلود ساختن چشمه است.

27 همانطوری که افراط در خوردن عسل مضر است، انتظار تعریف و تمجید از مردم نیز ناپسند است.کسی که بر نفس خویش تسلط ندارد، مثل شهر بی دیوار و آمادۀ انهدام است.

28 کسی که بر نفس خویش تسلط ندارد، مثل شهر بی دیوار و آمادۀ انهدام است.

26

1 همانطوری که باریدن برف در تابستان یا باران در فصل درو خلاف قانون طبیعت است، احترام داشتن به اشخاص نادان هم جایز نیست.

2 نفرین، اگر مستحق آن نباشی، صدمه ای به تو نمی رساند و مانند پرنده ای است که به هر طرف پرواز می کند و در جائی نمی نشیند.

3 قمچین برای اسپ، قیزه برای الاغ و چوب برای تنبیه احمق ضرور است.

4 کسی که به سؤال احمقانه جواب بدهد، مثل سؤال کنندۀ آن احمق است.

5 پس باید به سؤال احمقانه جواب احمقانه داد تا کسی که سؤال کرده فکر نکند که عاقل است.

6 کسی که به دست آدم احمق پیغام می فرستد، مثل شخصی است که پای خود را قطع می کند و یا زهر می خورد.

7 مَثَلی که از دهان شخص نادان بیرون می آید، مانند پای لنگ سست است.

8 احترام داشتن به آدم احمق مانند بستن سنگ به فلاخن کار احمقانه است.

9 مَثَلی که از دهان آدم احمق بیرون می آید، همچون خاری که به دست شخص احمق فرو می رود و او حس نمی کند، بی اثر است.

10 کسی که آدم احمق را استخدام می کند، مانند تیراندازی است که هر رهگذری را مجروح می سازد.

11 همانطوری که سگ به استفراغ خود بر می گردد، به همان ترتیب شخص احمق حماقت خود را تکرار می کند.

12 کسی که در نظر خودش عاقل است، از یک احمق هم نادان تر است.

13 آدم تنبل پای خود را از خانه بیرون نمی گذارد و می گوید: «شیرهای درنده در کوچه ها هستند!»

14 او مانند دروازه ای که بر پاشنۀ خود می چرخد، در رختخواب می غلتد و از آن جدا نمی شود.

15 دست خود را بطرف بشقاب دراز می کند، اما از فرط تنبلی لقمه را به دهان خود نمی گذارد.

16 با اینهم او خود را داناتر از هفت مرد عاقل می داند.

17 کسی که در دعوائی دخالت می کند که مربوط به او نیست، مانند شخصی است که از گوشهای سگی می گیرد.

18 شخصی که همسایۀ خود را فریب بدهد و بعد به او بگوید که شوخی کرده است، مثل دیوانه ای است که به هر طرف آتش و تیرهای مرگبار پرتاب می کند.

19 اگر هیزم نباشد، آتش خاموش می شود. اگر سخن چین نباشد، نزاع فرو می نشیند.

20 همانطوری که زغال و هیزم آتش را مشتعل می سازد، مرد ستیزه جو هم جنگ و دعوا را برپا می کند.

21 حرف های آدم سخن چین مانند لقمه های لذیذی است که با لذت بلعیده می شوند.

22 سخنان شیرین و فریبنده، شرارت دل را پنهان می کند، درست مثل لعابی که ظرف گِلی را می پوشاند.

23 شخص کینه توز با حرف های خود کینۀ دل خود را مخفی می کند،

24 اما تو فریب حرف های فریبندۀ او را نخور، زیرا دلش پُر از نفرت است.

25 اگرچه نفرت خود را با حیله پنهان می کند، ولی سرانجام خوی پلید او بر همه کس آشکار می گردد.

26 هر کسی که برای دیگران چاه بکند، خودش در آن می افتد. هر که سنگی را بطرف دیگران بغلتاند، آن سنگ بر می گردد و بالای خود او می افتد.زبان درغگو از شنونده اش نفرت دارد و به او آسيب می رساند. سخن چاپلوس جز خرابی چیزی دیگری ببار نمی آورد.

