1 خوشا به حال کسی که به مشورت مردمان شریر نمی رود، در راه گناهکاران نمی ایستد و با مسخره کنندگان همنشین نمی شود،
2 بلکه میل و رغبت او در شریعت خداوند است و شب و روز در آن تفکر می کند.
3 او مثل درختی کاشته شده در کنار جویباری است که در هر موسم میوۀ خود را می دهد، برگهایش هرگز پژمرده نمی شوند و در همه کارهای خود موفق است.
4 شریران چنین نیستند، بلکه مانند کاه در اثر وزش باد به هر سو پراگنده می شوند.
5 بنابران شریران در روز قیامت به سزای اعمال شان می رسند و گناهکاران در جمع درستکاران جا نخواهند داشت.زیرا خداوند طریق درستکاران را می داند، اما عاقبت گناهکاران هلاکت و نابودی است.
6 زیرا خداوند طریق درستکاران را می داند، اما عاقبت گناهکاران هلاکت و نابودی است.
1 چرا اقوام جهان شورش می کنند؟ چرا مردم افکار پوچ و باطل را در سر خود می پرورانند؟
2 پادشاهان روی زمین قیام می کنند و حاکمان بر ضد خداوند و مسیح او مشورت می نمایند.
3 آن ها می گویند: «بیائید زنجیر بندگی خداوند را بگسلانیم و از قید و بند او خود را آزاد سازیم.»
4 خداوند که در آسمان بر تخت خود نشسته است، به آن ها می خندد و آن ها را مسخره می کند.
5 آنگاه در خشم خود آن ها را سرزنش نموده و در غضب خویش آن ها را به وحشت می اندازد و می فرماید:
6 «من پادشاه برگزیدۀ خود را در کوه مقدس خود سهیون بر تخت نشانده ام.»
7 پادشاه می گوید: «من فرمان خداوند را اعلام می کنم، زیرا به من گفته است: تو پسر من هستی امروز من پدر تو شده ام.
8 از من درخواست کن و من همۀ اقوام جهان را به تو می بخشم و اختیار تمام جهان را به دست تو می دهم.
9 تو با عصای آهنین بر آن ها حکمرانی نموده و مثل کوزۀ کوزه گران آن ها را خواهی شکست.»
10 پس ای پادشاهان توجه کنید و ای حکمرانان روی زمین آگاه باشید.
11 با ترس و احترام خداوند را عبادت کنید و با لرز خوشی نمائید.پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و شما در راههای خود هلاک شوید. زیرا غضب او ممکن است هر لحظه افروخته شود. خوشا به حال همۀ کسانی که بر او توکل دارند!
12 پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و شما در راههای خود هلاک شوید. زیرا غضب او ممکن است هر لحظه افروخته شود. خوشا به حال همۀ کسانی که بر او توکل دارند!
1 ای خداوند، دشمنانم چقدر زیاد شده اند! بسیاری بر ضد من بر می خیزند.
2 بسیاری دربارۀ من می گویند: «خدا برای او رهاننده نیست.»
3 اما تو ای خداوند، گرداگرد من سپر هستی، جلال من و باعث سرافرازی من.
4 به آواز خود نزد خداوند فریاد می کنم و او مرا از کوه مقدس خود اجابت می کند.
5 اما من در بستر خود آرامیده به خواب می روم و دوباره بیدار می شوم، زیرا خداوند از من مراقبت می کند.
6 از دهها هزار دشمنی که مرا از هر طرف احاطه کرده اند ترسی ندارم.
7 ای خداوند، برخیز، ای خدا مرا نجات بده. بر رخسار همۀ دشمنانم زده و دندانهای شریران را بشکن.نجات از جانب خداوند است؛ برکت تو بر قوم برگزیده ات باد!
8 نجات از جانب خداوند است؛ برکت تو بر قوم برگزیده ات باد!
1 ای خدای عدالت من، دعای مرا مستجاب فرما! در تنگی مرا وسعت بخشیدی. بر من رحمت نما و دعای مرا بشنو.
2 ای بنی آدم تا به کی جلال مرا بی حرمت خواهید کرد؟ تا به کی چیزهای باطل را دوست داشته و آنچه را که دروغ است می پذیرید؟
3 اما این را بدانید که خداوند اشخاص صالح را برای خود انتخاب کرده است. وقتی بحضور او دعا می کنم، دعای مرا می شنود.
4 خشم، سبب گناه شما نشود. در دلها بر بسترهای خود تفکر کنید و خاموش باشید.
5 قربانی های عدالت را تقدیم کنید و بر خداوند توکل نمائید.
6 بسیاری می گویند: «کیست که به ما احسان نماید؟» ای خداوند، نور چهرۀ خویش را بر ما بتابان!
7 شادمانی ای که در قلب من به وجود آورده ای، بیشتر از خوشی ای است که به هنگام برداشت محصول فراوان پدید می آید.به سلامتی در بستر خود می روم و می خوابم، زیرا فقط تو ای خداوند، مرا در امنیت نگه می داری.
8 به سلامتی در بستر خود می روم و می خوابم، زیرا فقط تو ای خداوند، مرا در امنیت نگه می داری.
1 ای خداوند، سخنان مرا بشنو و به تفکر من توجه فرما!
2 ای پادشاه و خدای من، به فریاد من گوش بده. زیرا به دربار تو دعا می کنم.
3 ای خداوند، سحرگاهان آواز مرا می شنوی؛ هر صبح به دربار تو دعا می کنم و مشتاقانه انتظار می کشم.
4 تو ای خدا، از گناه بیزار هستی و شرارت را تحمل نمی کنی.
5 متکبران در پیشگاه تو نمی ایستند و از همۀ شریران نفرت داری.
6 دروغگویان را نابود می سازی و از مردم قاتل و فریبکار بیزار هستی.
7 اما من بخاطر رحمت عظیم تو، به خانۀ تو داخل می شوم و تو را در عبادتگاه مقدست با ترس و احترام عبادت می کنم.
8 ای خداوند، به سبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان.
9 زیرا در زبان ایشان راستی نیست و دل شان از شرارت پُر است. گلوی ایشان قبر گشاده و زبانهای شان پُر از ریا و فریب است.
10 ای خدا، آن ها را گناهکار شمرده در دام خود شان گرفتار کن. بخاطر خطایای زیاد شان، آن ها را دور انداز زیرا بر ضد تو برخاسته اند.
11 لیکن همه کسانی که به تو پناه می آورند شاد و مسرور بوده، تو را تا به ابد ستایش می کنند، زیرا تو پناهگاه آن ها هستی و آنهائی که اسم تو را دوست دارند در تو خوشی می نمایند.زیرا تو ای خداوند راستکاران را برکت می دهی و به رضامندی مانند سپر از آن ها دفاع می کنی.
12 زیرا تو ای خداوند راستکاران را برکت می دهی و به رضامندی مانند سپر از آن ها دفاع می کنی.
1 ای خداوند، در غضب خود مرا سرزنش مکن و در خشم خود مرا جزا نده.
2 ای خداوند، بر من رحم کن زیرا که پژمرده شده ام. خداوندا، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم را درد فرا گرفته است،
3 روح من پریشان است. تا به کی ای خداوند، تا به کی؟
4 ای خداوند، بیا و مرا برهان، به خاطر رحمت خود مرا نجات بده.
5 زیرا که در موت ذکر تو نمی باشد! در قبر کیست که تو را ستایش کند؟
6 از نالۀ خویش خسته شده ام. تمامی شب تخت خوابم غرق و بسترم به اشکها تر است.
7 چشمانم از شدت غم کم نور و از دست آزار دشمنان ضعیف شده اند.
8 ای بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند آواز گریۀ مرا شنیده است.
9 خداوند ناله و زاری مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت می نماید.همۀ دشمنانم بشدت شرمنده گردیده و با خجالت و سرافگندگی رانده می شوند.
10 همۀ دشمنانم بشدت شرمنده گردیده و با خجالت و سرافگندگی رانده می شوند.
1 ای خداوند، خدای من! به تو پناه می آورم. مرا از همۀ تعقیب کنندگانم نجات و رهایی ده.
2 مبادا جان مرا مثل شیری دریده، پاره پاره کنند و نجات دهنده ای نباشد.
3 ای خداوند، خدای من! اگر این را کرده باشم که در دست من ظلمی پیدا شده،
4 یا خوبی را با بدی تلافی نموده و یا بی سبب مال دشمنانم را تاراج کرده باشم،
5 آنگاه بگذار دشمن جان مرا تعقیب نموده، به دام بیندازد و زندگی ام را بر زمین پایمال کند و عزتم را با خاک یکسان نماید.
6 ای خداوند در غضب خود برخیز، به سبب خشم دشمنانم بلند شده و برای من بیدار شو! ای که عدالت را امر فرموده ای.
7 همۀ قوم ها به حضورت جمع شوند و تو از بارگاه ملکوتی ات بر آن ها حکمرانی فرما.
8 خداوندا، تو داور همۀ قوم ها هستی. ای خداوند، مرا مطابق عدالتم و نظر به کمالی که در من است داوری کن.
9 بدی شریران را از بین برده و عادل را پایدار گردان، زیرا خدای عادل آزماینده دل و قلبها است.
10 سپر من خدا می باشد که راستدلان را نجات دهنده است.
11 خداوند داور عادل است و خشم او بر شریران هر روزه آشکار می گردد.
12 اگر کسی از گناه خود توبه نکند، خداوند شمشیر خود را تیز و کمان خود را آماده می سازد.
13 سلاح کشندۀ او مهیا و تیرهای آتشین او در کمان است.
14 زیرا شخص بدکار منشأ شرارت بوده، از ظلم حامله می گردد و دروغ را تولید می کند.
15 او حفره ای کنده و آنرا عمیق می سازد، اما چاهی را که برای دیگران می کند، خودش در آن می افتد.
16 ظلم او بر سر خود او برگشته و ستم او بر فرق خودش فرود می آید.من از خداوند بخاطر عدالت او شکرگزارم و سرود ستایش را بنام خداوند متعال می خوانم.
17 من از خداوند بخاطر عدالت او شکرگزارم و سرود ستایش را بنام خداوند متعال می خوانم.
1 ای خداوند، خدای ما! چه پُر شکوه است نام تو در تمامی زمین و جلال تو مافوق آسمان ها است.
2 حمد و ستایش را از زبان کودکان و اطفال شیرخوار به سبب دشمنان برقرار نمودی تا دشمن و انتقام گیرنده را خاموش گردانی.
3 وقتی به آسمان تو می نگرم که صنعت انگشتهای توست و به ماه و ستارگانی که آفریده ای،
4 پس انسان چیست که او را به یاد آوری و بنی آدم که از او دلجویی نمایی؟
5 او را اندکی پائینتر از خود ساختی و تاج عزت و افتخار را بر سرش گذاشتی.
6 او را بر کارهای دست خود منصوب کرده و همه چیز را زیر پای وی قرار دادی.
7 گوسفندان و گاوان و حیوانات وحشی را،
8 مرغان هوا و ماهیان دریا را و همه جانورانی که در آب زندگی می کنند.ای خداوند، خدای ما! چه پُر شکوه است نام تو در تمامی زمین!
9 ای خداوند، خدای ما! چه پُر شکوه است نام تو در تمامی زمین!
1 خداوندا، با تمامی دل تو را ستایش نموده و جمیع کارهای شگفت انگیز تو را بیان می کنم.
2 در تو خوشی و شادمانی نموده و نام تو را ای متعال می ستایم.
3 وقتی دشمنانم عقب نشینی کنند، به زمین افتاده و از حضور تو هلاک می شوند.
4 زیرا مرا با انصاف داوری کردی و چون داور عادل بر تخت خود نشسته ای.
5 امت ها را سرزنش نمودی، شریران را هلاک ساخته و نام شان را برای ابد محو کردی.
6 دشمنان نابود شدند و شهرهای شان خرابه های ابدی گردید که حتی یادی از آن ها باقی نماند.
7 اما خداوند پادشاه ابدی است. او مسند داوری خود را برقرار کرده است.
8 او جهان را با عدالت حکمرانی نموده و امت ها را با انصاف داوری می نماید.
9 خداوند قلعۀ بلند برای مظلومان است و پناهگاه امن در هنگام سختی ها.
10 آنانی که نام تو را می شناسند، به تو توکل می کنند، زیرا تو ای خداوند، کسانی را که جویای تو هستند ترک نکرده ای.
11 سرود ستایش خداوند را که بر تخت خود در سهیون نشسته است بسرائید. کارهای او را به همه امت ها اعلام کنید.
12 زیرا او که انتقام گیرندۀ خون است، ایشان را به یاد آورده و فریاد مسکینان را فراموش نمی کند.
13 ای خداوند، بر من رحم کن و به ظلمی که از دشمنان می بینم، توجه فرما. ای که رهانندۀ من از چنگال مرگ هستی.
14 تا من تو را ستایش کنم و در حضور دختر سهیون در نجات تو خوشی نمایم.
15 امت ها در چاهی که برای دیگران کنده بودند، افتادند و در دامی که برای دیگران نشانده بودند خود شان گرفتار شدند.
16 خداوند با قضاوت عادلانۀ خود، خود را به جهان شناسانیده است. شخص شریر از کار دست خود در دام گرفتار می گردد.
17 اشخاص شریر و همه اقوامی که خدا را فراموش می کنند، در راه هلاکت روانند.
18 زیرا مسکین همیشه فراموش نشده و امید بیچارگان تا به ابد ضایع نمی گردد.
19 برخیز ای خداوند، قوم ها را داوری کن تا انسان فانی پیروز نگردد.ای خداوند، ترس خود را بر ایشان چیره گردان تا امت ها بدانند که انسانهای فانی هستند.
20 ای خداوند، ترس خود را بر ایشان چیره گردان تا امت ها بدانند که انسانهای فانی هستند.
1 ای خداوند، چرا دور ایستاده ای و در اوقات سختی خود را پنهان می کنی؟
2 تکبر شریران باعث رنج و آزار مسکینان می شود. پس آن ها را در دامهای خود شان گرفتار کن.
3 زیرا افتخار شخص شریر، به دست آوردن خواسته های نفسانی اش می باشد و سپاسگزاری شخص حریص توهین به خداوند است.
4 شخص شریر در غرور خود می گوید: «بازخواست نخواهد کرد.» همۀ فکرهای او اینست که خدایی نیست.
5 راههای او همیشه مستحکم است. داوری های تو مافوق تصور و دور از او است. همۀ دشمنان خود را به نظر حقارت می نگرد.
6 او در دل خود می گوید: «هرگز لغزش نمی خورم و هیچ نوع بدی به من نمی رسد.»
7 دهن او از لعنت و فریب و ظلم پُر است و از زبان او گناه و شرارت می بارد.
8 در دهکده ها کمین می کند و مردم بیگناه را می کشد و چشمانش در جستجوی مسکینان است.
9 در جای مخفی مثل شیر در بیشۀ خود کمین می کند؛ به جهت گرفتن مسکین کمین می کند و فقیر را به دام خود کشیده، گرفتار می سازد.
10 اشخاص بیچاره کوبیده و درمانده گردیده و مسکینان در اثر شکنجۀ زورآوران از بین می روند.
11 در دل خود می گوید: «خدا فراموش کرده است؛ روی خود را پوشانیده و هرگز نمی بیند.»
12 ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود را برافراز و مسکینان را فراموش مکن!
13 چرا شخص شریر به خدا توهین می کند و می گوید: «خدا بازخواست نمی کند»؟
14 خداوندا، تو غم و مصیبت مردم را می بینی، تا به دست خود مکافات برسانی. مسکین سرنوشت خود را به تو تسلیم کرده است. مددگار یتیمان تو هستی.
15 بازوی گناهکار را بشکن و از شخص شریر بخاطر شرارتش بازخواست کن تا آن دیگر یافت نشود.
16 خداوند پادشاه ابدی است. کسانی که خدایان دیگر را پرستش می کنند، از سرزمین او محو می شوند.
17 ای خداوند تو دعاهای مسکینان را می شنوی، به آن ها قوّت قلب داده و به فریاد و زاری آن ها گوش فرا گرفته ای.تو به داد یتیمان و ستمدیدگان می رسی. تا انسان خاکی موجب ترس و وحشت دیگران نشود.
18 تو به داد یتیمان و ستمدیدگان می رسی. تا انسان خاکی موجب ترس و وحشت دیگران نشود.
1 به خداوند توکل می دارم. چرا به من می گوئید: «مثل پرنده به کوهها فرار کن.»
2 زیرا شریران کمان را به دست گرفته و تیر را آماده کرده اند تا در تاریکی آن را به دل راستکاران بزنند.
3 وقتیکه پایه های نظم فروریزد، مرد درستکار چه می تواند بکند؟
4 خداوند در عبادتگاه مقدس خود است و تخت پادشاهی او در آسمان. چشمان او می نگرد و نگاههای او بنی آدم را می آزماید.
5 خداوند شخص عادل را مورد آزمایش قرار می دهد و اما از شریر و ظلم پرور نفرت دارد.
6 بر شریران باران آتش و گوگرد را می فرستد و بادهای زهرآلود حصۀ آن ها می شود.زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست می دارد و راستکاران روی او را می بینند.
7 زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست می دارد و راستکاران روی او را می بینند.
1 ای خداوند، مدد فرما! زیرا اشخاص خداشناس دیگر وجود ندارند و مردمان امین و صادق در بین بشر دیده نمی شوند.
2 همه به یکدیگر دروغ می گویند و با لبهای چاپلوس و دل منافق سخن می رانند.
3 خداوند لبهای چاپلوس را قطع می کند و هر زبانِ متکبر را.
4 که می گویند: «با زبان خود موفق می شویم. هرچه بخواهیم می گوئیم و کیست که مانع ما شود؟»
5 خداوند می فرماید: «بخاطر ظلم بر مسکینان و نالۀ فقیران، بر می خیزم و نجاتی را که منتظر آن هستند به آن ها می دهم.»
6 سخنان خداوند، سخنان خالص و پاک اند؛ مانند نقره ای که هفت بار در کوره تصفیه شده باشد.
7 تو ای خداوند، آن ها را محافظت می کنی؛ از این نسل تا به ابد.وقتی خیانت و پلیدی در بین مردم رایج می شود، شریران در هر گوشه و کنار دیده می شوند.
8 وقتی خیانت و پلیدی در بین مردم رایج می شود، شریران در هر گوشه و کنار دیده می شوند.
1 ای خداوند، تا به کی مرا همیشه فراموش می کنی؟ تا به کی رویت را از من می پوشانی؟
2 تا به کی افکارم مرا آزار دهند و دل من هر روزه از غم پُر باشد؟ تا به کی دشمنم بر من سربلندی کند؟
3 ای خداوند، خدای من! بر من رحم کن و دعایم را قبول فرما! چشمانم را روشن کن تا خواب مرگ مرا فرا نگیرد.
4 مبادا دشمنم بگوید: «بر او پیروز شدم.» و مخالفانم از پریشانی ام شاد شوند.
5 اما من به رحمت تو توکل می دارم، دل من در نجات تو خوشی می کند.برای خداوند سرود می خوانم، زیرا که به من احسان نموده است.
6 برای خداوند سرود می خوانم، زیرا که به من احسان نموده است.
1 احمق در دل خود می گوید: «خدائی نیست.» اعمال شان فاسد و زشت است و حتی یک نفر نیکوکار نیست.
2 خداوند از آسمان بر بنی آدم می نگرد تا ببیند که آیا شخص دانا و خداجوئی وجود دارد.
3 همه گمراه و فاسد شده اند. نیکوکاری نیست، حتی یک نفر هم نیست.
4 آیا همۀ این بدکاران شعور ندارند که قوم برگزیدۀ خدا را مثل نان می خورند و نام خداوند را یاد نمی کنند؟
5 پس ترس بر ایشان چیره می گردد، زیرا خداوند در بین عادلان حضور دارد.
6 وقتی امید مسکینان را خوار بدانند، خداوند آن ها را در پناه خود می گیرد.ای کاش خداوند برای نجات اسرائیل از سهیون بیاید. وقتی که خداوند اسیران قوم برگزیدۀ خود را باز گرداند، یعقوب خوشی می کند و اسرائیل شادمان می شود.
7 ای کاش خداوند برای نجات اسرائیل از سهیون بیاید. وقتی که خداوند اسیران قوم برگزیدۀ خود را باز گرداند، یعقوب خوشی می کند و اسرائیل شادمان می شود.
1 ای خداوند، چه کسی می تواند به عبادتگاه تو داخل شود؟ و کیست که بر کوه مقدس تو ساکن گردد؟
2 آن کسی که بی عیب بوده، عدالت را بجا آورده و قلباً راستگو باشد.
3 که از غیبت خودداری نماید، به همسایۀ خود بدی نکند و بدگوئی در مورد اقارب خویش را قبول نکند.
4 کسی که معاشرت بدکاران را خوار، ولی اشخاص خداترس را محترم شمارد، به قول خود وفا کند اگرچه به زیانش تمام شود،از سودخوری پرهیز نماید و از مردم رشوه نگیرد. این چنین شخص تا به ابد مستحکم می باشد.
5 از سودخوری پرهیز نماید و از مردم رشوه نگیرد. این چنین شخص تا به ابد مستحکم می باشد.
1 ای خداوند، مرا در پناه خود نگهدار، زیرا بر تو توکل دارم.
2 به خداوند گفتم: «تو خداوند من هستی، نیکویی من نیست غیر از تو.»
3 اما مقدسانی که در زمین اند و خاصان تو، تمامی خوشی من در ایشان است.
4 غم و اندوه آنهای که پیرو خدایان غیر هستند، زیاد می شود. من برای این خدایان قربانی نمی کنم و حتی نام شان را هم بزبان نمی آورم.
5 ای خداوند تو همه چیز من هستی. آنچه را که نیاز دارم به من اعطا کرده ای و آیندۀ من در دستهای تو است.
6 آنچه به من بخشیده ای نیکوست و میراث من عالی.
7 خداوند را شکرگزارم، زیرا که مرا راهنمائی می کند. شب هنگام نیز وجدانم مرا هوشدار می دهد.
8 خداوند را همیشه پیش روی خود می بینم. چونکه در دست راست من است، لغزش نمی خورم.
9 از این رو دل من خوشی می کند و وجودم از شادمانی لبریز می گردد. بدنم نیز در امنیت ساکن می باشد.
10 زیرا جانم را در عالم مرگ ترک نمی کنی و نمی گذاری که بندۀ برگزیده ات فساد را ببیند.تو راه زندگی را به من می آموزی. در حضور تو کمال خوشی است و در دست راست تو سُرُور ابدی.
11 تو راه زندگی را به من می آموزی. در حضور تو کمال خوشی است و در دست راست تو سُرُور ابدی.
1 ای خداوند، فریاد عدالت خواهانۀ مرا بشنو و به دعای من که از دل بی ریا بر می آید، توجه فرما!
2 داوری من از حضور تو صادر شود، زیرا چشمان تو حقیقت را می بیند.
3 تو از دل من آگاهی و شب هنگام نزد من آمده ای. مرا کاملاً آزموده ای و خطایی در من نیافته ای، زیرا قصد کردم که هیچ بدی در سخنانم نباشد.
4 در اطاعت از کلام لبهای تو، خود را از اعمال زشت آدمیان و راههای ظالمان نگاه داشته ام.
5 قدم هایم در راه تو ثابت است، پس پاهایم نمی لغزند.
6 ای خدا، من تو را می خوانم زیرا که مرا اجابت می نمائی. پس به من گوش بده و دعای مرا بشنو.
7 رحمت خود را بنمایان. ای که با دست راست خود، آنهای را که به تو توکل دارند، از شر دشمنان می رهانی.
8 مرا مثل مردمک چشم حفظ کن و در زیر سایۀ بالهای خود پناهم ده.
9 از دست شریرانی که نابودی مرا می خواهند و از دشمنان جانم که مرا احاطه کرده اند.
10 این سنگدلان با زبان خویش سخنان تکبرآمیز می گویند.
11 به هر جایی که می روم تعقیبم می کنند و در نظر دارند که مرا پایمال کنند.
12 مثل شیری که هوس دریدن دارد و مانند شیر بچه ای که در بیشۀ خود در کمین است.
13 ای خداوند برخیز و در مقابل شریر قرار گرفته و او را از پای درآور و جانم را با شمشیر خود نجات ده.
14 ای خداوند مرا با دست خویش از اهل جهان که هدف شان در زندگی فقط اندوختن مال و دارائی است برهان. آنهائی که شکم خود را از نعمت های تو پُر ساخته و از اولاد سیر شده اند و برای آن ها مال و ثروت می اندوزند.و اما من روی تو را در عدالت می بینم، و چون بیدار می شوم از دیدار تو سیر می گردم.
15 و اما من روی تو را در عدالت می بینم، و چون بیدار می شوم از دیدار تو سیر می گردم.
1 ای خداوند، ای قوّت من! تو را محبت می نمایم.
2 خداوند صخرۀ من است و پناهگاه و نجات دهندۀ من. خدایم صخرۀ من است که به او پناه می برم. او سپر من و رهانندۀ نیرومند و پناهگاه امن من است.
3 خداوند را که شایستۀ ستایش است، می خوانم. پس، از دشمنانم رهایی می یابم.
4 رشته های مرگ مرا احاطه کرده و امواج نیستی مرا ترسانیده بود.
5 رشته های گور بدورم پیچیده شده و دامهای مرگ در سر راهم قرار داشت.
6 در افسردگی و پریشانی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خود فریاد برآوردم. او آواز مرا از عبادتگاه مقدس خود شنید و فریاد من به حضورش به گوش وی رسید.
7 آنگاه از خشم او زمین تکان خورده و لرزان گردید. کوهها لرزیدند و اساس آن ها متزلزل شد.
8 از بینی او دود برآمد و از دهانش شعلۀ سوزنده فروزان شد و آتش ها از آن افروخته گردید.
9 آسمان را پاره کرد و فرود آمد و زیر پاهایش تاریکی غلیظی بود.
10 بر کَروب، یعنی فرشتۀ مقرب، سوار بود و بر بالهای تندباد پرواز می کرد.
11 تاریکی را همچو پرده و خیمه ای بدور خود قرار داد. مثل تاریکی آب های عمیق و ابر های غلیظ آسمان.
12 درخشندگی حضور او، ابر های تیره را شگافت و ژاله و شعله های آتش پدید آورد.
13 آنگاه خداوند از آسمان با صدای رعدآسا سخن گفت و آواز خداوند متعال از میان ژاله و شعله های آتش شنیده شد.
14 پس تیرهای خود را فرستاد و ایشان را پراگنده ساخت و با رعد و برق آن ها را پریشان کرد.
15 آنگاه به امر تو ای خداوند و با دمیدن نَفَس تو، اعماق بحرها نمایان شدند و اساس زمین آشکار گردید.
16 آنگاه از عالم بالا فرستاده، مرا برداشت و از اعماق آب های بسیار بیرون کشید.
17 او مرا از دست دشمنان زورآورم رهایی داد و از بدخواهانی که قویتر از من بودند.
18 در روز بلای من بر سرم ریختند، اما خداوند پشتیبان من بود.
19 او مرا به جای وسیع آورد و نجات داد، زیرا که از من خوشنود بود.
20 خداوند مرا مطابق عدالتم اجر داد و بر حسب پاکی دستم پاداش داد.
21 زیرا که طریق های خداوند را پیروی نموده و از حضور او منحرف نگردیدم.
22 جمیع اوامر او را مد نظر داشته و فرایض او را از خود دور نکرده ام،
23 در حضور او بی عیب بوده ام و از گناه خودداری کرده ام،
24 بنابران خداوند مرا مطابق عدالتم و بر حسب پاکی دستم پاداش داده است.
25 به اشخاص وفادار، وفادار هستی و به مردم کامل، کامل.
26 با کسانی که پاک هستند به پاکی رفتار می نمائی. با آنهائی که مکار هستند با مکر معامله می کنی.
27 زیرا مردم مظلوم را نجات می بخشی و اشخاص متکبر را سرنگون می کنی.
28 خداوندا، چراغ مرا برافروز. ای خداوند، خدای من، تو راه تاریک مرا روشن می کنی.
29 با کمک تو بر صفوف دشمن حمله می کنم و با خدای خود از حصارها می گذرم.
30 راه خدا کامل است و کلام او قابل اطمینان. او برای کسانی که به او پناه می آورند، سپر است.
31 زیرا کیست خدا غیر از یهوه؟ و کیست صخره ای غیر از خدای ما؟
32 خدایی که مرا قوّت می بخشد و راههای مرا راست می گرداند.
33 پاهای مرا مثل پاهای آهو چُست و چالاک ساخته است و بر کوهها استوارم نگاه می دارد.
34 دستهایم را برای جنگ ماهر می سازد تا بازوانم بتوانند از کمان برنجی کار بگیرند.
35 تو به من سپر نجات را بخشیدی. دست توانای تو حمایتم کرد و مهربانی تو مرا وسعت بخشیده است.
36 راه را برای قدم هایم فراخ کردی تا نلغزم.
37 دشمنانم را تعقیب نموده، به آن ها رسیدم و تا که آن ها را از بین نبردم بر نگشتم.
38 آن ها را بزمین کوبیدم تا نتوانند برخیزند و زیر پاهایم افتادند.
39 زیرا تو مرا برای جنگ قوّت بخشیدی و دشمنانم را بزیر پاهایم افگندی.
40 دشمنانم را مجبور کردی که عقب نشینی کنند و از من فرار نمایند و من خصمانم را نابود کردم.
41 آن ها برای کمک زاری نمودند، اما رهانندۀ نبود. بحضور خداوند استغاثه کردند، اما او هم به آن ها جوابی نداد.
42 ایشان را مثل غبار به دست باد سپردم و مثل گِل و لای کوچه ها دور ریختم.
43 در جنگها پیروزم کرده، حکمفرمای ملتها ساختی و قومی را که نشناخته بودم، خدمتگار من شدند.
44 به مجردیکه نام مرا شنیدند تابع من گردیدند و در برابر من سر تعظیم خم کردند.
45 بیگانگان جرأت خود را باخته، با ترس و لرز از قلعه های خود بیرون آمدند.
46 خداوند زنده است! متبارک باد صخرۀ من و متعال باد خدای نجات من!
47 خدائی که انتقام مرا از دشمنان می گیرد و ملل جهان را به دست من مغلوب می سازد.
48 او مرا از دست دشمنان رهایی بخشید، پیش بدخواهان سرفرازم ساخت و از مردم ظالم نجاتم داد.
49 بنابران ای خداوند، تو را در میان مردم ستایش کرده و به نام تو سرود سپاسگزاری می خوانم.او پادشاه خود را به پیروزی شایانی نایل می سازد و به برگزیدۀ خود رحمت نموده است، یعنی به داود و نسل های او تا به ابد.
50 او پادشاه خود را به پیروزی شایانی نایل می سازد و به برگزیدۀ خود رحمت نموده است، یعنی به داود و نسل های او تا به ابد.
1 آسمان جلال خدا را آشکار می سازد و فضای بیکران صنعت دستهای او را بیان می کند.
2 روز سخن می راند تا روز و شب معرفت خدا را بیان می کند تا شب.
3 بدون سخنی، بدون یک کلمه حرف و در عالم سکوت،
4 پیام شان به تمام روی زمین می رسد و آواز شان از دورترین نقطۀ دنیا شنیده می شود.
5 خدا برای آفتاب خیمه ای در آسمان برپا کرده است، او مثل دامادی است که از حُجلۀ خود بیرون می آید و مانند قهرمانی که بی صبرانه منتظر مسابقه می باشد.
6 از یک سوی آسمان به سوی دیگر می خرامد، و هیچ چیز از حرارت او پنهان نمی ماند.
7 شریعت خداوند کامل است و جان را تازه می سازد. شهادات خداوند قابل اطمینان است و ساده دلان را حکمت می بخشد.
8 فرایض خداوند راست است و دلها را شاد می کند. امر خداوند پاک است و چشم را روشن می کند.
9 ترس خداوند نیکوست و برقرار تا به ابد. احکام خداوند حق و کاملاً عادلانه است.
10 مرغوبتر از طلا و زر خالصِ زیاد، شیرینتر از شهد و عسل خالص.
11 بندۀ تو از آن ها بامعرفت می شود و پیروی از آن ها پاداش بسیار دارد.
12 کیست که از سهوهای خود آگاه باشد؟ مرا از خطاهای مخفی ام پاک ساز.
13 همچنین مرا از گناهان عمدی و غرور بازدار که بر من مسلط نشوند، آنگاه بی عیب و دور از شر گناه خواهم بود.سخنان زبانم و تفکر دلم مورد پسند تو باشد. ای خداوند که پناهگاه من و نجات دهندۀ من هستی!
14 سخنان زبانم و تفکر دلم مورد پسند تو باشد. ای خداوند که پناهگاه من و نجات دهندۀ من هستی!
1 خداوند تو را در روز سختی مستجاب کند و نام خدای یعقوب تو را سرافراز نماید.
2 خداوند از بارگاه مقدس خود به تو کمک فرماید و از سهیون به دادت برسد.
3 تمام هدیه های تو را بیاد آورد و قربانی های سوختنی تو را قبول کند.
4 خداوند آرزو های قلبی ات را برآورده سازد و در نقشه هایی که داری موفقت گرداند.
5 آنگاه بخاطر پیروزی هایت فریاد خوشی را بر می آوریم و بنام خدای خود عَلَم خویش را بر می افرازیم. خداوند تمام دعاهایت را قبول فرماید!
6 حالا یقین دارم که خداوند برگزیدۀ خود را معاونت می کند و از جایگاه مقدس خود او را اجابت نموده و با قدرت بازوی خود به پیروزی های بزرگی نایل می گرداند.
7 بعضی به عراده های جنگی خود می بالند و برخی به اسپ های خویش، اما ما نام خداوند، خدای خود را یاد می کنیم.
8 آن ها می لغزند و می افتند، ولی ما برخاسته و ایستاده ایم.ای خداوند، پادشاهت را پیروز گردان، و وقتی از تو کمک می خواهیم، ما را مستجاب فرما.
9 ای خداوند، پادشاهت را پیروز گردان، و وقتی از تو کمک می خواهیم، ما را مستجاب فرما.
1 ای خداوند، پادشاه از قوّتی که به او داده ای شادمانی می کند و از پیروزی های که به او بخشیده ای بسیار خوشحال است.
2 آرزو های دل او را به وی بخشیدی و حاجات او را که به زبان آورد رد نکردی.
3 زیرا با برکات نیکو او را ملاقات کردی و تاجی از طلای ناب را بر سرش نهادی.
4 زندگی را از تو خواست و آنرا به وی دادی و عمر طولانی را تا به ابد.
5 با کمک تو به عزت و شکوه رسید. شهرت و مقام را نصیب او کردی.
6 برکات ابدی را به او ارزانی فرمودی. حضور تو دل او را پُر از خوشی ساخته است.
7 زیرا پادشاه به خداوند اعتماد دارد و بخاطر رحمت خداوند متعال پایدار می ماند.
8 دست تو همۀ دشمنانت را خواهد زد و دست راست تو کسانی را که از تو نفرت دارند.
9 وقتی ظاهر می شوی، در آتش سوزان حضور تو می سوزند و شعلۀ خشم تو ای خداوند آن ها را می بلعد و آتش ایشان را نابود می سازد.
10 اولادۀ شان را از روی زمین محو می سازی و نسل ایشان را از میان بنی آدم.
11 آن ها قصد بدی در مقابل تو داشته و دسیسه ها می سنجند، ولی نمی توانند انجام دهند.
12 زیرا تو آن ها را هدف تیر خود قرار می دهی و آن ها بر می گردند و فرار می کنند.ای خداوند متعال، بخاطر قدرتت تو را ستایش می کنیم و عظمت تو را می سرائیم.
13 ای خداوند متعال، بخاطر قدرتت تو را ستایش می کنیم و عظمت تو را می سرائیم.
1 ای خدای من، ای خدای من! چرا مرا ترک کرده ای؟ چرا از نجات من و از فریادم دور هستی؟
2 ای خدای من، در روز دعا می کنم و مرا اجابت نمی کنی. در شب نیز می نالم و آرامش ندارم.
3 اما تو مقدس هستی، ای که بر تخت پادشاهی خود نشسته و بنی اسرائیل تو را ستایش می کنند.
4 پدران ما بر تو توکل داشتند، بر تو توکل کردند و آن ها را نجات بخشیدی.
5 بحضور تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند. بر تو توکل داشتند و خجل نشدند.
6 در نظر مردم مثل یک کِرم هستم نه انسان. ننگ آدمیان هستم و نزد قوم خود خوار و حقیر.
7 هر که مرا می بیند ریشخندم می کند. با لبهای خود به من طعنه زده، سر خود را می جنبانند و می گویند:
8 «بر خداوند توکل کند تا او را نجات دهد. او را رهایی دهد چونکه به وی رغبت دارد.»
9 اما تو بودی که مرا از رَحِم مادر بدنیا آوردی و در آغوش او به من اطمینان بخشیدی.
10 من از رَحِم متعلق به تو بوده و از شکم مادرم خدای من تو هستی.
11 پس از من جدا مشو، زیرا تنگی فرا رسیده است و کسی نیست که به من کمک کند.
12 دشمنان همچون گاوهای قوی سرزمین باشان دور مرا گرفته و احاطه ام کرده اند.
13 دهان خود را بر من مثل شیرهای درنده و غُران باز کرده اند.
14 نیروی من از بین رفته است و تمام استخوانهایم از هم جدا شده و دلم مانند موم در صندوق سینه ام آب گردیده است.
15 گلویم مثل سفال خشک شده، زبانم به کام من چسپیده است و تو مرا بر روی خاک در حال مرگ گذاشته ای.
16 دشمنان مثل سگها دَور مرا گرفته و گروه شریر دستها و پاهای مرا سوراخ کرده اند.
17 همۀ استخوانهای خود را می شمارم. دشمنان به من چشم دوخته و می نگرند.
18 رخت مرا بین خود تقسیم می کنند و برای لباس من قرعه می اندازند.
19 اما تو ای خداوند از من دور مباش. ای مددگارم به یاری من شتاب کن.
20 جانم را از شمشیر نجات ده و یگانۀ مرا از چنگ این سگها برهان.
21 مرا از دهان شیر نجات ده و از میان شاخهای گاوان وحشی برهان.
22 نام ترا به برادران خود اعلام کرده و در میان جماعت تو را ستایش می کنم.
23 ای ترسندگان خداوند، او را سپاس گوئید. ای فرزندان یعقوب، او را تمجید نمائید و ای بنی اسرائیل، از وی بترسید و او را گرامی دارید.
24 زیرا رنج رنجدیدگان را نادیده نگرفت و روی خود را از آن ها نپوشید، بلکه چون بحضور او فریاد برآوردند، دعای شان را اجابت فرمود.
25 در حضور جماعت بزرگی ترا خواهم ستود و در برابر آنهائی که ترا می پرستند، وعده های خود را ادا می کنم.
26 فقرا غذا خورده سیر خواهند شد، و جویندگان خداوند او را ستایش خواهند کرد، و شما تا به ابد زنده دل خواهید بود.
27 تمام اقوام جهان بحضور خداوند بازگشت نموده و از هر گوشۀ جهان خواهند آمد و او را پرستش خواهند کرد.
28 زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر همه اقوام حکومت می کند.
29 توانگران زمین سیر گشته و سجده خواهند کرد و انسانهای فانی در برابر او تواضع می نمایند، یعنی آنهای که قادر به زنده ساختن جان خود نیستند.
30 نسل آینده او را عبادت کرده و دربارۀ خداوند به نسلهای بعدی خبر خواهد داد.ایشان آمده و عدالت او را به قومی که متولد می شود بیان خواهند کرد که خداوند قوم برگزیدۀ خود را نجات داده است.
31 ایشان آمده و عدالت او را به قومی که متولد می شود بیان خواهند کرد که خداوند قوم برگزیدۀ خود را نجات داده است.
1 خداوند چوپان من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.
2 مرا در علفچرهای سر سبز قرار می دهد. نزد چشمه های راحت راهنمائی ام می کند.