27 زبان درغگو از شنونده اش نفرت دارد و به او آسيب می رساند. سخن چاپلوس جز خرابی چیزی دیگری ببار نمی آورد.

27

1 دربارۀ فردایت با غرور صحبت نکن، زیرا نمی دانی که فردا چه پیش خواهد آمد.

2 هرگز از خودت تعریف نکن، بگذار دیگران از تو تعریف کنند.

3 حمل بار سنگ و ریگ سخت است، اما تحمل سختی هائی که یک شخص احمق ایجاد می کند، از آن هم سخت تر است.

4 حسادت خطرناکتر و بی رحمتر از خشم و غضب است.

5 سرزنش آشکار از محبت پنهان بهتر است.

6 زخم دوست بهتر از بوسۀ دشمن است.

7 شکم سیر حتی از عسل کراهت دارد، اما برای شکم گرسنه هر چیزِ تلخ، شیرین است.

8 کسی که خانۀ خود را ترک می کند، همچون پرنده ای است که از آشیانۀ خود آواره شده باشد.

9 مشورۀ صمیمانۀ یک دوست همچون عطری خوشبو دلپذیر است.

10 دوست خود و دوست والدینت را هرگز ترک نکن، و وقتی که در سختی هستی، بسراغ خویشاوندانت نرو. همسایۀ نزدیک از خویشاوندان دور بهتر است.

11 فرزندم، حکمت بیآموز و دل مرا شاد کن تا بتوانم جواب کسانی را که سرزنشم می کنند، بدهم.

12 شخص زیرک خطر را می بیند و از آن اجتناب می کند، اما آدم جاهل بسوی آن می رود و خود را گرفتار می سازد.

13 از کسی که پیش تو ضامن شخص بیگانه ای می شود، گرو بگیر.

14 اگر صبح وقت با دعای خیر دوستت را از خواب بیدار کنی، دعای تو همچون لعنت خواهد بود.

15 چکیدن دائمی آب در روز بارانی و زن ستیزه جو مثل هم هستند.

16 هر که بخواهد با او مقابله کند، مثل کسی است که بخواهد مانع وزیدن باد گردد و یا اینکه روغن را در دست خود نگهدارد.

17 همانطوری که آهن، آهن را تیز می کند، دوست نیز شخصیت دوست خود را اصلاح می کند.

18 هر که از درخت انجیر نگهداری کند، از میوه اش هم خواهد خورد، و هر کسی که به آقای خود خدمت کند، عزت می یابد.

19 همانطوری که انسان در آب، انعکاس روی خود را می بیند، در قلب دیگران نیز انعکاس شخصیت خود را مشاهده می کند.

20 همانطوری که دنیای مردگان از بلعیدن زندگان سیر نمی شود، خواهشهای انسان هم هرگز ارضا نمی گردند.

21 طلا و نقره را بوسیلۀ آتش می آزمایند، اما انسان را از عکس العملش در برابر تعریف و تمجید دیگران می توان شناخت.

22 اگر شخص احمق را در هاوَن هم بکوبی، حماقتش از او جدا نمی شود.

23 مال و دارائی زود از بین می رود و تاج و تخت پادشاه تا ابد برای اولادۀ او باقی نمی ماند. پس تو با دقت از گله و رمه ات مواظبت کن،

24 زیرا وقتی بیده چیده می شود و محصول تازه ببار می آید و علف کوهستان جمع آوری می شود،

25 آنگاه از پشم گوسفندانت لباس تهیه خواهی کرد، از فروش بزهایت زمین خواهی خریدو از شیر بقیۀ بزهایت تو و خانواده و کنیزانت سیر خواهید شد.

26 و از شیر بقیۀ بزهایت تو و خانواده و کنیزانت سیر خواهید شد.

28

1 مردم بدکار می گریزند، در حالیکه کسی آن ها را تعقیب نمی کند، اما اشخاص صادق مثل شیر، شجاع هستند.