3 به من روح تازه می بخشد و به خاطر نام خود به راههای عدالت هدایتم می نماید.
4 حتی هنگام عبور از درۀ تاریک مرگ از بدی نمی ترسم، زیرا تو همراه من می باشی. عصا و چوب دستی تو مرا تسلی می دهد.
5 در حضور دشمنانم سفره ای برایم تهیه نموده، سر مرا به روغن تدهین می نمائی و پیمانه ام را لبریز می کنی.یقیناً احسان و رحمت تو تمام روزهای عمرم با من می باشد و در خانۀ خداوند تا به ابد ساکن خواهم بود.
6 یقیناً احسان و رحمت تو تمام روزهای عمرم با من می باشد و در خانۀ خداوند تا به ابد ساکن خواهم بود.
1 زمین و همه چیزی که در آن است به خداوند تعلق دارد. او مالک جهان و همه موجودات آن است.
2 زیرا که او اساس زمین را بر بحرها نهاد و آنرا بر دریاها استوار کرد.
3 کیست که به کوه خداوند بالا رود؟ و کیست که به جایگاه مقدس او داخل شود؟
4 آن کسی که دستش به گناه آلوده نشده دل پاک داشته باشد. آن کسی که بت پرستی نمی کند و قسم دروغ نمی خورد.
5 آن شخص برکت را از خداوند دریافت می کند و عدالت را از خدای نجات خود.
6 این است کسی که جویای خداوند می باشد، جویای روی تو ای خدای یعقوب.
7 ای دروازه ها باز شوید! ای در های ابدی بگشائید، تا پادشاه جلال داخل شود.
8 این پادشاه جلال کیست؟ او خداوند قادر متعال است که در جنگها شکست نمی خورد.
9 ای دروازه ها باز شوید! ای در های ابدی بگشائید، تا پادشاه جلال داخل شود.این پادشاه جلال کیست؟ او خداوند قادر مطلق و همان پادشاه جلال است!
10 این پادشاه جلال کیست؟ او خداوند قادر مطلق و همان پادشاه جلال است!
1 ای خداوند، به سوی تو جان خود را بر می افرازم.
2 ای خدای من به تو توکل دارم. پس مگذار که شرمنده شوم و دشمنانم بر من سرافرازی کنند.
3 بلی، کسانی که چشم امید بسوی تو دارند هرگز خجل نمی شوند، اما آنهائی که خیانت می کنند شرمنده و سرافگنده می گردند.
4 ای خداوند، طریق های خود را به من بیاموز و راههای خود را به من تعلیم ده.
5 مرا به راستی خود هدایت کن و تعلیم ده، زیرا تو خدا و نجات دهندۀ من هستی. چشم امید من همیشه بسوی توست.
6 ای خداوند، شفقت و رحمت خود را بیاد آور، زیرا که آن ها از ازل بوده است.
7 خطایای جوانی و سرکشی هایم را بیاد نیاور. ای خداوند مطابق رحمت و نیکویی خویش مرا یاد کن.
8 خداوند نیک و عادل است، پس به گناهکاران راه راست را می آموزد.
9 فروتنان را به انصاف رهبری می کند و به حلیمان طریق خود را تعلیم می دهد.
10 همه راههای خداوند، برای آنهائی که به پیمان و احکام او وفادار هستند، رحمت و راستی است.
11 ای خداوند به خاطر نام خود، گناهان زیاد مرا ببخش.
12 کیست آن شخصی که از خداوند می ترسد؟ خداوند او را در طریقی که اختیار کرده است هدایت می کند.
13 جان او از نیکویی خدا برخوردار می گردد و اولادۀ او وارث زمین می شوند.
14 راز خداوند با ترسندگان او است و پیمان او به ایشان تعلیم داده می شود.
15 چشمان من همیشه به سوی خداوند است زیرا که او پاهای مرا از دام رهایی می دهد.
16 به من توجه فرما و رحم کن، زیرا که تنها و درمانده ام.
17 غمهای دلم زیاد شده است، مرا از سختی هایم نجات ده.
18 بر بینوایی و رنج من توجه فرما و همۀ گناهانم را بیامرز.
19 دشمنانم را ببین زیرا که بسیارند و به کینۀ تلخ از من نفرت دارند.
20 جانم را حفظ کن و مرا نجات ده تا شرمنده نشوم، زیرا به تو توکل دارم.
21 صداقت و راستی حافظ من باشد، زیرا که چشم امید به تو دارم.ای خداوند، اسرائیل را از جمیع سختی های وی برهان.
22 ای خداوند، اسرائیل را از جمیع سختی های وی برهان.
1 ای خداوند، به داد من برس، زیرا در صداقت رفتار می کنم و به تو توکل دارم، پس نخواهم لغزید.
2 ای خداوند، مرا امتحان کن و بیازما. قلب و وجدانم را پاکیزه گردان.
3 زیرا که رحمت تو را در نظر داشته و در راستی تو رفتار می کنم.
4 با اشخاص بد همنشین نیستم و با ریاکاران آمیزش ندارم.
5 از مشارکت با شریران متنفرم و با اشخاص فاسد معاشرت نمی کنم.
6 دستهای خود را از گناه پاک نموده و قربانگاه تو را طواف می کنم.
7 با آواز بلند سرود حمد تو را می خوانم و خبر کارهای بزرگ تو را به همه جا اعلام می دارم.
8 ای خداوند، مکان مقدس تو را دوست می دارم و جایگاهی را که جلال تو در آنجا است.
9 جانم را یکجا با گناهکاران دَرَو نکن و نه زندگی مرا با مردمان خونریز.
10 زیرا که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پُر از رشوه.
11 اما من در صداقت رفتار می کنم. مرا نجات ده و بر من رحم فرما.پاهای من در جای هموار قرار گرفته است، پس خداوند را در اجتماع مقدسین متبارک می خوانم.
12 پاهای من در جای هموار قرار گرفته است، پس خداوند را در اجتماع مقدسین متبارک می خوانم.
1 خداوند نور و نجات من است، از کی بترسم؟ خداوند پناهگاه جان من است، از کی هراسان باشم؟
2 وقتی شریران به من نزدیک شوند تا مرا نابود سازند، یعنی بدخواهان و دشمنانم، ایشان می لغزند و می افتند.
3 اگر لشکری به من حمله کند، دلم نمی ترسد و اگر برای جنگ بیایند، آنگاه نیز بر خداوند اطمینان می دارم.
4 یک چیز از خداوند می خواهم و آنرا می طلبم، که تمام ایام عمرم در خانۀ خداوند ساکن باشم تا از دیدار جمال او همیشه برخوردار باشم و در عبادتگاه او تفکر نمایم.
5 زیرا در هنگام سختی ها مرا در سایبان خود پنهان و در عبادتگاه خود مخفی می کند و بر فراز صخره ای قرار می دهد.
6 بر دشمنانی که اطرافم را احاطه کرده اند سرافراز می شوم. با فریاد خوشی در عبادتگاه او قربانی تقدیم می کنم و برای خداوند سرود ستایش می خوانم.
7 ای خداوند، فریاد مرا بشنو و رحمت فرموده، دعای مرا اجابت کن.
8 تو فرموده ای: «روی مرا بطلبید.» بلی ای خداوند، روی تو را می طلبم.
9 روی خود را از من مپوشان و بر من خشمگین مباش. تو مددگار من بوده ای. ای خدای نجات من، مرا رد مکن و ترک منما.
10 حتی اگر پدر و مادرم ترکم کنند، خداوند مرا ترک نخواهد کرد.
11 ای خداوند، طریق خود را به من بیاموز و بخاطر دشمنانم مرا به راه راست هدایت فرما.
12 مرا به دست دشمنانم نسپار، زیرا که شاهدین دروغ و آنهائی که سرچشمۀ ظلم هستند، بر ضد من برخاسته اند.
13 به یقین می دانم که نیکویی خداوند را در دیار زندگان می بینم.برای خداوند منتظر باش، دلیر شو و دلت را تقویت خواهد داد. بلی، منتظر خداوند باش.
14 برای خداوند منتظر باش، دلیر شو و دلت را تقویت خواهد داد. بلی، منتظر خداوند باش.
1 ای خداوند، نزد تو فریاد بر می آورم. ای صخرۀ من، خاموش مباش، مبادا اگر خاموش باشی، مثل آنانی گردم که به گور می روند.
2 آواز التماس مرا بشنو وقتیکه به درگاه تو زاری می کنم و دست دعا را بسوی جایگاه مقدست بر می افرازم.
3 مرا با شریران و بدکاران هلاک نساز که با همسایگان خود سخن صلح آمیز می گویند ولی آزار و اذیت در دل ایشان است.
4 با آن ها موافق کردار و اعمال زشت شان رفتار نموده و مطابق عمل دست ایشان آن ها را مجازات کن. بدی ایشان را به خود شان برگردان.
5 چون آن ها به کارهای خداوند و صنعت دست وی اهمیت نمی دهند، ایشان را ویران ساخته و اعمار نخواهی کرد.
6 خداوند متبارک باد زیرا که آواز التماس مرا شنیده است.
7 خداوند قوّت من و سپر من است. از جان و دل به او توکل کردم و مدد یافتم. پس دلم از خوشی ذوق می زند و با سرود خود او را ستایش می کنم.
8 خداوند قوّت قوم خود است و برای برگزیدۀ خویش قلعۀ نجات.قوم برگزیده ات را نجات ده و میراث خود را مبارک فرما. ایشان را چوپانی کن و تا به ابد مورد توجه خود قرار ده.
9 قوم برگزیده ات را نجات ده و میراث خود را مبارک فرما. ایشان را چوپانی کن و تا به ابد مورد توجه خود قرار ده.
1 ای موجودات آسمانی، خداوند را ستایش کنید. جلال و قوّت را برای خداوند توصیف نمائید.
2 خداوند را به جلال اسم او تمجید نمائید. خداوند را در شایستگی قدوسیت سجده کنید.
3 آواز خداوند از ورای آبها شنیده می شود. آواز خدای جلال رعدآسا است. صدای خداوند مافوق آب های بسیار است.
4 آواز خداوند با قوّت است. صدای خداوند با هیبت و با شکوه است.
5 آواز خداوند سروهای آزاد را می شکند. خداوند سروهای آزاد لبنان را می شکند.
6 خداوند کوه لبنان را مثل گوساله می جهاند و کوه حِرمون را مثل گاو بچۀ وحشی.
7 آواز خداوند رعد و برق را تولید می کند.
8 آواز خداوند بیابان را به لرزه می آورد و صحرای قادِش را متزلزل می کند.
9 آواز خداوند درختان بلوط را تکان می دهد و جنگلها را بی برگ می سازد. در عبادتگاه خداوند همگی جلال او را توصیف می نمایند.
10 خداوند بر فراز سیلاب جلوس فرموده و به عنوان پادشاه ابدی سلطنت می کند.خداوند قوم خود را قوّت می بخشد. خداوند قوم برگزیدۀ خود را به صلح و سلامتی برکت می دهد.
11 خداوند قوم خود را قوّت می بخشد. خداوند قوم برگزیدۀ خود را به صلح و سلامتی برکت می دهد.
1 ای خداوند به تو سپاس می گویم، زیرا که تو مرا نجات بخشیدی و نگذاشتی دشمنانم بر من ظفر یابند.
2 ای خداوند، خدای من، بدربار تو برای کمک زاری کردم و تو مرا شفا دادی.
3 ای خداوند، مرا از لب گور کشیدی و نجات دادی. مرا زنده ساختی تا هلاک نگردم.
4 ای مقدسان خداوند، او را ستایش کنید و با شکرگزاری قدوسیت او را ذکر نمائید.
5 زیرا که غضب او لحظه ای است، اما در لطف او حیات. خوشی صبحگاهان جایگزین گریۀ شامگاهان می گردد.
6 اما من در آسودگی و آرامی خود گفتم: «تا به ابد لغزش نمی خورم.»
7 ای خداوند، از لطف خود مرا مثل کوهی ثابت و پابرجا ساختی، اما وقتی رویت را از من پنهان کردی ترسان و پریشان شدم.
8 ای خداوند، در پیشگاه تو فریاد بر می آورم. نزد خداوند التماس کرده گفتم:
9 «از مرگ و رفتن من به گور چه فایده ای دارد؟ آیا جسد خاک شده می تواند تو را ستایش کند و راستی و وفاداری تو را بیان کند؟
10 ای خداوند، دعایم را بشنو و بر من رحم کن. ای خداوند مددگار من باش.»
11 تو غم و ماتم مرا به رقص خوشی تبدیل نمودی. تو رخت سوگواری را از من دور کرده و لباس خوشی به من پوشاندی.پس با تمام وجود برای تو سرود می خوانم و سکوت نخواهم کرد. ای خداوند، خدای من، تو را تا به ابد ستایش می کنم.
12 پس با تمام وجود برای تو سرود می خوانم و سکوت نخواهم کرد. ای خداوند، خدای من، تو را تا به ابد ستایش می کنم.
1 ای خداوند، به تو توکل دارم، پس نگذار سرافگنده شوم تا به ابد. در عدالت خویش مرا نجات بده.
2 به دعای من گوش فرا داده و هرچه زودتر مرا رهایی ده. پناهگاهی مطمئن و قلعه ای استوار برای من باش و مرا برهان.
3 زیرا صخره و قلعۀ من تو هستی. به خاطر نام خود راهنمای من باش و هدایتم فرما.
4 مرا از دامی که در خفا برایم گسترده اند برهان.
5 زیرا تو پناهگاه من هستی. روح خود را به دست تو می سپارم. ای خداوند، خدای حق، تو خونبهای مرا مهیا نموده ای.
6 آنانی که اعتماد شان به بت است، مورد نفرت قرار می گیرند، اما من به خداوند توکل دارم.
7 برای رحمت تو بسیار خوشی کرده و شادمانم. زیرا تو رنج مرا دیده و دلتنگی هایم را شناخته ای.
8 مرا به دست دشمن اسیر نساختی و قدم های مرا وسعت بخشیدی.
9 ای خداوند، بر من رحم کن، زیرا در تنگنا و سختی هستم. چشمانم از غصه کم بین شده اند و جان و بدنم نیز بیتاب.
10 عمرم در غم گذشت و سالهای زندگی را با ناله طی کردم. در اثر گناهم، نیرو و توان من کاهش یافته و استخوانهایم بدرد آمده اند.
11 نزد همۀ دشمنانم رسوا شده ام، حتی پیش همسایگانم. آشنایانم از من می ترسند و آنهائی که مرا در کوچه و بازار می بینند فرار می کنند.
12 مثل مُرده ای از خاطره ها فراموش شده و مانند ظرف شکسته ای از نظر افتاده ام.
13 تهمت های زیادی می شنوم و ترس و وحشت دورادور من است، زیرا دشمنان برایم دسیسه می سازند و نقشۀ کشتنم را می کشند.
14 اما من به تو ای خداوند توکل دارم و می گویم: «تو خدای من هستی.»
15 وقت های من در دست تو است، پس مرا از دست دشمنان و کسانی که به من جفا می رسانند رهایی ده.
16 نور چهرۀ خود را بر بنده ات بتابان و مرا به رحمت خود نجات ده.
17 ای خداوند، نگذار شرمنده شوم، زیرا نام تو را خوانده ام. بگذار شریران خجل شوند و در گور خاموش گردند.
18 زبان شخص دروغگو گنگ شود که با خشونت، گردن فرازی و سخنان زشت، عادلان را تحقیر می نمایند.
19 چه عظیم است نیکویی تو که برای خداترسان ذخیره کرده ای و آنرا پیش چشم همه بر کسانی که به تو توکل دارند، آشکار ساخته ای.
20 آن ها را در پناه حضور خود، از مکر و حیلۀ مردم حفظ می کنی و ایشان را در خیمه ای حمایت خود از زخم زبانها در امان می داری.
21 متبارک باد خداوند که رحمت شگفت انگیز خود را به من، در شهر محاصره شده ای، ظاهر ساخت.
22 من در سرگردانی خود گفتم که از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد تو فریاد برآوردم، آواز التماس مرا شنیدی.
23 ای مقدسانِ خداوند، او را دوست بدارید، زیرا خداوند اشخاص وفادار و امین را در پناه خویش نگاه می دارد، اما متکبران را به سزای اعمال شان می رساند.ای همۀ کسانی که چشم امید تان به سوی خداوند است، شجاع باشید و او دل شما را تقویت می دهد.
24 ای همۀ کسانی که چشم امید تان به سوی خداوند است، شجاع باشید و او دل شما را تقویت می دهد.
1 خوشا به حال کسی که سرکشی او آمرزیده و گناه وی پوشیده شده است.
2 خوشا به حال کسی که خداوند گناه او را به حساب نمی آورد و مکر و حیله ای در وجود او نیست.
3 تا زمانی که به گناه خود اقرار نکردم، استخوانهایم بدرد آمده و تمام روز در عذاب بودم.
4 شب و روز زجر می کشیدم. طراوت و شادابی من، همچو آبی که در گرمای تابستان تبخیر می کند، محو گردیده بود.
5 بعد به گناه خود اقرار نمودم و جُرم خود را پنهان نکرده و گفتم: «من در حضور خداوند به سرکشی خود اعتراف می کنم.» آنگاه تو گناهم را بخشیدی و از آلودگی مرا پاک ساختی.
6 پس باشد که هر شخص خداترس در زمان مطلوب به حضور تو دعا کند تا اگر سیلابهای زیادی هم به طغیان بیایند هرگز به او رسیده نتوانند.
7 تو پناهگاه من هستی و در زمان مصیبت مرا نجات می دهی. فضای گرداگرد مرا پُر از سرودهای پیروزی و رهایی می نمائی.
8 خداوند می فرماید: «من به تو حکمت می آموزم و ترا به راهی که باید بروی هدایت می کنم. ترا نصیحت می کنم و چشم از تو بر نخواهم داشت.
9 مانند اسپ و قاطر، نادان و بی شعور نباشید که به دهان شان لگام و افسار می بندند، ورنه از شما اطاعت نخواهند کرد.»
10 غم و غصۀ شخص شریر زیاد است، اما هر که به خداوند توکل کند از رحمت برخوردار می شود.پس ای عادلان در خداوند خوشی و شادمانی کنید و ای راستدلان سرود خوشی را سر کنید.
11 پس ای عادلان در خداوند خوشی و شادمانی کنید و ای راستدلان سرود خوشی را سر کنید.
1 ای عادلان در خداوند خوشی کنید، زیرا خداوند را ستودن زیبندۀ راستدلان است.
2 خداوند را با آهنگ چنگ ستایش کنید و با رباب سرود حمد او را بنوازید.
3 با سرودهای نو او را تمجید نمائید و با مهارت و آواز بلند بسرائید.
4 کلام خداوند برحق است و همه کارهای او قابل اعتماد.
5 خداوند عدالت و انصاف را دوست دارد. زمین از رحمت او پُر است.
6 به کلام خداوند آسمان ها آفریده شد و با یک کلمه ای که از او صادر شد، آفتاب، مهتاب و ستارگان بوجود آمدند.
7 آب های بحر را در یک جا جمع کرد آب های عمیق را در مخزنها ذخیره نمود.
8 ای تمام روی زمین، از خداوند بترسید، و ای جمیع مردم جهان، در حضور او با ترس و احترام بیائید،
9 زیرا که خداوند گفت و شد؛ به امر او همه چیز برقرار گردید.
10 خداوند تصامیم ملتها را بی اثر می سازد و نقشه های اقوام جهان را نیست می گرداند.
11 اما مشورت خداوند تا به ابد پایدار است و خواسته های او در تمام زمانه ها.
12 خوشا به حال ملتی که خداوند، خدای ایشان است و قومی که خداوند ایشان را برای خود برگزیده است.
13 خداوند از آسمان نگاه می کند و همۀ بنی آدم را می بیند.
14 او از بالای تخت ملکوتی خویش تمام ساکنان جهان را زیر نظر دارد.
15 او که آفرینندۀ دلهاست، از افکار و کردار انسان آگاه می باشد.
16 پادشاه به زیادی لشکر پیروز نمی گردد و هیچ عسکری به قوّت بازوی خود رهایی نمی یابد.
17 امید بستن به اسپ جنگی کار بیهوده ای است. قوّت آن نمی تواند کسی را نجات دهد.
18 اما چشمان خداوند مراقب کسانی است که از او می ترسند و بر رحمت او اتکاء دارند.
19 تا جان آن ها را از مرگ نجات دهد و در زمان قحطی ایشان را زنده نگاه دارد.
20 امید ما بر خداوند است. او مددگار و سپر ماست.
21 دلهای ما در او خوشی می کند زیرا به نام مقدس او توکل می کنیم.ای خداوند، رحمت تو بر ما باد، زیرا چشم امید ما فقط به سوی تو است.
22 ای خداوند، رحمت تو بر ما باد، زیرا چشم امید ما فقط به سوی تو است.
1 خداوند را همیشه ستایش می کنم؛ شکر و سپاس او همواره بر زبانم جاری است.
2 جان من در خداوند فخر می کند. مسکینان این را می شنوند و خوشحال می شوند.
3 بیائید خداوند را تمجید کنیم و با هم نام او را ستایش کنیم.
4 خداوند را طلبیدم و او مرا اجابت فرمود و از قید جمیع ترسهایم آزاد کرد.
5 آنهائی که بسوی او نظر می کنند، منور می گردند و هرگز خجل نخواهند شد.
6 این حقیر فریاد برآورد و خداوند او را شنید و او را از همۀ سختی هایش نجات داد.
7 فرشتۀ خداوند گرداگرد مردم خداترس است. او ایشان را محافظت کرده و می رهاند.
8 بچشید و ببینید که خداوند نیکو است. خوشا به حال کسی که به او پناه می برد.
9 ای مقدسین خداوند از او بترسید، زیرا شخص خداترس محتاج به هیچ چیزی نمی باشد.
10 شیرها نیز نیازمند و گرسنه می گردند، اما کسانی که جویای خداوند هستند، از هیچ نعمت نیکو بی بهره نمی باشند.
11 ای فرزندان، بیائید و به من گوش بدهید تا به شما درس خداترسی را بیاموزم.
12 آیا آرزومند زندگی هستی و دوست داری که عمر طولانی داشته باشی تا سعادت و نیکویی را ببینی؟
13 پس خود را از بدی و لبهایت را از سخنان فریبنده نگاه دار.
14 از شرارت دوری نما و نیکویی کن؛ جویای صلح باش و جهت برقراری آن کوشش نما.
15 چشمان خداوند بسوی عادلان است و گوشهای وی متوجه فریاد ایشان.
16 روی خداوند ضد شریران است تا اثر ایشان را از زمین محو سازد.
17 وقتی راستکاران فریاد بر می آورند، خداوند ایشان را شنیده و از تمام سختی ها نجات می دهد.
18 خداوند نزدیک دل شکستگان است و آنانی را که افسرده و اندوهگین اند، نجات می دهد.
19 رنج و زحمات شخص عادل زیاد است، اما خداوند او را از همۀ آن ها می رهاند.
20 خداوند تمام استخوانهای او را حفظ می کند و نمی گذارد حتی یکی از آن ها شکسته شود.
21 شریر از شرارت خود هلاک می گردد و دشمنان شخص عادل مورد بازخواست قرار می گیرند.خداوند جان بندگان خود را نجات می دهد و از کسانی که به او پناه می برند بازخواست نمی شود.
22 خداوند جان بندگان خود را نجات می دهد و از کسانی که به او پناه می برند بازخواست نمی شود.
1 ای خداوند، با دشمنان من دشمنی نما و جنگ کن با کسانی که با من می جنگند.
2 سپر و زره را بگیر و برای کمک من برخیز.
3 نیزه و شمشیر را بر ضد تعقیب کنندگانم بلند کن و مرا از نجات جانم مطمئن ساز.
4 آنانی که قصد جان مرا دارند، شرمنده و رسوا شوند و کسانی که بدخواه من هستند، شکست خورده و خجل گردند.
5 مثل کاه در برابر باد باشند و فرشتۀ خداوند آن ها را براند.
6 راه شان تاریک و لغزنده گردد و فرشتۀ خداوند در تعقیب شان باشد.
7 زیرا دام خود را بی سبب برای من گسترده و برای جان من بی جهت چاه کنده اند.
8 پس بلای ناگهانی بر سر شان بیاید و به دامی که برای من نهاده اند، خود شان گرفتار شوند و هلاک گردند.
9 آنگاه جان من در خداوند شادمانی می کند و بخاطر نجاتی که او می دهد خوشحال می گردد.
10 با تمام وجودم می گویم: «ای خداوند، کیست مانند تو که شخص ضعیف را از دست زورمندان برهاند و مسکین و بینوا را از دست تاراجگران؟»
11 شاهدان بی رحم بر ضد من برخاسته و مرا به کاری که نکرده ام متهم می سازند.
12 در مقابل نیکی هایم به من بدی می کنند و جان مرا می رنجانند.
13 و اما من، وقتی آن ها بیمار بودند لباس ماتم پوشیدم، جان خود را با روزه رنج دادم و برای شان دعا و زاری نمودم.
14 مانند کسی که برای یک دوست و برادر خود غصه کند و یا مانند کسی که در غم مادر خود نوحه کند، برای شان ماتم گرفتم.
15 اما وقتی که من در زحمت افتادم، آن ها شاد و خندان دَورم جمع شدند و همچون آدم های پست مرا مسخره کردند و حتی آنانی که نمی شناختم از بدرفتاری با من دست بر نداشتند.
16 مثل بدکارانی در ضیافت ریاکارانۀ شان، دندانهای خود را جهت من بهم می سائیدند.
17 ای خداوند، تا به کی نظاره گر خواهی بود؟ جانم را از شر آن ها خلاص کن و یگانۀ مرا از دست شیران درنده.
18 آنگاه در میان جماعت بزرگ ترا ستایش نموده و در جمع مردم ترا سپاس خواهم گفت.
19 نگذار آنانی که بی جهت دشمن من اند، بر من سرافرازی نمایند و آنانی که بی سبب از من متنفرند مسخره ام کنند.
20 زیرا سخن آن ها با من از روی صلح نیست و با سخنان ریاکارانه بر ضد کسانی که عاجز و آرامند توطئه می چینند.
21 آن ها مرا متهم ساخته می گویند: «ها ها، ما به چشم خود دیدیم»
22 ای خداوند، تو از همه چیز آگاهی، پس سکوت مفرما. ای خداوند از من دور مباش.
23 ای خداوند و ای خدای من، برخیز و از من دفاع کن و به داد من برس.
24 ای خداوند، خدای من، موافق عدالت خود در مورد من داوری کن و نگذار که بر من سرافرازی کنند.
25 مگذار که آن ها در دل خود بگویند: «ما به آرزوی خود رسیدیم و او را برباد کردیم.»
26 آنانی که از بدبختی من شادند، شرمنده و خوار شوند و کسانی که بر من سرافرازی می کنند، سرافگنده و رسوا گردند.
27 اما آنانی که خواهان حق من هستند شادمان و خوشحال گردیده و پیوسته بگویند: «خداوند بزرگ است که خواستار سلامتی و سعادت خدمتگزار خود می باشد»آنگاه زبان من عدالت تو را بیان می کند و ستایش تو را تمامیِ روز.
28 آنگاه زبان من عدالت تو را بیان می کند و ستایش تو را تمامیِ روز.
1 نافرمانی انسان شریر آشکار می کند که ترس خدا مد نظر او نیست.
2 آنقدر خودخواه و مغرور شده است که فکر می کند گناهش آشکار نمی شود و کسی او را متهم نمی کند.
3 سخنان زبانش شرارت و فریب است. از فهم دور شده و از نیکوکاری دست کشیده است.
4 در بستر خود شرارت را تفکر می کند، راه نادرست را عادت خود ساخته و از بدی نفرت ندارد.
5 ای خداوند، رحمت تو تا به آسمان ها می رسد و وفاداری تو مافوق ابر ها.
6 عدالت تو مانند کوهها پابرجا است و احکام تو عمیق تر از عمق های زمین. ای خداوند، تو مددگار انسانها و حیوانات هستی.
7 ای خدا رحمت تو چقدر عالی و با ارزش است. آدمیان در سایۀ بالهای تو پناه می برند.
8 همه از نعمت تو برخوردار می شوند و از دریای رحمت تو می نوشند.
9 تو سرچشمۀ زندگی هستی و در نور تو روشنی را می بینیم.
10 رحمت تو همیشه بر آنانی که تو را می شناسند باقی بماند و عدالت تو پیوسته همراه راستدلان باشد.
11 مگذار که پایمال اشخاص مغرور گردم و یا دست شریران مرا مجبور به فرار سازد.ببینید که چگونه بدکاران افتاده اند! آن ها طوری سقوط کرده اند که دیگر نمی توانند برخاست.
12 ببینید که چگونه بدکاران افتاده اند! آن ها طوری سقوط کرده اند که دیگر نمی توانند برخاست.
1 به سبب بدکاران خود را پریشان مساز و بر شریران حسد مبر،
2 زیرا آن ها به زودی مثل سبزه خشک شده و مانند علف پژمرده می گردند.
3 بر خداوند توکل نما و نیکویی کن تا در روی زمین در امنیت و آسودگی بسر بری.
4 در خداوند شادمان باش و او تمنای دلت را برآورده می سازد.
5 طریق خود را به خداوند بسپار و به او توکل کن و او تو را مدد می کند.
6 او عدالت ترا مثل نور آشکار می سازد و راستی و حق تو را مانند ظهر.
7 در حضور خداوند سکوت نما و منتظر او باش. به خاطر کسی که در زندگی سعادتمند است و شخص فریبکار خود را پریشان مساز.
8 غضب را کنار بگذار و خشم را ترک کن. تشویش را بر خود راه نده چونکه باعث گناه می شود.
9 مردم شریر از بین می روند، اما منتظرین خداوند وارث زمین می شوند.
10 آدم بدکار در فرصت کمی نابود می شود و وقتی بجوئید او را نمی یابید.
11 اما اشخاص حلیم و فروتن مالک زمین می شوند و از صلح و سلامتی فراوان برخوردار می گردند.
12 شریر برای شخص عادل توطئه می چیند و دندانهای خود را بهم می ساید.
13 خداوند بر او می خندد، چون می داند که روز داوری او نزدیک است.
14 شریران شمشیر را به دست گرفته و تیر و کمان را آماده کرده اند تا مسکین و بیچاره را از بین ببرند و راستکاران را به قتل برسانند.
15 اما شمشیر شان به قلب خود شان فرو می رود و کمان شان می شکند.
16 مال اندکِ شخص راستکار بهتر از ثروت سرشار شریران است،
17 زیرا خداوند بازوی شریران را در هم می شکند و اما از راستکاران مراقبت می کند.
18 خداوند از تمام روزهای زندگی صالحان آگاه می باشد و میراث ایشان باقی است تا به ابد.
19 در زمان مصیبت شرمنده نشده و در ایام قحطی سیر می باشند.
20 اما شریران هلاک می شوند. دشمنان خداوند مانند گلهای زودگذر صحرا از بین می روند و مثل دودی ناپدید می گردند.
21 شریر قرض می گیرد، ولی دوباره نمی پردازد. اما شخص صالح رحیم و سخاوتمند است.
22 آنهائی که از خداوند برکت دیده اند وارث زمین می شوند، ولی کسانی که زیر لعنت خدا قرار دارند از بین می روند.
23 خداوند قدم های آنانی را که مورد رضایت او هستند استوار ساخته و ایشان را براهی که باید بروند هدایت می کند.
24 اگر بیفتند آسیبی به ایشان نمی رسد، زیرا خداوند دست آن ها را می گیرد.
25 من جوان بودم و حالا پیر شده ام، ولی هرگز ندیدم که شخص راستکار ترک شده باشد و یا نسل او دست به گدائی دراز کرده باشد.
26 شخص راستکار پیوسته مهربان و سخاوتمند است و اولادۀ او مبارک می باشند.
27 از شرارت دوری نما و نیکویی کن. پس تا به ابد باقی خواهی ماند.
28 خداوند انصاف را دوست می دارد و مقدسان خود را ترک نمی کند. از ایشان تا به ابد حمایت می کند، اما نسل شریر نابود می گردد.
29 صالحان وارث زمین می شوند و همیشه در آنجا زندگی می کنند.
30 از دهان شخص صالح کلام حکمت شنیده می شود و زبان او همیشه از عدل و انصاف حرف می زند.
31 او احکام و دستورات خداوند را در دل خود جای داده است پس از راه راست منحرف نمی شود.
32 شریر برای راستکار کمین می کند و قصد کشتن وی را دارد،
33 اما خداوند شخص راستکار را به دست او نمی سپارد و نمی گذارد که در هنگام داوری محکوم شود.
34 منتظر خداوند باش و از احکام او اطاعت کن. او ترا وارث زمین می سازد و تو به چشم خود نابودی بدکاران را خواهی دید.
35 شخص شریر و ظالمی را دیدم که همچون درختی سبزی به هر سو شاخ و برگ گسترده بود.
36 اما طولی نکشید که از بین رفت و وقتی از آنجا می گذشتم نیست شده بود. هرقدر جستجو کردم او را نیافتم.
37 شخص نیکو و راستکار را ببین، زیرا که عاقبت آن شخص سلامتی است.
38 اما خطاکاران بکلی نابود می شوند و عاقبت شریران نیستی است.
39 نجات صالحان از خداوند است. در هنگام سختی او پناهگاه ایشان می باشد.خداوند مددگار و رهانندۀ ایشان است و آن ها را از شریران نجات می بخشد و حفظ می کند، زیرا به خداوند پناه آورده اند.
40 خداوند مددگار و رهانندۀ ایشان است و آن ها را از شریران نجات می بخشد و حفظ می کند، زیرا به خداوند پناه آورده اند.
1 ای خداوند، مرا در غضب خود سرزنش مفرما و در خشم خویش تنبیه نکن.
2 تیرهای تو در بدنم فرو رفته اند و دست تو بر من سنگینی می کند.
3 به سبب غضب تو سلامتی در بدنم نیست و به سبب گناه خودم استخوانهایم بدرد آمده اند.
4 زیرا گناهانم از سرم گذشته است و مثل بار گران از طاقتم سنگین تر شده.
5 به سبب حماقت من، زخمهایم متعفن شده و چرک برداشته اند.
6 به خود می پیچم و بکلی خمیده شده ام؛ تمام روز از درد نالیده و بی قرارم.
7 زیرا کمرم از درد می سوزد و سلامتی در بدنم نیست.
8 تمام وجودم ضعیف شده و تحمل خود را از دست داده ام؛ از فغان دل خود می نالم.
9 ای خداوند، از تمام آرزو هایم خبر داری و ناله های من از تو پوشیده نیست.
10 قلب من به شدت می تپد، نیرویم را از دست داده ام و نور در چشمانم نمانده است.
11 دوستان و رفقایم به سبب مصیبتم از من فاصله گرفته اند و خویشاوندانم از من دوری می کنند.
12 دشمنان برای کشتنم دام گسترده اند. بدخواهانم سخنان فتنه انگیز می زنند و همیشه علیه من دسیسه می سنجند.
13 ولی من مثل یک شخص کر نمی شنوم و مانند گنگ حرفی نمی زنم.
14 بلی، مثل کسی گردیده ام که نمی شنود و حرفی در زبان ندارد.
15 اما ای خداوند، امید من به تو است و تو ای خداوند، خدایم جواب می دهی.
16 زیرا گفته ام که مبادا دشمنانم در بدبختی من شاد شوند و وقتی می افتم بر من سرافرازی کنند.
17 نزدیک است از پای درآیم و از دست درد لحظه ای آرام ندارم.
18 به گناه خود اعتراف می کنم و از خطای که کرده ام پشیمانم.
19 دشمنانم سالم و قوی هستند؛ بسیارند آنانی که بی سبب از من نفرت دارند.
20 آنانی که به عوض نیکی بدی می کنند با من دشمنی می ورزند، چون نیکویی را پیروی می کنم.
21 ای خداوند، مرا ترک منما. ای خدای من از من دور مباش!ای خداوندی که نجات من هستی، برای اعانت من تعجیل فرما.
22 ای خداوندی که نجات من هستی، برای اعانت من تعجیل فرما.
1 به خود گفتم متوجه راههای خود می باشم تا با زبانم خطا نورزم. هنگامیکه شریران پیش من هستند، دهان خود را حفظ می کنم گویی لگام شده است.
2 من گنگ و خاموش بودم و حتی حرف خوب هم از زبانم شنیده نشد، ولی درد من بازهم شدیدتر شد.
3 دلم پُر از پریشانی شد و هر چه بیشتر می اندیشیدم، آتش قلبم زیادتر می شد. سرانجام به سخن آمدم و گفتم:
4 «ای خداوند، پایان عمرم را بر من معلوم ساز و اینکه ایام زندگانی من چقدر است تا بدانم که چقدر فانی هستم!»
5 روزهایم را بسیار کوتاه ساختی و تمام زندگی ام در نظر تو هیچ است. براستی عمر انسان مثل یک نَفَس است.
6 انسان در خیالبافی زندگی می کند و بیهوده زحمت می کشد. ثروت ذخیره می کند ولی نمی داند که بعد از او دارائی اش نصیب چه کسی می شود.
7 و حالا ای خداوند، برای چه منتظر باشم؟ امید من بر تو می باشد.
8 پس مرا از همۀ گناهانم رهایی ده، مبادا نزد اشخاص نادان رسوا گردم.
9 من در حضور تو خاموش هستم و زبان خود را باز نمی کنم، زیرا که تو باعث این شده ای.
10 این مصیبت را از من دور کن، زیرا که از سنگینی دست تو نزدیک است تلف شوم.
11 تو انسان را به خاطر گناهش تنبیه می کنی، گنجهایش مثل یک پارچۀ کویه خورده از بین می روند. بلی، عمر انسان فقط یک نَفَس است.
12 ای خداوند، به دعایم گوش بده، زاری و ناله ام را بشنو و به اشکهایم توجه فرما، زیرا نزد تو مثل مهمانِ گذری هستم و مثل اجداد خود در این دنیا مسافر می باشم.خشم خود را از من برگردان تا شادکام شوم، قبل از آنکه چشم از جهان پوشیده و نایاب گردم.
13 خشم خود را از من برگردان تا شادکام شوم، قبل از آنکه چشم از جهان پوشیده و نایاب گردم.
1 انتظار بسیار برای خداوند کشیدم، پس به من توجه کرده و فریاد مرا شنید.
2 او مرا از گودال هلاکت و لجن زار بیرون کرد. پاهایم را بر صخره ای گذاشت و قدم هایم را استوار گردانید.
3 به من سرود تازه ای آموخت و آن سرود حمد خدای من است. بسیاری چون این را ببینند، می ترسند و بر خدا توکل می کنند.
4 خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل می کند و به اشخاص متکبر و پیروان دروغ رغبت ندارد.
5 ای خداوند، خدای من، چه بسیار است معجزاتی که انجام داده ای و افکاری که برای ما داشته ای. زبانم از بیان آن ها عاجز است و شمار آن از حد زیاد.
6 تو خواهان قربانی و هدیه نبودی؛ قربانی سوختنی و قربانی گناه را نخواستی، بلکه گوشهای مرا باز کردی.
7 آنگاه گفتم: «اینک می آیم! در طومار کتاب دربارۀ من نوشته شده است.
8 در انجام ارادۀ تو ای خدای من رغبت می دارم و احکام تو در قلبم ثبت شده است.»
9 مژدۀ عدالت تو را در جماعت بزرگ بیان کرده ام. تو ای خداوند، می دانی که من لبهایم را نخواهم بست.
10 عدالت تو را در دل خود مخفی نداشته ام؛ وفاداری و نجات تو را بیان کرده ام و رحمت و راستی تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده ام.
11 ای خداوند، لطف خود را از من باز مدار. رحمت و راستی تو پیوسته مرا محافظت کند.
12 مصیبت زیادی مرا احاطه کرده است و گناهانم دورادور مرا گرفته اند، به حدی که نمی توانم دید. گناهانم از موی سرم زیادتر شده اند و امید خود را بکلی باخته ام.