2 وقتی ملتی گرفتار آشوب می شود، دولتش به آسانی سرنگون می گردد، اما رهبران راستکار و عاقل مایۀ ثبات مملکت هستند.

3 حاکمی که بر فقرا ظلم می کند، مانند باران شدیدی است که محصول را از بین می برد.

4 قانون شکنی، ستایش مردم بدکار است، اما اطاعت از قانون، مبارزه با فساد می باشد.

5 عدالت برای مردم بدکار بی معنی است، اما پیروان خداوند اهمیت آن را بخوبی می دانند.

6 بهتر است که انسان فقیر و راستکار باشد، تا اینکه ثروتمند و فریبکار.

7 جوانی که از قانون اطاعت می کند، عاقل است، اما کسی که همنشین مردم شریر و بدکار است، باعث ننگ پدر خود می شود.

8 مالی که از راه سودخوری و منفعت جوئی از فقرا حاصل شود، عاقبت به دست کسی می افتد که بر فقرا رحم می کند.

9 خدا از دعای کسانی که احکام او را اطاعت نمی کنند، نفرت دارد.

10 هر که دام بر راه شخص راستکار بنهد و او را براه بد بکشاند، عاقبت به دام خود گرفتار می شود، اما اشخاص نیک پاداش خوبی می گیرند.

11 ثروتمندان خود را عاقل می پندارند، اما فقیر خردمند از واقعیت باطن آن ها باخبر است.

12 وقتی مردمان نیک پیروز می شوند، همه خوشی می کنند، اما هنگامی که بدکاران به قدرت می رسند، مردم مخفی می شوند.

13 هر که گناه خود را بپوشاند، هرگز کامیاب نمی شود، اما کسی که به گناه خود اعتراف کند و از آن دست بکشد، خدا بر او رحم می کند.

14 خوشا بحال کسی که از خداوند می ترسد، زیرا هر که در برابر خدا سرسختی نشان بدهد، گرفتار بلا و بدبختی می شود.

15 مردم بیچاره ای که زیر سلطۀ حاکم ظالمی زندگی می کنند، مانند کسانی می باشند که گرفتار شیر غران و یا خرس گرسنه هستند.

16 پادشاه نادان بر مردم ظلم می کند، اما آن پادشاهی که از بی عدالتی و رشوه خوری نفرت داشته باشد، سلطنتش طولانی خواهد بود.

17 عذابِ وجدان شخص قاتل، او را بسوی مجازات می برد، پس تو سعی نکن که او را از عذابش برهانی.

18 هر که در راه راست ثابت قدم باشد، در امان می ماند، اما کسی که به راههای کج برود، به زمین می خورد.

19 هر که در زمین خود زراعت کند، نان کافی خواهد داشت، اما کسی که وقت خود را به تنبلی بگذراند، فقر گریبانگیر او می شود.

20 اشخاص راستکار کامیاب می شوند، ولی کسانی که برای ثروتمند شدن عجله می کنند، بی سزا نمی مانند.

21 طرفداری، کار درستی نیست، اما قضاتی هم هستند که بخاطر یک لقمه نان بی عدالتی می کنند.

22 آدم خسیس فقط به فکر جمع آوری ثروت است، غافل از اینکه فقر در انتظار او است.

23 اگر اشتباه کسی را به او گوشزد کنی، در آخر بیشتر از کسی که پیش او چاپلوسی کرده است، از تو قدردانی خواهد کرد.

24 کسی که از والدین خود دزدی می کند و می گوید: «کار بدی نکرده ام»، از یک دزد کمتر نیست.

25 حرص و طمع باعث جنگ و جدال می شود، اما توکل نمودن بر خداوند انسان را کامیاب می سازد.

26 کسی که از عقاید خود پیروی می کند، احمق است، اما هر که پیرو حکمت باشد، در امان می ماند.