13 ای خداوند، رحم کن و مرا نجات بده. ای خداوند، برای امداد من بشتاب!
14 آنهائی که قصد کشتن جانم را دارند، همه خجل و شرمنده شوند و آنانی که در پی آزار من هستند، مغلوب و رسوا گردند.
15 کسانی که مرا تحقیر و مسخره می کنند، از رسوایی خویش حیران شوند.
16 اما تمام کسانی که جویای تو هستند در تو خوشی و شادمانی کنند و آنانی که از نجات تو شکرگزارند، همیشه بگویند: «خداوند بزرگ است!»من بندۀ بیچاره و مسکین تو هستم. تو همواره در فکر من بوده ای. تو مددگار و نجات دهندۀ من هستی، پس ای خدای من تأخیر مکن.
17 من بندۀ بیچاره و مسکین تو هستم. تو همواره در فکر من بوده ای. تو مددگار و نجات دهندۀ من هستی، پس ای خدای من تأخیر مکن.
1 خوشا به حال کسی که در فکر مردمان مسکین و بینوا است. خداوند او را در روز مصیبت می رهاند.
2 خداوند از او حمایت می کند و او را زنده نگاه می دارد. او در زمین مبارک بوده و از شر دشمنانش در امان می ماند.
3 خداوند او را در بستر بیماری تقویت می کند و صحت و سلامتی از دست رفته اش را به او بر می گرداند.
4 من گفتم: «ای خداوند، بر من رحم کن. جان مرا شفا ده، زیرا نسبت به تو گناه ورزیده ام.»
5 دشمنانم دربارۀ من می گویند: «چه وقت می میرد و نامش از صفحۀ زندگی محو می شود؟»
6 اگر برای دیدن من بیایند، حرفهای بیهوده می زنند و در دل خود افکار شرارت آمیز را سنجیده و بعد آنرا به دیگران پخش می کنند.
7 همۀ دشمنانم با یکدیگر در مورد من سخن چینی می کنند و برای من بدی می اندیشند.
8 می گویند: «به مرض کشنده ای گرفتار است و به سلامتی از بستر بیماری بر نمی خیزد.»
9 حتی دوست صمیمی ام که به او اعتماد زیادی داشتم و نان و نمک مرا خورده، بر ضد من برخاسته است.
10 ولی تو ای خداوند، بر من رحم فرموده، مرا از بستر بیماری بلند کن تا دشمنانم را مجازات کنم.
11 از این می دانم که تو از من راضی هستی، چون دشمنم دیگر بر من سرافرازی نمی کند.
12 تو مرا به خاطر درستکاری ام حفظ می کنی و در حضور خود برای همیشه می پذیری.متبارک باد خداوند، خدای اسرائیل! از ازل تا به ابد. آمین و آمین!
13 متبارک باد خداوند، خدای اسرائیل! از ازل تا به ابد. آمین و آمین!
1 چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من هم اشتیاق شدید برای تو دارد.
2 جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای زنده. که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم.
3 اشکهایم شب و روز نان من بوده است، چون همواره به من می گویند: «خدای تو کجاست؟»
4 چون گذشته را بیاد می آورم، جانم بی حال می گردد. چگونه با گروه مردم می رفتم و ایشان را به عبادتگاه خداوند پیشروی می کردم، با آواز خوشی و ستایش در جمع تجلیل کنندگان.
5 ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که او را به خاطر نجات از طرف روی او دوباره ستایش خواهم کرد.
6 ای خدای من، جان من افسرده است، بنابراین از سرزمین اُردن و کوههای حِرمون و مِسعر ترا به یاد می آورم.
7 ندای عمق آبها و آواز آبشار ها و جمیع خیزابها و امواج آن از سر من گذشته اند.
8 در طی روز خداوند رحمت خود را بر من قرار می دهد و در شب سرود او در قلب من می باشد و دعایم نزد خدای حیات من.
9 به خدا که صخرۀ من است می گویم: «چرا مرا فراموش کرده ای؟ چرا بخاطر ظلم دشمنان در غم و ماتم باشم؟»
10 دشمنانم مرا ملامت می کنند و همواره به من می گویند: «خدای تو کجاست؟» و این همچون ضربۀ مهلک به استخوانهایم است.ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد، که نجات روی من و خدای من است.
11 ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد، که نجات روی من و خدای من است.
1 ای خدا، مرا داوری کن و در دعوای من با قوم بی رحم قضاوت کن. مرا از دست مردم حیله گر و شریر رهایی ده.
2 زیرا تو خدا، پناهگاه من هستی. چرا مرا ترک کرده ای؟ چرا بخاطر ستم دشمن در غم و ماتم باشم؟
3 نور و راستی خود را بفرست تا هادی و راهنمای من باشند و مرا به کوه مقدس تو و مسکن های تو برسانند.
4 آنگاه به قربانگاه خدا می آیم، بسوی خدایی که خوشی و شادابی من است. و تو را ای خدا، خدای من با نغمۀ رباب ستایش می کنم.ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد، که نجات روی من و خدای من است.
5 ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد، که نجات روی من و خدای من است.
1 ای خدا، ما به گوش خود شنیده ایم و پدران ما کاری را که در روزهای شان و در ایام قدیم انجام داده ای، به ما بیان کرده اند.
2 تو با دست خود امت ها را بیرون کردی، اما پدران ما را برقرار نمودی. قوم ها را تباه کردی و ایشان را منتشر ساختی.
3 زیرا که اجداد ما با شمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازوی ایشان آن ها را نجات نداد بلکه دست راست تو و بازوی تو و نور روی تو. زیرا از ایشان خشنود بودی.
4 ای خدا تو پادشاه من هستی، پس بر نجات اولادۀ یعقوب امر فرما.
5 با کمک تو دشمنان را مغلوب می کنیم و به نام تو مخالفان خود را پایمال می سازیم.
6 زیرا بر کمان خود اعتماد نمی کنم و شمشیرم مرا نجات نمی دهد،
7 بلکه تو ما را از دست جفاکنندگان ما رهایی می بخشی و دشمنان ما را رسوا می سازی.
8 تمامی روز بر خدا فخر می نمائیم و نام تو را تا به ابد ستایش می کنیم.
9 اما حالا تو ما را ترک کرده و رسوا ساخته ای و دیگر لشکرهای ما را همراهی نمی کنی.
10 ما را از پیش دشمن فرار داده ای و آنانی که از ما نفرت دارند، ما را تاراج می کنند.
11 ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کرده ای و ما را در میان امت ها پراگنده ساخته ای.
12 قوم برگزیدۀ خود را ارزان فروختی و از قیمت ایشان سودی نبردی.
13 ما را نزد همسایگان خوار ساخته ای و ما مورد توهین و تمسخر اطرافیان قرار گرفته ایم.
14 ما را در میان امت ها ضرب المثل ساخته ای و باعث جنبانیدن سر در میان قوم ها.
15 رسوایی من همه روزه در نظر من است و خجالت رویم را پوشانیده است،
16 از آواز ملامت کننده و دشنام دهنده، از روی دشمن و انتقام گیرنده.
17 این همه بر ما واقع شده است، ولی تو را فراموش نکرده ایم و پیمانی را که با ما بسته ای نشکسته ایم،
18 دل ما از تو دور نگردیده و پاهای ما از طریق تو منحرف نشده است.
19 هرچند ما را در مکان شغالان کوبیدی و با تاریکی مطلق پوشانیدی.
20 اگر ما نام خدای خود را فراموش می کردیم و دست خود را بسوی خدایان غیر دراز می کردیم،
21 آیا خدا از این واقف نمی شد؟ زیرا او اسرار قلب را می داند.
22 یقیناً به خاطر تو همواره با مرگ روبرو بوده و مثل گوسفندانی هستیم که منتظر کشته شدن باشند.
23 ای خداوند، بیدار شو! چرا خوابیده ای؟ برخیز و ما را تا به ابد ترک مکن.
24 چرا روی خود را از ما پنهان کرده و ذلت و خواری ما را نادیده می گیری؟
25 زیرا که جان ما بر خاک افتاده و بدن ما به زمین خم شده است.به جهت کمک ما برخیز و به خاطر رحمت خود ما را نجات بخش.
26 به جهت کمک ما برخیز و به خاطر رحمت خود ما را نجات بخش.
1 در حالیکه این سرود را برای پادشاه می سرایم، دل من به کلام نیکو می جوشد. زبان من قلم کاتب ماهر است.
2 تو نیکوتر از بنی آدم هستی و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است. بنابراین، خدا تو را تا به ابد متبارک ساخته است.
3 ای مقتدر شمشیر خود را بر ران خود ببند، یعنی جلال و جبروتت را.
4 به کبریایی خود سوار شده و به خاطر حقیقت و فروتنی و عدالت پیروز شو. دست راستت کارهای عجیب و ترسناک را به تو خواهد آموخت.
5 تیرهای تیز تو به دل دشمنان پادشاه فرو می روند و امت ها بزیر پای تو می افتند.
6 ای خدا، تخت تو تا به ابد برقرار است. عصای سلطنت تو عصای راستی و انصاف است.
7 تو عدالت را دوست داشته و شرارت را دشمن می داری. بنابران خدا، خدای تو، تو را بیشتر از همراهانت با روغن شادمانی مسح کرده است.
8 لباسهایت همه با مُر و عود و سلیخه، یعنی عطرهای گوناگون، معطر اند. با آلات موسیقی از قصرهای عاج تو را خوش ساختند.
9 دختران پادشاهان، زیبایی دربار تو هستند و ملکه در دست راستت، با لباسی از طلای خالص اوفیر ایستاده است.
10 ای دختر بشنو، ببین و توجه کن: قوم خود و خانۀ پدرت را فراموش کن.
11 پادشاه دلبستۀ زیبایی تو است. او صاحب تو است، پس او را محترم بدار.
12 مردم صور و ثروتمندان قوم با هدایای خویش طالب رضامندی تو هستند.
13 دختر پادشاه در اندرون قصرش چه زیباست! لباسهایش مزین به طلا.
14 به لباس فاخر به حضور پادشاه حاضر می شود و دوشیزگان او را همراهی می کنند.
15 آنها با خوشی و شادمانی آورده شده و به قصر پادشاه داخل می شوند.
16 پسرانت نیز مانند اجدادت خواهند بود و تو آن ها را در تمامی سرزمین به حکمرانی می گماری.نام تو را در تمام نسل ها مشهور می سازم و قوم ها تا به ابد سپاسگزار تو خواهند بود.
17 نام تو را در تمام نسل ها مشهور می سازم و قوم ها تا به ابد سپاسگزار تو خواهند بود.
1 خدا پناهگاه و قوّت ماست و در وقت سختی ها مددگار قابل اعتماد.
2 بنابران ترسی نداریم، اگر چه دنیا ویران شود و کوهها در قعر اوقیانوسها فروریزند،
3 یا آب های بحر غرش کنند و به جوش آیند و کوهها از سرکشی آن لرزان گردند.
4 نهریست که شاخه هایش شهر خدا را شادمان می سازد و مسکن مقدس خداوند متعال را.
5 خدا در وسط اوست، پس آن شهر از ویرانی در امان است. خدا در طلوع صبح او را کمک می کند.
6 امت ها غرش می کنند و مملکت ها بیجا می گردند. او آواز خود را می دهد، پس زمین ذوب می گردد.
7 خداوند قادر مطلق با ماست و خدای یعقوب پناهگاه ما.
8 بیائید کارهای خداوند را مشاهده کنید و عجایب او را در روی زمین.
9 او جنگها را در سراسر جهان خاتمه می دهد. کمان را می شکند، نیزه را قطع می کند و ارابه ها را به آتش می سوزاند.
10 آرام باشید و بدانید که من خدا هستم، در میان امت ها متعال و در جهان متعال می باشم.خداوند قادر مطلق با ماست و خدای یعقوب پناهگاه ما.
11 خداوند قادر مطلق با ماست و خدای یعقوب پناهگاه ما.
1 ای تمام اقوام جهان کف بزنید و سرود خوشی را با آواز بلند به حضور خداوند بسرائید.
2 زیرا خداوند متعال و مهیب است و بر تمامی جهان خدای بزرگ.
3 او ما را بر قوم ها غالب می سازد و طایفه ها را به زیر پای ما می اندازد.
4 میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلال یعقوب را، که او را دوست می دارد.
5 خدا در میان آواز بلند صعود نموده است، خداوند در میان صدای شیپور.
6 ستایش کنید، خدا را ستایش کنید. ستایش کنید، پادشاه ما را ستایش کنید.
7 چون خدا پادشاه تمامی جهان است، پس او را با سرود ستایش کنید.
8 خداوند بر تخت مقدس خود نشسته و بر اقوام جهان سلطنت می کند.سروران اقوام جهان با قوم خدای ابراهیم برای پرستش او جمع می شوند، زیرا که سپرهای جهان از آن خداست. او بسیار متعال می باشد.
9 سروران اقوام جهان با قوم خدای ابراهیم برای پرستش او جمع می شوند، زیرا که سپرهای جهان از آن خداست. او بسیار متعال می باشد.
1 خداوند بزرگ است و بی نهایت قابل ستایش، در شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش.
2 کوه بلند و زیبای سهیون که در شمال شهر پادشاه بزرگ واقع است، به تمامی جهان خوشی می بخشد.
3 خدا در قصرهای آن به پناهگاه بلند معروف است.
4 پادشاهان همه متفق شدند و با هم پیش آمدند.
5 اما چون آنرا دیدند، تعجب کردند و وحشتزده فرار نمودند.
6 لرزه بر ایشان تسلط یافت و درد شدید مثل درد زایمان.
7 تو کشتی های ترشیش را به باد شرقی در هم می شکنی.
8 چنانکه شنیده بودیم و حالا به چشم خود دیدیم، در شهر خداوند قادر مطلق، در شهر خدای ما، خدا آن را تا ابدالآباد مستحکم می سازد.
9 ای خدا، ما در عبادتگاه تو به رحمت تو تفکر می کنیم.
10 ای خدا چنانکه نام تو است، همچنان ستایش تو در سرتاسر روی زمین رسیده است. دست راست تو از عدالت پُر است.
11 به سبب داوری های تو، کوه سهیون خوشی می کند و دختران یهودا به وجد آمده اند.
12 سهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهایش را بشمارید.
13 به حصارهایش توجه کنید و به قصرهایش دقت نمائید تا به نسل آینده از آن ها اطلاع دهید.زیرا این خدا، خدای ماست تا به ابد و ما را تا طول حیات هدایت می کند.
14 زیرا این خدا، خدای ماست تا به ابد و ما را تا طول حیات هدایت می کند.
1 ای تمامی قوم ها این را بشنوید! ای تمامی ساکنین روی زمین، گوش گیرید،
2 خورد و بزرگ، ثروتمندان و فقیران!
3 زبانم به حکمت سخن می راند و تفکر دل من پُر از دانایی است.
4 گوش خود را به مثلی فرا می گیرم و با نوای چنگ معمایی خود را حل می کنم.
5 چرا در روزهای مصیبت، وقتیکه شرارت حیله گران احاطه ام کنند، ترسان باشم؟
6 آنانی که متکی به ثروت خود هستند و به زیادی مال و دارائی خود می بالند،
7 هیچیک از اینها نمی تواند با مال و دارائی خود بهای حیات یکنفر را بپردازد و یا کفارۀ او را به خدا تقدیم کند.
8 زیرا فدیۀ جان ایشان گرانبهاست و غیر قابل دسترسی.
9 هیچ کسی نمی تواند تا به ابد زنده بماند و فساد را نبیند.
10 زیرا می بیند که حکیمان می میرند و جاهلان و احمقان باهم هلاک می گردند و ثروت خود را برای دیگران ترک می کنند.
11 فکر دل ایشان این است که خانه های ایشان دائمی باشد و جایداد ایشان از یک نسل به نسل دیگر. آن ها برای اینکه خاطرۀ شان جاودانی باشد، نام خود را بر زمین های خود می گذارند.
12 لیکن انسان در شکوه خود باقی نمی ماند بلکه همچون حیوان جان می سپارد.
13 این راه ایشان، جهالت ایشان است و نیز سرنوشت بازماندگان ایشان که سخن آن ها را می پسندند.
14 مثل گوسفندان به طرف کشتارگار روانند و موت آن ها را شبانی می کند. صبحگاهان مردمان راستکار بر ایشان حکومت می کند و وجود شان در قبر پوسیده می شوند و خانۀ ابدی شان گور است.
15 اما خدا جان مرا از گور می رهاند زیرا که مرا به حضور خود می برد.
16 پس ترسان مباش، چون شخصی ثروتمند شود و جلال خانۀ او افزوده گردد!
17 زیرا چون بمیرد، چیزی از آن با خود نمی برد و جلالش او را همراهی نخواهد کرد.
18 البته تا وقتیکه زنده است خود را برکت یافته می داند و چون ثروتمند است مردم از او توصیف می کنند،
19 اما عاقبت می میرد و با اجداد خود می پیوندد و دیگر نور را تا به ابد نمی بیند.انسانی که در شکوه است و فهم ندارد، همچون حیوان جان می سپارد.
20 انسانی که در شکوه است و فهم ندارد، همچون حیوان جان می سپارد.
1 خدا، خداوند خدا سخن می گوید و همۀ مردم روی زمین را، از شرق تا غرب، فرا می خواند.
2 خدا در جلال خود از سهیون که کمال زیبایی است ظاهر شده است.
3 خدای ما می آید و سکوت نخواهد نمود. آتش سوزنده پیش روی او و طوفانِ شدید گرداگرد او می باشد.
4 او آسمان ها را از بالا و زمین را فرا می خواند تا قوم برگزیدۀ خود را داوری کند.
5 او می فرماید: «مقدسانِ مرا جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته اند.»
6 آسمان ها از انصاف او خبر می دهند، زیرا خدا خود داور است.
7 «ای قوم برگزیدۀ من بشنو! و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو من هستم.
8 در مورد قربانی هایت تو را سرزنش نمی کنم و قربانی های سوختنی تو همواره در نظر من است.
9 گاوی از خانۀ تو نمی گیرم و نه بزی از آغل تو،
10 زیرا که تمامی حیوانات جنگل و رمه هائی که بر هزاران کوه می باشند، به من تعلق دارند.
11 همه پرندگان کوهها را می شناسم و جانوران صحرا متعلق به من هستند.
12 اگر گرسنه هم می بودم به تو نمی گفتم، زیرا که جهان و هرچه که در آن است متعلق به من است.
13 مگر من گوشت گاوها را می خورم و یا خون بزها را می نوشم؟
14 قربانی واقعی تو، شکر و سپاس به خداست. به وعده های که به قادر مطلق داده ای وفا کن.
15 در روز تنگی مرا بخوان تا ترا نجات دهم و تو مرا ستایش کنی.»
16 اما خدا به شریر می فرماید: «ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟
17 چونکه تو از تأدیب نفرت داشته ای و کلام مرا پشت سر خود انداخته ای.
18 وقتی دزد را می بینی با او همراهی می کنی و با زناکاران همنشین هستی.
19 دهان خود را به شرارت باز می کنی و زبان تو حیله را اختراع می کند.
20 آماده هستی تا به ضد برادر خود سخن گویی و دربارۀ پسر مادر خویش غیبت کنی.
21 این را کردی و من چیزی نگفتم. پس گمان کردی که من هم مثل تو هستم. لیکن ترا سرزنش می کنم و این را به ترتیب پیش نظر تو می نهم.
22 ای کسانی که خدا را فراموش کرده اید، در این تفکر کنید! مبادا شما را بدرم و نجات دهنده ای نباشد.هر که قربانی سپاسگزاری را بگذراند مرا احترام می نماید، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات را از طرف خدا می بیند.»
23 هر که قربانی سپاسگزاری را بگذراند مرا احترام می نماید، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات را از طرف خدا می بیند.»
1 ای خدا مطابق رحمت خود به من رحم فرما و مطابق شفقت بی پایانت گناهانم را محو ساز.
2 مرا از شرارتم کاملاً شست و شو ده و از گناهم مرا پاک کن.
3 من به نافرمانی خود اعتراف می کنم و گناهم همیشه در نظر من است.
4 به تو و به تو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را کرده ام. پس کلام تو در مورد من راست و داوری تو علیه من عادلانه است.
5 من گناهکار بدنیا آمده ام و از همان لحظه ای که نطفه ام در رَحِم مادر بسته شد، گناه همراه من بوده است.
6 تو خواهان صداقت باطنی هستی، پس حکمت را در قلب من به من بیاموز.
7 مرا با بتۀ زوفا پاک کن تا طاهر شوم. مرا شست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم.
8 خوشی و خرمی را به من بشنوان تا وجود شکسته ام دوباره به وجد آید.
9 روی خود را از گناهانم بپوشان و همۀ خطاهایم را محو کن.
10 ای خدا، دل پاک در من بیافرین و روح راستی را در باطنم تازه گردان.
11 مرا از حضور خود مران و روح قدوس خود را از من مگیر.
12 خوشی نجات را به من باز ده و روح مایل و مُطیع را در من ایجاد کن.
13 آنگاه طریق تو را به خطاکاران می آموزم و گناهکاران بسوی تو بر می گردند.
14 مرا از جُرم خون نجات ده! ای خدایی که خدای نجات من هستی! تا زبانم سرود عدالت ترا بسراید.
15 خداوندا، لبهایم را باز کن تا زبانم ستایش تو را بیان کند.
16 زیرا تو قربانی را دوست نداشتی، ورنه تقدیم می کردم. قربانی سوختنی را پسند نکردی.
17 قربانی ای مورد پسند خدا، روح شکسته است. خدایا، تو دل شکسته و فروتن را خوار نخواهی شمرد.
18 به رضامندی خود بر سهیون احسان فرما و دیوارهای اورشلیم را آباد کن.آنگاه از قربانی های عدالت و قربانی های سوختنی راضی خواهی شد و بر قربانگاه تو گاوها را تقدیم خواهند کرد.
19 آنگاه از قربانی های عدالت و قربانی های سوختنی راضی خواهی شد و بر قربانگاه تو گاوها را تقدیم خواهند کرد.
1 ای متکبر چرا از بدی فخر می کنی؟ رحمت خدا همیشه پایدار است.
2 زبان تو ای حیله گر، مثل تیغ تیز، شرارت را اختراع می کند.
3 بدی را زیادتر از نیکویی دوست می داری و دروغ را بیشتر از راستگویی.
4 همۀ سخنان تباه کننده را دوست می داری، ای زبان فریبنده.
5 خدا نیز ترا برای همیشه نابود می کند. ترا از خانه ات ربوده و می راند و از زمین زندگان ریشه کن می سازد.
6 عادلان این را دیده، می ترسند و بر او می خندند:
7 «این شخص را ببینید که بر خدا توکل نکرد، بلکه متکی به ثروت سرشار خود بود و از بدی خویش خود را زورآور ساخت.»
8 اما من مثل درخت سرسبز زیتون در خانۀ خدا هستم و به رحمت خدا تا به ابد توکل می دارم.تو را برای هر آنچه انجام داده ای تا به ابد شکر می گویم و امید من به نام تو است که در نزد مقدسان تو نیکوست.
9 تو را برای هر آنچه انجام داده ای تا به ابد شکر می گویم و امید من به نام تو است که در نزد مقدسان تو نیکوست.
1 احمق در دل خود می گوید: «خدائی نیست.» فاسد شده اند و به کارهای زشت دست می زنند و حتی یک نفر نیکوکار نیست.
2 خدا از آسمان بر بنی آدم می نگرد تا ببیند که آیا شخص دانا و خداجوئی وجود دارد.
3 همه گمراه و فاسد شده اند. نیکوکاری نیست، حتی یک نفر هم نیست.
4 آیا این بدکاران شعور ندارند که قوم برگزیدۀ خدا را مثل نان می خورند و نام خدا را یاد نمی کنند؟
5 آنگاه سخت ترسان شدند، جایی که هیچ ترس نبود، زیرا خدا استخوانهای محاصره کنندۀ تو را پاشان می سازد. آن ها شرمنده می شوند زیرا خدا ایشان را رد نموده است.ای کاش که نجات اسرائیل از سهیون بیاید. وقتی که خدا اسیران قوم برگزیدۀ خود را باز گرداند، یعقوب خوشی می کند و اسرائیل شادمان می شود.
6 ای کاش که نجات اسرائیل از سهیون بیاید. وقتی که خدا اسیران قوم برگزیدۀ خود را باز گرداند، یعقوب خوشی می کند و اسرائیل شادمان می شود.
1 ای خدا به خاطر نام خود مرا نجات بده و به قوّت خویش بر من داوری نما.
2 ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر،
3 زیرا بیگانگان بر علیه من برخاسته اند و مردمان ظالم قصد کشتن مرا دارند. آن ها خدا را در مد نظر خود ندارند.
4 اما خدا مددگار من است و خداوند از حفظ کنندگان جان من است.
5 بدی را بر دشمنان من بر می گرداند. به راستی خود آن ها را ریشه کن ساز.
6 با کمال خوشی و میل به پیشگاه تو قربانی ها تقدیم می کنم. نام تو را ای خداوند سپاس می گویم، زیرا که نیکوست.چونکه از تمامی سختی ها مرا نجات داده و چشم من شکست دشمنانم را نگریسته است.
7 چونکه از تمامی سختی ها مرا نجات داده و چشم من شکست دشمنانم را نگریسته است.
1 ای خدا به دعای من گوش بده و وقتیکه به حضور تو زاری می کنم خود را از من پنهان مکن.
2 دعای مرا بشنو و مستجاب فرما، زیرا که فکرم پریشان است و ناله می کنم.
3 به سبب آواز دشمن و ظلم شریر. آن ها نسبت به من ظلم نموده و با خشم بر من جفا می کنند.
4 دل من در اندرونم می لرزد و وحشت مرگ مرا فرا گرفته است.
5 ترس و لرز به من وارد شده و وحشتی هولناک احاطه ام کرده است.
6 می گویم: «کاش مثل کبوتر بال می داشتم تا پرواز کرده و آرامی می یافتم.
7 پس به یک جای دوردست رفته و ساکن صحرا می شدم،
8 و بسوی پناهگاهی می شتافتم تا از باد تُند و طوفان شدید در امان باشم.»
9 ای خداوند شریران را چنان سراسیمه گردان که زبان یکدیگر را نفهمند، زیرا در شهر ظلم و جنگ می بینم.
10 شب و روز دیوارهایش را دور می زنند و شرارت و مزاحمت در شهر است.
11 فسق و فساد در میان آن است و جور و خیانت از کوچه هایش دور نمی شود.
12 اگر دشمن مرا ملامت می نمود، تحمل می کردم و یا اگر خصم من بر من سرافرازی می نمود، خود را از وی پنهان می ساختم،
13 اما تو بودی ای مرد نظیر من! ای یار خالص و دوست صدیق من.
14 که صحبتهای شیرین با هم می کردیم و یکجا در جمع مردم به عبادتگاه می رفتیم.
15 مرگ ناگهانی بر ایشان آید و زنده بگور فرو روند، زیرا شرارت در خانه های ایشان و در میان ایشان است.
16 اما من نزد خدا فریاد می کنم و خداوند مرا نجات می دهد.
17 شامگاهان و صبح و ظهر شکایت و ناله را سر می دهم و او آواز مرا می شنود.
18 جانم را از جنگی که بر من شده بود به سلامتی فدیه داده است، زیرا مخالفان من بسیار اند.
19 خدا که پادشاه ازلی است می شنود و آن ها را شکست می دهد، زیرا که ایشان اصلاح ناپذیر بوده و از خدا نمی ترسند.
20 دست خود را بر صلح اندیشان خویش دراز کرده و عهد خویش را شکسته است.
21 سخنان چرب و نرم در زبانش، لیکن جنگ در باطن او است. حرفهایش چرب تر از روغن، ولی مثل شمشیر تیز و بُران اند.
22 بار تمام تشویش های خود را به خداوند بسپار و او از تو حمایت می کند. او هرگز نمی گذارد که شخص عادل بیفتد.تو ای خدا، مردمان خونریز و حیله گر را به قعر گودال نیستی سرنگون کن و عمر ایشان را کوتاه ساز. لیکن من بر تو توکل می کنم.
23 تو ای خدا، مردمان خونریز و حیله گر را به قعر گودال نیستی سرنگون کن و عمر ایشان را کوتاه ساز. لیکن من بر تو توکل می کنم.
1 خدایا بر من رحم کن، زیرا که انسان مرا به شدت تعقیب می کند، تمامی روز با من جنگ کرده و مرا اذیت می نماید.
2 دشمنانم تمامی روز مرا به شدت تعقیب می کنند، زیرا بسیارند آنانی که با غرور بر ضد من می جنگند.
3 هنگامیکه ترسان شوم، به تو توکل خواهم داشت.
4 در خدا کلام او را ستایش می کنم. بر خدا توکل می کنم و نمی ترسم. انسان فانی به من چه می تواند کرد؟
5 هر روز سخنان مرا منحرف می سازند و همه فکرهای ایشان دربارۀ من برای بدی است.
6 همگی همدست شده اند و در کمین من هستند. در هر قدم مرا تعقیب می کنند و قصد کشتنم را دارند.
7 آیا آن ها به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت؟ ای خدا امت ها را در غضب خویش بینداز.
8 تو روزهای آوارگی مرا شمرده و حساب اشکهایم را می دانی و در دفترت ثبت کرده ای.
9 در آن روزی که خداوند را یاد کنم، دشمنانم بر می گردند و می گریزند. این را می دانم زیرا خدا با من است.
10 در خدا کلام او را ستایش می کنم. در خداوند کلام او را ستایش می کنم.
11 بر خدا توکل می کنم پس نمی ترسم. انسان فانی به من چه می تواند کرد؟
12 ای خدا به وعده های که داده ام وفا می کنم و قربانی های شکرگزاری را در پیشگاه تو تقدیم می کنم.زیرا که تو جان مرا از مرگ نجات دادی و پاهایم را از لغزیدن نگاه داشتی تا در نور حیات در حضور خدا راه روم.
13 زیرا که تو جان مرا از مرگ نجات دادی و پاهایم را از لغزیدن نگاه داشتی تا در نور حیات در حضور خدا راه روم.
1 ای خدا بر من رحم فرما، بر من رحم کن! زیرا جانم به تو پناه آورده و در سایۀ بالهای تو پناه برده ام تا این بلایا بگذرد.
2 نزد خدای قادر متعال زاری و دعا می کنم، نزد خدایی که همه چیز را برایم تمام می کند.
3 او برای نجات من از آسمان کمک می فرستد و آنهائی را که قصد نابودی مرا دارند ملامت می کند. خدا رحمت و راستی خود را خواهد فرستاد.
4 جانم را شیران درنده احاطه کرده اند. در میان شعله های آتش قرار دارم، یعنی مردمانی که دندانهای شان چون نیزه ها و تیرهاست و زبان شان مانند شمشیرِ بُرنده است.
5 ای خدا عظمت خود را در آسمان ها و جلالت را بر روی همۀ زمین آشکار ساز.
6 دامی در سر راه من قرار دادند و جانم افسرده گردید. چاهی پیش رویم کندند، اما خود شان در آن افتادند.
7 دل من مستحکم است. خدایا، دل من استوار است. من سرود خواهم خواند و تو را ستایش خواهم کرد.
8 ای جان من بیدار شو! ای چنگ و رباب بیدار شوید! من سپیده دم را بیدار می کنم.
9 ای خداوند تو را در میان امت ها سپاس می گویم و تو را در میان قوم ها ستایش می کنم،
10 زیرا رحمت تو تا آسمان ها عظیم است و راستی تو تا افلاک.ای خدا عظمت خود را در آسمان ها و جلالت را بر روی همۀ زمین آشکار ساز.
11 ای خدا عظمت خود را در آسمان ها و جلالت را بر روی همۀ زمین آشکار ساز.
1 آیا حقیقتاً عدالت گنگ است، چنانچه شما سخن می گوئید؟ ای بنی آدم، آیا شما از روی راستی قضاوت می کنید؟
2 شما در دلهای خود شرارت بعمل می آورید و با دستان تان بر روی زمین ظلم می کنید.
3 شریران از رَحِم منحرف هستند و دروغگویان از روز تولد گمراه.
4 ایشان را زهری است مثل زهر مار و مانند کفچه مارِ که گوشهای خود را می بندد
5 تا آواز افسونگران را نشنود، هر چند به مهارت افسون کند.
6 ای خدا دندانهای آن ها را در دهانشان بشکن. ای خداوند دندانهای شیرهای درنده را خُرد کن.
7 مثل آبی که در یک زمین خشک ناپدید می شود، آن ها محو شوند و چون تیرهای خود را بیندازند، بی اثر باشند.
8 مثل حلزونی باشند که در لعاب خود حل می گردد و مثل سِقط زن که روی روشنی را نمی بیند.
9 مثل خارهای باشند که قبل از آنکه دیگهای تان آتش آنرا احساس کنند، همۀ آن ها، چه تر و چه خشک، نابود می گردند.
10 شخص عادل چون انتقام را دید خوشنود می گردد و پاهای خود را در خون شریر می شوید.آنگاه مردم می گویند: «یقیناً که پاداشی برای عادلان است و به یقین که خدائی هست که جهان را قضاوت می کند.»
11 آنگاه مردم می گویند: «یقیناً که پاداشی برای عادلان است و به یقین که خدائی هست که جهان را قضاوت می کند.»
1 ای خدای من، مرا از دشمنانم نجات بده و مرا از مخالفانم در پناه خود نگاه دار.
2 مرا از شریران خلاصی ده و از مردمان خونریز رهایی بخش.
3 زیرا آن ها برای کشتن من کمین کرده اند و زورآوران علیه من همدست شده اند. ای خداوند، بدون آنکه خطایی و یا گناهی را مرتکب شده باشم.
4 بدون تقصیر من آن ها می شتابند و خود را برای حمله آماده می کنند. پس برای کمک به من برخیز و حال مرا ببین.
5 ای خداوند، خدای قادر مطلق و ای خدای اسرائیل، برخیز و همۀ خداناشناسان را به جزای اعمال شان برسان و بر هیچیک از غدارانِ شریر شفقت مکن.
6 آن ها هر شب بر می گردند، مثل سگ قوله می کشند و در شهر گشت و گذار می کنند.
7 فریاد می زنند و تهدید و توهین می کنند. زبان شان مثل شمشیرِ بُران است و فکر می کنند: «کیست که بشنود؟»
8 اما تو ای خداوند، به آن ها می خندی و آن بت پرستان را مسخره می کنی.
9 ای خدا، ای قوّت من، چشم امید من بسوی تو است، زیرا تو پناهگاه من می باشی.
10 خدای من با رحمت خویش پیشاپیش من می رود. خدا شکست دشمنانم را به من نشان می دهد.
11 ایشان را به قتل مرسان، مبادا قوم من این را فراموش کنند. ایشان را به قوّت خود پراگنده ساخته، به زیر انداز، ای خداوند که سپر ما هستی!
12 به سبب گناهِ زبان و سخنان لبهای خود، در تکبر خویش گرفتار شوند. به خاطر لعنت و دروغی که می گویند،
13 آن ها را نابود کن، در غضب خود نابود کن تا نیست گردند و بدانند که خدا در یعقوب و تا دورترین نقاط دنیا سلطنت می کند.
14 آن ها هر شب بر می گردند، مثل سگ قوله می کشند و در شهر گشت و گذار می کنند.
15 برای خوراک به هر طرف پراگنده می شوند و سیر نشده، شب را بسر می برند.
16 اما من قوّت تو را می ستایم و هر صبح رحمت تو را با خوشی تمجید می کنم، زیرا تو قلعۀ بلند من هستی و در هنگام سختی پناهگاه من می باشی.ای خدا، ای قوّت من، برای تو سرود ستایش می خوانم، زیرا تو قلعۀ بلند من هستی و خدای رحمت من.
17 ای خدا، ای قوّت من، برای تو سرود ستایش می خوانم، زیرا تو قلعۀ بلند من هستی و خدای رحمت من.
1 ای خدا، تو ما را دور انداخته و پراگنده ساختی! خشمگین بودی، حال بسوی ما برگرد!
2 تو زمین را به لرزه آوردی و آن را شگافتی. شکستگی هایش را درست کن، زیرا لرزان گردیده است.
3 مشکلات زیادی را به قوم برگزیده ات نشان داده و شراب سرگردانی را به ما نوشانیدی.
4 عَلَمی به آنهائی که از تو می ترسند دادی تا آنرا برای راستی برافرازند.
5 تا محبوبان تو نجات یابند. به دست راست خود نجات ده و ما را مستجاب فرما.
6 خدا در قدوسیت خود سخن گفته است: «با خوشی فراوان شهر شکیم را تقسیم می کنم و وادی سوکوت را اندازه گیری می کنم.
7 سرزمین جلعاد و مَنَسّی به من تعلق دارد. افرایم کلاهخود سر من و یهودا عصای سلطنت من است.
8 سرزمین موآب را ظرف طهارت می گردانم، بر ادوم کفش خود را می اندازم و بر فلسطین فریاد پیروزی بر می آورم.»
9 کیست که مرا به شهر حصار دار ببرد؟ و کیست که مرا به ادوم راهنمائی کند؟
10 مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداخته و با لشکرهای ما نرفتی؟
11 مرا در مقابل دشمن کمک فرما، زیرا معاونت از طرف انسان باطل است.با کمک خدا پیروزی نصیب ما است و او دشمنان ما را پایمال می سازد.
12 با کمک خدا پیروزی نصیب ما است و او دشمنان ما را پایمال می سازد.
1 ای خدا فریاد مرا بشنو و دعای مرا اجابت فرما!
2 از دورترین نقطۀ دنیا تو را می خوانم. هنگامیکه دلم از حال می رود، به تو رو می آورم، تا مرا به صخره ای که از من بلندتر است هدایت نمائی.
3 زیرا که تو پناهگاه من هستی و برج قوی ام در مقابل دشمن.
4 می خواهم که تا به ابد در خیمۀ حضور تو ساکن باشم و در سایۀ بالهای تو پناه ببرم.
5 زیرا تو ای خدا، وعده ای را که به تو داده ام شنیده ای و میراثی به من عطا کرده ای که به ترسندگان نام تو تعلق دارد.
6 به روزهای عمر پادشاه روزها خواهی افزود و سالهای او تا نسلها باقی خواهد ماند.
7 در حضور خدا خواهد نشست تا به ابد. رحمت و راستی را مهیا کن تا او را محافظت کنند.پس نام تو را تا به ابد ستایش می کنم و هر روز به وعده های که داده ام وفا می کنم.
8 پس نام تو را تا به ابد ستایش می کنم و هر روز به وعده های که داده ام وفا می کنم.
1 جان من تنها نزد خدا آرامی می یابد، زیرا نجات من از جانب اوست.
2 تنها او صخره و نجات من است و پناهگاه من، پس هرگز لغزش نمی خورم.
3 تا به کی بر مردی هجوم می آورید و همگی تان می خواهید او را که مثل یک دیوار خمیده و شکسته است از بین ببرید؟
4 آن ها فقط در فکر این هستند که او را از مقام اش سقوط دهند و دروغ را دوست می دارند. آن ها به زبان خود برکت می دهند ولی در دل خود لعنت می کنند.
5 ای جان من، تنها نزد خدا آرام یاب، زیرا امید من بر اوست.
6 تنها او صخره و نجات من است و پناهگاه من، پس لغزش نمی خورم.
7 نجات و عزت من بر خداست. صخرۀ قوّت من و پناه من در اوست.
8 ای قوم، همیشه به او توکل کنید و دلهای خود به حضور وی خالی نمائید، زیرا خدا پناهگاه ما است.
9 بنی آدم چه عادی باشد و چه مهم، در هر صورت ناچیز است. وقتی در ترازو وزن شود از هوا هم سبکتر است.
10 بر ظلم توکل نکنید، بر غارت افتخار نکنید و چون مال و دارائی تان افزوده شود دل به آن نبندید.
11 خدا یک بار گفته است و دو بار این را شنیده ام که قوّت از آن خداست.ای خداوند، رحمت نیز از آن تو است، زیرا به هر کس مطابق اعمالش اجر و جزا می دهی.