27 اگر به فقرا کمک کنی، هرگز محتاج نمی شوی، اما اگر روی خود را از آن ها برگردانی، مورد لعنت قرار می گیری.هنگامی که مردم بدکار به قدرت می رسند، مردم مخفی می شوند، اما وقتی آن ها سقوط می کنند، اشخاص راستکار قدرت را به دست می گیرند.

28 هنگامی که مردم بدکار به قدرت می رسند، مردم مخفی می شوند، اما وقتی آن ها سقوط می کنند، اشخاص راستکار قدرت را به دست می گیرند.

29

1 کسی که بعد از سرزنش زیاد بازهم سرسختی کند، ناگهان خُرد می شود و علاجی نخواهد داشت.

2 تا وقتی که قدرت به دست اشخاص نیک باشد، مردم خوشحال هستند، ولی اگر قدرت به دست افراد بد افتد، مردم می نالند.

3 پسر عاقل پدر خود را خوشحال می سازد، اما پسری که بدنبال زنان بدکار می رود، دارائی او را برباد می دهد.

4 پادشاه عادل به کشور خود ثبات می بخشد، ولی آنکه رشوت می گیرد، مملکت خود را نابود می سازد.

5 شخص متملق با چاپلوسی به دوست خود صدمه می زند.

6 اشخاص بدکار در دام گناه خود گرفتار می شوند، اما شادکامی نصیب مردم راستکار می گردد.

7 شخص راستکار نسبت به فقرا با انصاف است، اما آدم بدکار به فکر آن ها نیست.

8 شخص احمقی که دیگران را مسخره می کند، شهری را به آشوب می آورد، اما آدم دانا خشم را فرو می نشاند.

9 وقتی یک آدم عاقل با یک شخص احمق به محکمه می رود، مرد احمق خشمگین می شود و او را مسخره می کند و کار بجائی نمی رسد.

10 اشخاص خون آشام از افراد راستکار متنفرند و قصد جانشان را دارند.

11 آدم احمق بزودی خشم خود را ظاهر می سازد، اما شخص عاقل از خشم خود جلوگیری می کند.

12 اگر حاکم به سخنان دروغ گوش بدهد، تمام خادمانش دروغگو می شوند.

13 فقیر و ثروتمند در یک چیز مثل هم هستند: خداوند به هر دوی آن ها چشم بینا داده است.

14 پادشاهی که نسبت به مردم مسکین با انصاف باشد، سلطنتش همیشه پایدار می ماند.

15 برای تربیۀ کودکان چوب و‎ ‎تأديب لازم است، اگر او را آزاد گذاری و سرزنش نکنی، باعث شرمندگی مادر خود می شود.

16 وقتی اشخاص بدکار به قدرت می رسند، فساد زیاد می شود. اما مردم راستکار سقوط آن ها را بچشم خواهند دید.

17 فرزندت را تأدیب کن تا باعث خوشی و آرامش تو گردد.

18 مردمی که راهنمای شان خدا نباشد، سرکش می شوند، خوشا بحال قومی که از احکام خدا پیروی می کنند.

19 خادمان تنها با نصیحت اصلاح نمی شوند، زیرا آن ها هرچند سخنان ترا بفهمند، اما به آن ها توجه نمی کنند.

20 شخصی که بدون فکر کردن و با عجله حرف می زند، از یک احمق هم بدتر است.

21 خادمی که آقایش او را از کودکی بناز پرورده باشد، سرانجام تمام دارائی آقای خود را غصب می کند.

22 شخص تندخو نزاع برپا می کند و آدم بدخُلق فتنه انگیز است.

23 تکبر، انسان را به زمین می زند، اما فروتنی باعث سرفرازی می شود.

24 کسی که با دزد همدست می شود، به جان خود دشمنی می کند، اگر در محکمه حقیقت را بگوید، مجازات خواهد شد و اگر حقیقت را نگوید، خدا او را لعنت می ‌کند.

25 کسی که از انسان می ترسد در دام می افتد، اما هرکه بر خدا توکل می کند، در امان می ماند.