12 ای خداوند، رحمت نیز از آن تو است، زیرا به هر کس مطابق اعمالش اجر و جزا می دهی.
1 ای خدا، تو خدای من هستی. در سحر تو را می جویم. در زمینِ خشک و تشنه و بی آب، جان من تشنۀ تو است و تمام وجودم مشتاق تو.
2 در جایگاه مقدست تو را نگریستم تا قوّت و جلال تو را ببینم.
3 چونکه رحمت تو از خودِ زندگی بهتر است، پس لبهای من تو را ستایش می کند.
4 تا که زنده ام تو را شکر و سپاس خواهم گفت و دستهای خود را به نام تو بلند خواهم کرد.
5 جان من سیر می شود، چنانچه از غذای چرب و لذیذ و زبانم با خوشی تو را ستایش می کند.
6 وقتی که در بستر خود می روم، تو را یاد می کنم و در هنگام شب به تو می اندیشم.
7 زیرا تو مددگار من بوده ای و در سایۀ بالهای تو سرود شادمانی را می سرایم.
8 جان من جدا از تو نیست و دست راست تو از من حمایت می کند.
9 اما آنانی که قصد کشتنم را دارند، هلاک می گردند و در قعر جهنم فرو می روند.
10 آن ها با شمشیر کشته می شوند و طعمۀ شغالها می گردند.اما پادشاه در خدا شادمانی می کند و هر کسی که نام خدا را اقرار کند سرفراز می شود، زیرا دهان دروغگویان بسته می گردد.
11 اما پادشاه در خدا شادمانی می کند و هر کسی که نام خدا را اقرار کند سرفراز می شود، زیرا دهان دروغگویان بسته می گردد.
1 ای خدا، آواز ناله و زاری مرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاه دار.
2 در مقابل توطئۀ شریران و هیاهوی بدکاران از من محافظت کن.
3 آن ها زبان خود را چون شمشیر تیز کرده اند و مرا هدف تیر سخنان تلخ خود قرار داده اند.
4 از کمینگاه خود شخصِ بیگناه را نشانه می گیرند و ناگهان او را با تیر می زنند و نمی ترسند.
5 یکدیگر خود را در کارهای زشت تشویق می کنند، در خفا نقشه می کشند و دام می گسترند و می گویند: «چه کسی می تواند ما را ببیند؟»
6 کارهای بد را طرح می کنند و می گویند: «چه خوب سنجیدیم.» چه عمیق است فکر درون انسان و دل او.
7 اما خدا با تیرهای خود آن ها را می زند و جراحات ناگهانی را بر بدن شان وارد می کند.
8 زبان خودشان برای شان دام می شود و کسانی که آن ها را ببینند، با تمسخر سر خود را تکان می دهند.
9 آنگاه تمامی آدمیان ترسیده و کار خدا را بیان خواهند کرد و عمل او را خواهند فهمید.شخص راستکار در خداوند خوشی کند و بر او توکل نماید! و همۀ عادلان خدا را ستایش کنند!
10 شخص راستکار در خداوند خوشی کند و بر او توکل نماید! و همۀ عادلان خدا را ستایش کنند!
1 ای خدا، ستایش در سهیون منتظر توست و وعده ها برای تو وفا خواهد شد.
2 ای که دعا را می شنوی، همۀ بشر نزد تو می آیند.
3 گناهان بر من سنگینی کرده است، اما تو تقصیرهای مرا کفاره می کنی.
4 خوشا به حال کسی که او را برگزیده و نزدیک به خود ساخته ای تا در پیشگاه تو ساکن شود. از برکات خانۀ تو و از قدوسیت عبادتگاه تو ما سیر می شویم.
5 ای خدایی که نجات ما هستی، با کارهای هیبتناک و عادلانه ما را جواب می دهی. تو مایۀ امید ساکنان سراسر جهان و دورترین بحر هستی.
6 کوهها را به قوّت خود برافراشته ای و کمر خود را به قدرت بسته ای.
7 تلاطم بحرها را آرام می گردانی، تلاطم امواج آن ها را و شورش امت ها را.
8 ساکنان سراسر جهان از کارهای عجیب تو ترسانند. تو باعث فریاد شادمانی از یک سوی جهان تا سوی دیگر آن هستی.
9 زمین را ملاقات کرده و سیراب می کنی و آنرا بسیار حاصلخیز می گردانی. نهر خدا از آب پُر است. غلۀ ایشان را تهیه می کنی و زمین را به این طور آماده می سازی:
10 کُردهایش را سیراب کرده و بلندی هایش را هموار می سازی. با باران فراوان آنرا شاداب نموده و نباتاتش را برکت می دهی.
11 به احسان تو محصولات تاج زمین گردیده و راههای تو فراوانی را ببار می آورد.
12 کشتزارهای صحرا نیز حاصلخیز شده و تپه ها با شادمانی استوار گردیده اند.چمنزارها پُر از گله و رمه و وادی ها سرشار از غله هستند. همه از خوشی فریاد می زنند و سرود می سرایند.
13 چمنزارها پُر از گله و رمه و وادی ها سرشار از غله هستند. همه از خوشی فریاد می زنند و سرود می سرایند.
1 ای تمامیِ روی زمین، خدا را آواز شادمانی دهید!
2 جلال نام او را بسرائید و در ستایش او، عظمت او را تمجید کنید.
3 به خدا بگوئید: «چه با هیبت اند کارهای تو! به سبب شدت قوّت تو دشمنانت از ترس در برابر تو سر تسلیم خم می کنند.
4 تمام روی زمین تو را پرستش کرده و تو را ستایش می کنند و نام تو را با سرود می ستایند.»
5 بیائید کارهای خدا را مشاهده کنید و ببینید که چه کارهای مهیبی را برای بنی آدم انجام داده است.
6 بحر را به خشکی تبدیل کرد و مردم با پای پیاده از میان آن عبور کردند. در آنجا ما از خدا خوشی کردیم.
7 در توانائی خود تا به ابد سلطنت می کند و چشمانش ناظر امت ها است. پس فتنه انگیزان بر ضد او قیام نکنند.
8 ای مردم جهان، خدای ما را متبارک خوانید و آواز ستایش او را بشنوانید.
9 او به جانهای ما حیات می بخشد و نمی گذارد که پاهای ما لغزش خورَد.
10 تو ای خدا، ما را آزمایش کردی و چون نقره ای که در کوره تصفیه می شود ما را پاک ساختی.
11 تو ما را به دام درآوردی و بار سنگینی را بر پشت های ما نهادی.
12 مردمان را بر سر ما مسلط ساختی و به آتش و آب درآمدیم. اما سرانجام ما را به یک جای آرام و پُر برکت آوردی.
13 به خانۀ تو با قربانی های سوختنی می آیم و به وعده های خود وفا می کنم.
14 وعده های که در ایام سختی، لبهای خود را بر آن ها گشودم و به زبان خود آوردم.
15 قربانی های سوختنی پرواری را نزد تو می گذرانم. گوساله ها و بزها را با دود قوچها ذبح می کنم.
16 ای همۀ خداترسان بیائید و بشنوید تا شما را از آنچه خدا برای جان من کرده است آگاه سازم.
17 با دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و سرود ستایش بر زبان من بود.
18 اگر شرارت را در دل خود نگه می داشتم، خداوند دعایم را نمی شنید.
19 اما خدا دعای مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده.متبارک باد خدا که دعای مرا رد نکرده و رحمت خویش را از من دریغ نداشته است.
20 متبارک باد خدا که دعای مرا رد نکرده و رحمت خویش را از من دریغ نداشته است.
1 خدا بر ما رحم کند و ما را برکت دهد و نور روی خود را بر ما بتاباند،
2 ای خدا راه تو در جهان شناخته گردد و نجات تو بر جمیع امت ها.
3 ای خدا همۀ مردم تو را ستایش کنند و جمیع قوم ها تو را سپاس گویند.
4 امت ها خوشی کنند و سرود شادمانی بسرایند، زیرا قوم ها را به انصاف داوری نموده و امت های جهان را هدایت می کنی.
5 ای خدا قوم ها تو را ستایش کنند و جمیع قوم ها تو را سپاس گویند.
6 آنگاه زمین محصول خود را داده و خدا، خدای ما، ما را برکت می دهد.خدا ما را برکت دهد و همۀ گوشه و کنار جهان از او بترسند.
7 خدا ما را برکت دهد و همۀ گوشه و کنار جهان از او بترسند.
1 خدا برخیزد و دشمنانش پراگنده شوند و آنانی که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند!
2 مثل دود که پراگنده می شود، ایشان را پراگنده ساز و چنانکه موم نزد آتش آب می شود، شریران نیز در حضور خدا هلاک گردند.
3 اما راستکاران شاد می شوند، در حضور خدا به وجد می آیند و به شادمانی خرسند می شوند.
4 برای خدا سرود بخوانید و نام او را بستائید. او را که بر ابر ها سوار است، جلال دهید. نام او خداوند است! در حضورش به وجد آئید.
5 پدر یتیمان و حامی بیوه زنان، خداست در جایگاه مقدس خود!
6 خدا بی کسان را جای و مسکن می دهد و اسیران را به آزادی بیرون می آورد. اما فتنه انگیزان در بیابان خشک و سوزان ساکن می گردند.
7 ای خدا، وقتی که پیشِ روی قوم برگزیده ات رفتی و هنگامیکه در بیابان خرامیدی،
8 زمین لرزان گردید و آسمان به حضور خدا بارید. کوه سینا نیز به حضور خدا، خدای اسرائیل به لرزه افتاد.
9 تو ای خدا باران نعمت ها بارانیدی تا میراثت را که از حال رفته بود استوار و شاداب گردانی.
10 قوم برگزیده ات در آن زمین ساکن شدند. تو ای خدا، از روی سخاوتمندی خویش برای نیازمندان تدارک دیده ای.
11 خداوند فرمان داد و گروه کثیر زنان این مژده را رساندند:
12 «پادشاهانِ لشکرها شکست خورده و فرار می کنند و زنی که در خانه مانده است، غنایم جنگ را تقسیم می کند.
13 آن ها یک وقتی در طویله می خوابیدند، اما اکنون خوشبخت و ثروتمند، مانند کبوتری که بالهایش نقره فام و پرهایش طلائیست، با زر و زیور تزئین شده اند.
14 وقتی که خداوند قادر مطلق پادشاهان را در آنجا پراگنده ساخت، مثل برف بود که بر کوهِ صلمون پاشان می گردد.»
15 کوه باشان متعلق به خداست. کوه باشان دارای قله های بلند است.
16 ای کوههای که قله های بلند دارید، چرا به کوهی که خدا آن را برای سکونت خود برگزیده است به نظر حسرت می نگرید؟ خداوند در آنجا تا به ابد ساکن خواهد بود.
17 عراده های جنگی خدا هزاران هزار است. خداوند در قدوسیت خود مثل کوهِ سینا در میان آنهاست.
18 به عالم بالا صعود فرموده و اسیران را به اسیری برده ای. آدمیان خود را به تو تقدیم کردند، حتی مردم متمرد نیز به تو تسلیم شدند تا تو خداوند، خدا در بین شان ساکن گردی.
19 شکر و سپاس باد بر خداوندی که هر روزه متحمل بارهای ما می شود و خدایی که نجات دهندۀ ما است.
20 خدا برای ما، خدای نجات است و خداوند، خدا رهانندۀ ما از مرگ.
21 اما خداوند سر دشمنان خود را می کوبد و سر آنهائی را که در گناه خود روان هستند.
22 خداوند فرمود: «من دشمنان تان را از قله های کوهِ باشان و از اعماق بحر بر می گردانم،
23 تا خون ایشان پایمال شما گردند و زبان سگهای تان نیز از آن ها حصۀ خود را بیابند.»
24 ای خدایی که پادشاه و خدای من هستی، همه دیده اند که چگونه به جایگاهِ مقدست داخل می شوی.
25 در پیشِ رو، خوانندگان می خرامند و در پشت سر، سازندگان و در وسط دوشیزگان دایره نواز.
26 خدا را در جماعت ها ستایش کنید. ای کسانی که از نسل اسرائیل هستید، خداوند را سپاس گوئید.
27 قبیلۀ بنیامین که کوچکترین قبیله ها است، اولتر و رهبران قبایل یهودا، زبولون و نفتالی به دنبال شان می آیند.
28 خدایت برای تو قوّت بخشیده است. ای خدا قدرت خود را چنانچه در گذشته به ما نشان دادی، آشکار گردان.
29 به خاطر عبادتگاه تو که در اورشلیم است، پادشاهان هدایا نزد تو می آورند.
30 حیوان وحشی نیزار را و اقوام دیگر را که مثل گله های گاو و گوساله هستند، سرزنش کن تا با نقره های خود نزد تو گردن نهند. اقوامی را که جنگ را دوست می دارند، پراگنده ساز.
31 سروران از مصر می آیند و حبشه دستهای خود را به سوی خدا بلند می کند.
32 ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید. برای خداوند سرود ستایش بسرائید.
33 برای او که از ازل بر تخت ملکوتی خود در آسمان جلوس فرموده است، سرود بخوانید.
34 او آواز خود را می دهد، آوازی که پُر قوّت است.
35 خدا را در قوّت او بستائید. قوم اسرائیل از شکوه و جلال او برخوردار هستند و عظمت او در آسمان ها دیده می شود.ای خدا چه هیبتناک هستی در جایگاه مقدس خویش! خدای اسرائیل قوم برگزیدۀ خود را قوّت و توانائی می بخشد. متبارک باد خدا!
36 ای خدا چه هیبتناک هستی در جایگاه مقدس خویش! خدای اسرائیل قوم برگزیدۀ خود را قوّت و توانائی می بخشد. متبارک باد خدا!
1 خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها نزدیک است نَفَسِ مرا بگیرد.
2 در لجن زار عمیق فرو رفته ام، جایی که نمی توان ایستاد. در آب های عمیق افتاده ام و سیلاب مرا احاطه کرده است.
3 از فریاد خود خسته شده ام. گلویم خشک و چشمانم از انتظار خدای من تار گردیده است.
4 آنانی که بی سبب از من نفرت دارند، از موهای سرم زیادتر اند و آنهائی که قصد نابودی مرا دارند، قوی و نیرومند هستند. پس آنچه را که از کسی نگرفته بودم، از من مطالبه می کنند.
5 ای خدا، تو حماقت مرا می دانی و گناهانم از تو مخفی نیست.
6 ای خداوند، خدای قادر مطلق، منتظرین تو به سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، آنهائی که طالب تو هستند، به خاطر من رسوا نگردند.
7 زیرا به خاطر تو متحمل تمسخر مردم شده و رسوایی روی مرا پوشیده است.
8 نزد برادرانم مثل یک اجنبی شده ام و خانواده ام مرا به نظر یک بیگانه می بینند.
9 غیرت عبادتگاه تو مرا خورده، و ملامت های ملامت کنندگان تو بر من روی آورده است.
10 هنگامیکه با روزه و اشک جان خود را فروتن ساختم، آن ها مرا مسخره کردند.
11 وقتی برای توبه نمد پوشیدم، نزد ایشان ضرب المثل گردیدم.
12 مردم کوچه و بازار بر ضد من حرف می زنند و میگساران دربارۀ من سرود می خوانند.
13 اما من ای خداوند، در پیشگاه تو در وقت مناسب دعا می کنم. ای خدا، در کثرت رحمانیت خود و به خاطر حقیقتِ نجات خود دعای مرا مستجاب کن.
14 مرا از لجن زار خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرت کنندگانم و از عمق آبها نجات پیدا کنم.
15 مگذار که سیل آبها مرا بپوشاند و یا عمق ها مرا ببلعد و گودال نیستی مرا در دهان خود فرو برد.
16 ای خداوند مرا مستجاب فرما، زیرا رحمت تو نیکوست و از روی رحمت بی کرانت به من توجه فرما.
17 روی خود را از این بنده ات مپوشان، زیرا در سختی قرار دارم. مرا به زودی مستجاب فرما.
18 به من نزدیک شده، بهای آزادی ام را بپرداز و مرا از دست دشمنانم نجات ده.
19 تو خواری، رسوایی و خجالت مرا دانسته و جمیع دشمنانم را می بینی.
20 رسوایی دلم را شکسته است و به شدت بیمار شده ام. خواهان شفقت بودم، ولی دلسوزی نبود و منتظر تسلی دهندگان بودم، اما نیافتم.
21 مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند.
22 پس دسترخوان شان و همچنان آسایش آن ها، برای شان دام گردد.
23 چشمان شان تار گردند تا نبینند و کمرهای شان را همواره لرزان گردان.
24 خشم خود را بر آن ها بریز و در آتش غضب خود ایشان را بسوزان.
25 خانه های شان ویران گردد و در خیمه های شان هیچکس ساکن نشود.
26 زیرا کسی را که تو زده ای زجر می دهند و دربارۀ دردهای آنانی که تو مجروح شان کرده ای، باهم سخن می گویند.
27 پس گناه به گناه ایشان بیفزا و عدالت تو شامل حال شان نگردد.
28 از دفتر حیات محو شوند و در شمار راستکاران محسوب نگردند.
29 اما من، مسکین و دردمند هستم، پس ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد.
30 آنگاه نام خدا را با سرود ستایش نموده و عظمت او را با شکرگزاری بیان می کنم.
31 این است که خداوند را خشنود می سازد، زیادتر از قربانی های گاو و گوساله.
32 اشخاص فروتن این را دیده و شادمان می شوند. ای کسانی که جویای خدا هستید، دل شما زنده گردد.
33 زیرا خداوند دعای نیازمندان را می شنود و اسیران خود را از یاد نمی برد.
34 آسمان و زمین او را سپاس گویند و همچنان بحرها و هر چه که در آن ها حرکت دارند.
35 زیرا خدا سهیون را نجات می دهد و شهرهای یهودا را آباد می کند تا قوم برگزیدۀ او در آنجا سکونت نموده و مالک آن گردد.فرزندان آن ها وارث آن می گردند و کسانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید.
36 فرزندان آن ها وارث آن می گردند و کسانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید.
1 خدایا، برای نجات من شتاب کن! ای خداوند برای کمک به من تعجیل فرما!
2 آنهائی که قصد جانم را دارند، خجل و شرمنده گردند و کسانی که بدخواه من هستند، خجل و سرافگنده شوند.
3 آنانی که مرا مسخره می کنند، به سبب خجالت خویش رسوا گردند.
4 اما همۀ کسانی که جویای تو هستند، در تو خوشی و شادمانی کنند. آنهائی که بخاطر نجات خود شکرگزار اند، همیشه بگویند: «خدا بزرگ است.»اما من مسکین و محتاج هستم. خدایا، برای من تعجیل کن، زیرا تو مددگار و نجات دهندۀ من هستی. پس ای خداوند، تأخیر مکن.
5 اما من مسکین و محتاج هستم. خدایا، برای من تعجیل کن، زیرا تو مددگار و نجات دهندۀ من هستی. پس ای خداوند، تأخیر مکن.
1 به تو ای خداوند پناه می آورم، پس تا به ابد شرمنده نخواهم شد.
2 به عدالت خود مرا آزاد کن و رهایی ده. دعایم را بشنو و مرا نجات ده.
3 برای من صخرۀ سکونت باش تا همه وقت به آن پناه برم. تو به نجات من امر فرموده ای، زیرا صخره و قلعۀ من تو هستی.
4 خدای من، مرا از دست شریران و از چنگ اشخاص بدکار و ظالم رهایی ده.
5 زیرا ای خداوند، خدای متعال تو امید من هستی و از طفولیت بر تو توکل داشته ام.
6 پیش از تولدم تو خدای من و از رَحِم مادر تو پناهگاهِ من بوده ای. پس تو را پیوسته ستایش می کنم.
7 برای مردم زیادی نشانه ای عجیب شده ام، لیکن تو پناهگاه قوی من هستی.
8 دهانم از ستایش تو پُر است و تمام روز جلال تو را بیان می کند.
9 در زمان پیری مرا از خود دور مکن و در وقت ناتوانی مرا ترک منما.
10 زیرا دشمنانم بر ضد من سخن می گویند و تعقیب کنندگانم قصد جانم را دارند.