26 بسیاری از مردم از حاکم انتظار لطف را دارند، اما داوری فقط به دست خداوند است.اشخاص راستکار از بدکاران نفرت دارند و بدکاران از مردم راستکار.

27 اشخاص راستکار از بدکاران نفرت دارند و بدکاران از مردم راستکار.

30

1 سخنان و پیغام آگور، پسر یاقَه. وحی آن مرد به ایتیئیل یعنی به ایتیئیل و اُوکال.

2 من از هر آدم نادانتر هستم و شعور یک انسان را ندارم.

3 من هرگز حکمت را نیاموخته ام و دربارۀ خدا چیزی نمی دانم.

4 آن کیست که به آسمان صعود کرد و بر زمین فرود آمد؟ آن کیست که باد را در مشت خود جمع کرد و آبها را در جامۀ خود پیچید؟ آن کیست که حدود زمین را تعیین کرد؟ نام او چیست و پسرش چه نام دارد؟ اگر می دانی بگو.

5 خدا به وعدۀ خود وفا می کند. او مانند سپر از کسانی که بر او توکل دارند، حمایت می نماید.

6 به کلام او چیزی میفزا، مبادا ترا تنبیه کند و دروغگو شوی.

7 ای خدا، پیش از اینکه بمیرم، دو چیز از تو می خواهم:

8 زبان مرا از دروغ گفتن بازدار و مرا نه فقیر ساز و نه ثروتمند، بلکه خوراک مرا مطابق احتیاجم به من بده.

9 زیرا اگر ثروتمند شوم ممکن است ترا انکار کنم و بگویم: «خداوند کیست؟» و اگر نادار شوم، شاید دزدی کنم و نام ترا بیحرمت سازم.

10 هیچ وقت از کسی پیش آمرش بدگوئی نکن، مبادا ترا لعنت کند و مجرم شوی.

11 کسانی هستند که پدر و مادر خود را نفرین می کنند.

12 اشخاصی هستند که خود را پاک می دانند، در حالیکه آلوده به گناه می باشند.

13 بسا کسانی هستند که از چشمان شان کبر و غرور می بارد.

14 گروهی هستند که دندانهای خود را تیز می کنند تا بجان مردم فقیر و محتاج افتاده آن ها را ببلعند.

15 سه چیز است که مانند «جُوک» بده بده می گوید ولی سیر نمی شود، بلکه چهار چیز که نمی گوید کافی است:

16 دنیای مردگان، رَحِم نازا، زمین خشک و بی آب و آتش شعله ور.

17 کسی که پدر خود را مسخره و مادر خود را تحقیر کند، زاغها چشمانش را از کاسه بیرون می کنند و لاشخورها بدنش را می خورند.

18 سه چیز است که برای من بسیار عجیب است، بلکه چهار چیز که من آن ها را نمی فهمم:

19 پرواز عقاب در آسمان، خزیدن مار بر صخره، عبور کشتی از بحر، بوجود آمدن عشق بین زن و مرد.

20 زن بدکار زنا می کند و با بی شرمی می گوید: «گناهی نکرده ام.»

21 به سبب سه چیز زمین تکان می خورد و چهار چیز است که تاب تحمل آن ها را ندارد:

22 غلامی که به سلطنت می رسد، احمقی که سیر و توانگر شود،

23 زن بداخلاقی که شوهر کرده باشد و کنیزی که جای خانم خانه را می گیرد.

24 در زمین چهار چیز جسماً کوچک هستند، اما شعورِ بسیار دارند:

25 مورچه ها باوجودیکه ضعیف هستند، اما در تابستان برای زمستان خوراک ذخیره می کنند؛

26 موشهای صحرائی با آنکه ناتوانند، اما در بین صخره ها برای خود لانه می سازند؛

27 ملخها هر چند رهبری ندارند، ولی در دسته های منظم حرکت می کنند؛

28 و چلپاسه ها که می توان آن ها را در دست گرفت، اما در قصرهای پادشاهان هم راه دارند.

29 سه چیز است که خوش خرام است، بلکه چهار چیز است که خوش قدم می باشد:

30 شیر که پادشاه حیوانات است و از هیچ چیزی نمی ترسد،

31 طاؤس، بز نر، و پادشاهی که سپاهیانش همراه او هستند.

32 اگر از روی حماقت مغرور شده و نقشه های پلید کشیده ای، از این کارهایت دست بکش.از جک زدن شیر مسکه به دست می آید، از ضربه زدن به بینی خون جاری می شود و از برانگیختن خشم نزاع برپا می گردد.

33 از جک زدن شیر مسکه به دست می آید، از ضربه زدن به بینی خون جاری می شود و از برانگیختن خشم نزاع برپا می گردد.

31

1 اینها سخنانی است که مادر لموئیل پادشاه به او تعلیم داد:

2 ای پسر من، ای پسری که ترا با نذر و دعا بدنیا آورده ام.

3 نیروی جوانی ات را صرف زنان مکن، زیرا آن ها باعث نابودی پادشاهان شده اند.

4 ای لموئیل، به پادشاهان نمی زیبد که شراب بنوشند و نه شهزادگان را که خواهان مسکرات باشند.

5 مبادا بنوشند و قوانین را فراموش کنند و نتوانند به داد مظلومان برسند.

6 مسکرات را به کسانی بده که در انتظار مرگ هستند و شراب را به کام کسانی بریز که در بدبختی و تلخکامی بسر می برند،

7 تا بنوشند و بیچارگی خود را فراموش کنند و مشقت خویش را دیگر بیاد نیاورند.

8 دهان بگشا و از حق کسانی که بی زبان و بیچاره هستند، دفاع کن.

9 دهان خود را باز کن و با عدالت داوری کن و به کمک مردم فقیر و مسکین بشتاب.

10 یک زن صالحه و لایق را چه کسی می تواند پیدا کند؟ ارزش او از جواهرات هم زیادتر است.

11 او مورد اعتماد شوهر خود می باشد و نمی گذارد که شوهرش به چیزی محتاج شود.

12 در سراسر عمر به شوهر خود خوبی می کند نه بدی.

13 پشم و کتان را می گیرد و با دستهای خود آن ها را می ریسد.

14 او برای تهیۀ خوراک مانند کشتیهای تاجران به راههای دور می رود.

15 پیش از آنکه هوا روشن شود از خواب بر می خیزد و برای خانوادۀ خود خوراک آماده می کند و هدایات لازم را به کنیزان خود می دهد.

16 مزرعه ای را انتخاب می کند و در بارۀ آن فکر کرده، آن را می خرد و با دسترنج خود تاکستانی آباد می کند.

17 او نیرومند و پُرکار است.

18 ارزش چیزهایی را که درست می کند، می داند و شبها تا ناوقت کار می کند.

19 با دستهای خود نخ می ریسد و پارچه می بافد.

20 از روی سخاوت به مردم فقیر کمک می کند.

21 از برف و سرما نمی ترسد، زیرا برای اهل خانۀ خود لباس گرم دوخته است.

22 برای خود نیز لباسهای زیبا از پارچه های کتان ارغوانی می دوزد.

23 شوهرش از مردان با رسوخ و محترم شهر است.

24 او لباس و کمربند تهیه می کند و به تاجران می فروشد.

25 او زنی است قوی و باوقار و از آینده بیم ندارد.

26 دهان خود را با حکمت باز می کند و تعلیم محبت آمیز بر زبان وی است.

27 او تنبلی نمی کند و احتیاجات خانوادۀ خود را فراهم می نماید.

28 فرزندانش از او خوش و راضی هستند و شوهرش او را می ستاید و می گوید:

29 «تو بر همه زنان خوب و صالح برتری داری.»

30 جمال و زیبائی، فریبنده و ناپایدار است، اما زنی که از خداوند می ترسد، قابل ستایش است.پاداش کارهایش را به او بدهید و همگی باید او را تمجید کنند.

31 پاداش کارهایش را به او بدهید و همگی باید او را تمجید کنند.