11 آن ها می گویند: «خدا او را ترک کرده است، پس او را تعقیب نموده و دستگیر کنید، زیرا که رهاننده ای نیست.»
12 ای خدا از من دور مشو و ای خدای من، به یاری من بشتاب.
13 دشمنان جانم رسوا و نابود شوند و آنانی که برای ضرر من در تلاش هستند، با شرمندگی و رسوایی پوشیده گردند.
14 اما چشم امید من پیوسته بسوی تو است و بیشتر از پیش تو را ستایش خواهم کرد.
15 زبانم عدالت تو را بیان می کند و نجات تو را تمامیِ روز. اگر چه حد و قیاس آنرا نمی دانم.
16 در توانائی خداوند، خدای قادر مطلق خواهم رفت و فقط از عدالت تو خبر می دهم.
17 ای خدا، از طفولیتم مرا تعلیم داده ای و تا به اکنون کارهای شگفت انگیز تو را اعلام کرده ام.
18 پس ای خدا، مرا حتی در زمان پیری و مو سفیدی نیز ترک نکن. تا بتوانم این نسل را از قدرت تو خبر دهم و همۀ نسل های آینده را از توانائی تو.
19 ای خدا، عدالت تو تا به آسمان ها می رسد. تو کارهای عظیم انجام داده ای. خدایا، مانند تو کیست؟
20 ای که تنگی های بسیار و سخت را به ما نشان داده ای، رجوع کرده، باز ما را زنده خواهی ساخت و برگشته ما را از اعماق زمین بر خواهی آورد.
21 مرا بیشتر از پیش سرافراز خواهی نمود و برگشته، مرا تسلی خواهی بخشید.
22 پس من نیز راستی تو را، ای خدای من، با نغمۀ چنگ ستایش می کنم و به تو ای قدوس اسرائیل با نوای رباب سرود خواهم خواند.
23 لبهایم وقتیکه برای تو سرود می خوانم، بسیار خوشی خواهد کرد و جانم نیز که آنرا فدیه داده ای.زبانم نیز تمامی روز عدالت تو را ذکر می کند، زیرا آنانی که برای ضرر من در تلاش بودند، شرمنده و رسوا گردیدند.
24 زبانم نیز تمامی روز عدالت تو را ذکر می کند، زیرا آنانی که برای ضرر من در تلاش بودند، شرمنده و رسوا گردیدند.
1 ای خدا، انصاف خود را به پادشاه ده و عدالت خود را به پسر پادشاه!
2 تا او قوم برگزیدۀ تو را به عدالت داوری کند و مسکینان تو را با انصاف.
3 آنگاه کوهها برای قوم برگزیده ات سلامتی بار می آورند و تپه ها نیز در عدالت.
4 باشد که او به داد مسکینان قوم برسد، فقیران را نجات دهد و ظالمان را سرکوب کند.
5 تا زمانی که آفتاب باقی است و ماه هست، آن ها از تو خواهند ترسید از یک نسل تا نسل دیگر.
6 او مثل بارانی خواهد بود که بر علف زار می بارد و مانند بارش های که زمین را سیراب می کند.
7 در دوران او عادلان رشد خواهند کرد و تا زمانی که ماه هست، کثرت سلامتی خواهد بود.
8 ساحۀ قلمرو او از بحر تا بحر و از دریای فرات تا دورترین نقطۀ جهان خواهد بود.
9 به حضور وی، ساکنین بیابان به زانو درآمده و دشمنان او به خاک می افتند.
10 پادشاهان ترشیش و جزایر هدایا خواهند آورد و پادشاهان سِبا و سِبا به او جزیه خواهند داد.
11 تمام پادشاهان او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امت ها او را بندگی خواهند نمود.
12 وقتی شخص فقیر از او کمک بخواهد، او را نجات خواهد داد و همچنان مسکینی را که چاره سازی ندارد.
13 بر ضعیفان و نیازمندان دلسوزی می کند و جان مسکینان را نجات می دهد.
14 آن ها را از ظلم و ستم می رهاند، زیرا خون ایشان در نظر وی گرانبها است.
15 عمر پادشاه دراز باد و از طلای سِبا به او داده شود. پیوسته برای وی دعا شود و برکات خدا همواره شامل حالش باشد.
16 زمین و کوهها پُر از غله و محصول فراوان باشند. مثل لبنان سرشار از میوه و با ثمر گردند. همان طوری که چمن ها پُر از علف و سبزه هستند، شهرهایش نیز پُر نفوس باشند.
17 نام او تا ابد پاینده باد و اسم او همچون آفتاب عالمگیر باشد. آدمیان در او با یکدیگر برکت ببینند و جمیع امت های زمین او را متبارک خوانند.
18 متبارک باد خداوند خدای متعال، خدای اسرائیل! که فقط او کارهای شگفت انگیز انجام می دهد.
19 تا به ابد متبارک باد نام پُر جلال او! تمامی زمین از جلال او پُر گردد. آمین! آمین!دعاهای داود، پسر یسی در اینجا خاتمه یافت.
20 دعاهای داود، پسر یسی در اینجا خاتمه یافت.
1 یقیناً که خدا برای اسرائیل نیکوست، او برای آنانی که پاک دل هستند نیکوست.
2 اما من، نزدیک بود که پاهایم از راه منحرف شود و قدم هایم لغزش خورد،
3 زیرا بر اشخاص متکبر و شریر حسد بردم وقتی سلامتی شان را دیدم.
4 آن ها تا زمان مرگ با هیچ تکلیفی درگیر نشده و قوی و سالم بوده اند.
5 مثل مردم دیگر در زحمت نیستند و مانند اشخاص دیگر با سختی روبرو نشده اند.
6 بنابراین گردن ایشان با غرور آراسته است و ظلم مثل لباس آن ها را می پوشاند.
7 چشمان شان به خاطر چاقی آن ها نزدیک است که از حدقه بیرون رود و به نسبت خیالات دل خود همیشه بلند پروازی می کنند.
8 مردم را تحقیر می کنند، حرفهای بد می زنند و سخنان ظلم آمیز را مغرورانه بر زبان می آورند.
9 دهان شان بر ضد آسمان باز است و زبان شان در جهان گردش می کند.
10 قوم برگزیدۀ خدا هم بدنبال آن ها می روند و آب های فراوان به ایشان نوشانیده می شود.
11 حتی می گویند: «خدا چگونه بداند و آیا خدای متعال علم دارد؟»
12 مردمان بدکار را ببینید، زندگی آرام دارند و ثروت شان روز بروز زیادتر می شود.
13 پس آیا من بیهوده دل خود را پاک ساخته و دستهای خود را از گناه دور داشته ام؟
14 تمام روز در زحمت بوده و هر صبح تنبیه می گردم.
15 اگر من واقعاً آن حرفها را می زدم، البته در برابر قوم برگزیدۀ تو خیانتکار محسوب می شدم.
16 چون فکر کردم که این را بفهمم، در نظرم دشوار آمد.
17 تا که به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه دانستم که عاقبت و سرنوشت بدکاران چه است.
18 تو آن ها را در جاهای لغزنده قرار داده ای تا در ویرانی سقوط کنند.
19 آن ها ناگهان به هلاکت رسیده و تباه می شوند. عاقبتِ زندگی آن ها ترس آور و وحشتناک است.
20 همان طوریکه خوابِ انسان بعد از بیدار شدن محو می گردد، همچنین تو ای خداوند وقتی برخیزی، تصورات آن ها را ناچیز می شماری.
21 در آن وقت که دل من تلخ شده و در باطن خود دل ریش بودم،
22 همچو یک جاهل و بی معرفت و مثل یک حیوان نزد تو گردیدم.
23 با وصف این همه من دایماً با تو هستم و تو دست مرا گرفته ای.
24 موافق صلاحدید خود مرا هدایت می کنی و بعد مرا در حضور پُر جلال خود می رسانی.
25 کیست برای من در آسمان؟ غیر از تو هیچ چیزی را در زمین نیز نمی خواهم.
26 هر چند بدنم فرسوده و دلم ضعیف گردد، اما خدا صخرۀ دلم و تا ابد همه چیز من است.
27 کسانی که از تو دورند، هلاک می گردند و آنانی را که به تو بی وفایی و خیانت می کنند، نابود خواهی ساخت.اما من، چقدر خوب است که همیشه به خدا نزدیک باشم. به خداوند متعال توکل کرده ام تا همۀ کارهای او را بیان کنم.
28 اما من، چقدر خوب است که همیشه به خدا نزدیک باشم. به خداوند متعال توکل کرده ام تا همۀ کارهای او را بیان کنم.
1 خدایا، چرا ما را برای همیشه ترک کرده ای و خشم تو بر ما که گوسفندان چراگاه تو هستیم، افروخته شده است؟
2 قومی را بیاد آور که از ایام قدیم برای خود خریده ای و آن ها را فدیه کرده ای تا قوم برگزیدۀ تو شوند. این کوه سهیون را بیاد آور که در آن ساکن بوده ای.
3 بسوی خرابه های دائمی آن قدم بردار، زیرا دشمن هر چه را که در عبادتگاهِ تو بود، خراب کرده است.
4 دشمنانت در عبادتگاهِ مقدس تو فریاد می زنند و بیرق های خود را به نشانۀ پیروزی در آنجا برپا می نمایند.
5 مثل کسانی به نظر می رسند که تبرها را برای قطع کردن درختان جنگل بلند می کنند.
6 آن ها تمام نقش و نگار تراشیدۀ عبادتگاه را با تبرها و چکش ها خراب می کنند.
7 عبادتگاهِ مقدس تو را آتش زده اند و مسکن نام تو را با خاک یکسان نموده و بی حرمت کرده اند.
8 در دل خود می گویند: «ما آن ها را بکلی نابود می کنیم.» پس تمام جاهای مقدس خدا را در سرزمین سوزانیده اند.
9 علامات تو را دیگر نمی بینیم و از انبیاء هم یک نفر باقی نمانده است. در بین ما هیچکس نیست که بداند این وضع تا چه وقت دوام می کند.
10 ای خدا، دشمن تا به کی ملامت خواهد کرد؟ و آیا او تا به ابد نام تو را بی حرمت خواهد نمود؟
11 چرا دست راست خود را از ما دریغ داشته ای؟ پس قدرت خود را ظاهر ساخته و ایشان را نابود کن.
12 خدا از قدیم پادشاه من است. او با معجزات بر روی زمین نجات را نمایان ساخته است.
13 تو به قوّت خود آب بحر را از هم جدا کردی و سر نهنگ ها را در آبها شکستی.
14 همچنین سر لِویاتان، یعنی جانور بحری، را کوبیده و او را خوراک جانوران بیابان ساختی.
15 تو چشمه ها و جویها را به جریان آوردی و نهرهای دائمی را خشک گردانیدی.
16 روز به تو تعلق دارد و شب نیز. آفتاب و مهتاب را تو در جاهای شان قرار داده ای.
17 تمام حدود زمین را تو تعیین کرده ای. تابستان و زمستان را تو ایجاد کرده ای.
18 ای خداوند این را بیاد آور که چسان دشمن تمسخر می کند و چگونه مردم جاهل نام تو را بی حرمت می نماید.
19 جانِ فاختۀ خود را به جانور وحشی مسپار و این قوم رنجدیده ات را تا به ابد فراموش مکن.
20 عهدی را که بسته ای بیاد آور، زیرا مردم ظالم در هر گوشۀ تاریک کمین کرده و زمین را از ظلم پُر ساخته اند.
21 مگذار که مظلومان رسوا گردند. مسکینان و نیازمندان نام تو را ستایش کنند.
22 ای خدا، برخیز و حقانیت خود را پابرجا کن و بیاد آور که چگونه احمق تمام روز تو را تمسخر می کند.فریاد دشمنان خود را فراموش مکن و غوغای مخالفین خود را که همواره بلند می شود.
23 فریاد دشمنان خود را فراموش مکن و غوغای مخالفین خود را که همواره بلند می شود.
1 خدایا، تو را ستایش می کنیم و تو را سپاس می گوئیم! زیرا نام تو به ما نزدیک است و مردم کارهای عجیب تو را بیان می کنند.
2 خداوند می فرماید: «هنگامیکه به وقت معین برسم، با عدالت داوری خواهم کرد.
3 اگرچه زمین و همۀ ساکنین آن در حال ذوب شدن هم باشند، من ارکان آنرا استوار نگاه می دارم.
4 به متکبران می گویم که مغرور نباشند و شریران به قدرت خود نبالند،
5 بلند پروازی نکنند و از روی سرکشی سخنان تکبرآمیز نگویند.»
6 زیرا سرافرازی نه از شرق، نه از غرب و نه از بیابان و نه از کوهها می آید،
7 بلکه تنها خدا داور است. او است که یکی را سرافراز و دیگری را سرافگنده می سازد.
8 در دست خداوند کاسه ای است که مملو از شراب تلخِ آمیخته با غضب او است. او آنرا می ریزد و همۀ شریران جهان باید تا آخرین قطره از آن بنوشند.
9 اما من تا به ابد اعلام کرده و برای خدای یعقوب سرود ستایش می خوانم.شاخ افتخار شریران تماماً بریده شده، اما قدرت راستکاران برافراشته خواهد شد.
10 شاخ افتخار شریران تماماً بریده شده، اما قدرت راستکاران برافراشته خواهد شد.
1 خدا در یهودا معروف است و نام او در اسرائیل عظیم!
2 خیمۀ اوست در شالیم و مسکن او در سهیون.
3 او در آنجا تیرهای آتشین را شکست و همچنان سپر و شمشیر و جنگ را.
4 تو پُر جلال و شکوهمند هستی، بیشتر از کوههای مهیب.
5 شجاعترین مردان دشمن در آنجا تاراج شده و به خواب ابدی فرو رفتند و دست خود را دیگر بلند کرده نتوانستند.
6 از توبیخ تو ای خدای یعقوب، سواران و اسپها به خواب گران فرو رفتند.
7 اما تو مهیب هستی، تنها تو! در حین غضبت کیست که در حضور تو بایستد؟
8 از آسمان داوری را شنوانیدی. جهان بترسید و خاموش گردید،
9 هنگامیکه خدا برای داوری برخاست تا مسکینان جهان را نجات دهد.
10 خشم انسان تو را سپاس خواهد گفت و کمر بازماندگان خشم را می بندی.
11 به خداوند خدای خود وعده دهید و به آن وفا کنید. همۀ آن ها که گرداگرد او هستند، برای او که مهیب است هدایا تقدیم کنند.روحیۀ فرمانروایان را می شکند و پادشاهان جهان را به وحشت می اندازد.
12 روحیۀ فرمانروایان را می شکند و پادشاهان جهان را به وحشت می اندازد.
1 آواز من بسوی خداست و فریاد می کنم. بسوی خدا فریاد می کنم و او مرا خواهد شنید.
2 در روز پریشانیِ خود خداوند را طلب کردم. در شب نیز دست من برای دعا بلند شده و خسته نگردید و جان من تسلی را ترجیح نداد.
3 خدا را بیاد می آورم و می نالم. تفکر می کنم و روح من حیران می گردد.
4 چشمانم را بیدار نگه داشتی و از پریشانی حرفی زده نمی توانم.
5 به روزگار گذشته فکر می کنم و سالهای قدیم را بیاد می آورم.
6 سرود شبانۀ خود را بیاد می آورم. در دل خود تفکر می کنم و روح من جوینده است.
7 آیا خداوند تا به ابد ترک می کند و دیگر هرگز راضی نخواهد شد؟
8 آیا رحمت او برای همیشه زایل شده و عهد او تا به ابد باطل گردیده است؟
9 آیا خدا شفقت خود را از یاد برده و رحمت های خود را در غضب بازداشته است؟
10 پس گفتم این درد من است که دست راست خدای متعال با من مثل قدیم نیست.
11 در کارهای خداوند تفکر می کنم. بلی، اعمال شگفت انگیز تو را که از قدیم است به یاد می آورم.
12 دربارۀ جمیع کارهای تو می اندیشم و در صنعت های تو تفکر می کنم.
13 ای خدا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ مثل تو، ای خدا؟
14 تو خدائی هستی که کارهای عجیب می کنی. تو قدرت خود را به همۀ اقوام جهان معروف گردانیده ای.
15 قوم برگزیدۀ خود را به بازوی خود رهانیده ای، یعنی اولادۀ یعقوب و یوسف را.
16 آبها تو را دید، ای خدا، آبها تو را دیده به لرزه آمد و عمق آبها نیز سخت آشفته و لرزان گردید.
17 از ابر ها باران بارید، در آسمان رعد پدید آمد و تیرهای برق تو از هر طرف به جهیدن شروع کردند.
18 صدای رعد تو در گِردباد بود و نورِ برق، جهان را روشن ساخت و زمین آشفته و لرزان گردید.
19 طریق تو در موجهای بحر است و راههای تو در آب های فراوان، اما آثار تو را نمی توان دانست.قوم برگزیدۀ خود را مانند یک چوپان رهبری و به دست موسی و هارون هدایت نمودی.
20 قوم برگزیدۀ خود را مانند یک چوپان رهبری و به دست موسی و هارون هدایت نمودی.
1 ای قوم من به تعلیمات من گوش دهید و به سخنان دهانم گوش فرا دهید.
2 دهان خود را به مَثَل ها باز خواهم کرد و چیزهای را شرح خواهم داد که از بنای عالم مخفی بوده است،
3 چیزهای که شنیده و دانسته ایم و پدران ما برای ما بیان کرده اند.
4 ما هم آن ها را از فرزندان ایشان پنهان نخواهیم کرد. ستایشات خداوند را و قدرت او و معجزات شگفت انگیزی را که او کرده است، برای نسل های آینده بیان می کنیم.
5 خداوند شهادتی در یعقوب برپا داشت و احکامی در اسرائیل وضع کرد و پدران ما را امر فرمود که آن ها را به فرزندان خود تعلیم دهند،
6 تا نسل آینده آن ها را بدانند و فرزندانی که در آینده متولد می گردند نیز برخاسته و آن ها را به فرزندان خود بیان نمایند.
7 و ایشان به خدا توکل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند بلکه احکام او را اطاعت کنند.
8 تا مثل پدران خود نسل سرکش و فتنه انگیز نشوند که دل شان با خدا راست نبود و نه روح ایشان بسوی خدا وفادار.
9 مردم افرایم با وجودیکه با تیر و کمان مسلح بودند، در روز جنگ فرار کردند.
10 پیمان خدا را نگاه نداشتند و مطابق احکام او عمل نکردند.
11 کارهای خداوند را فراموش کردند و معجزاتی را که او به ایشان ظاهر کرده بود.
12 در برابر چشمان پدران شان در سرزمین مصر و صوعَن، کارهای شگفت انگیزی بعمل آورد.
13 آب بحر را دو شق کرده، ایشان را عبور داد و آبها را مانند دیوار برپا داشت.
14 در روز آن ها را در زیر سایۀ ابر و هنگام شب با نور آتش هدایت می نمود.
15 در بیابان صخره ها را بشگافت و آب فراوان، مثل آبی که از عمق ها به دست می آید، به آن ها فراهم نمود.
16 آب از صخره ها فوران کرد و مثل نهرها جاری شد.
17 با وجود همۀ اینها، بار دیگر نسبت به او گناه ورزیدند و در برابر خدای متعال در بیابان آشوب برپا کردند.
18 در دلهای خود خداوند را امتحان کردند، زیرا از او برای ارضای نفس خود غذا خواستند.
19 بر ضد خدا حرف می زدند و می گفتند: «آیا خدا می تواند در این بیابان سفره ای برای ما تهیه کند؟
20 بلی، دیدیم که او صخره را زد و آبها روان شد و نهرها جاری گردید، پس آیا می تواند نان را نیز بدهد و گوشت برای قوم برگزیدۀ خود حاضر سازد؟»
21 وقتی خداوند این را شنید، غضبناک شد و آتش در یعقوب شعله ور شد و خشم بر اسرائیل افروخته گردید،
22 زیرا به خدا ایمان نداشته و به قدرت نجات بخش او اعتماد نکردند.
23 پس ابر ها را از بالا امر فرمود و دریچه های آسمان را گشود.
24 آنگاه «مَنّا» را بر ایشان بارانید تا بخورند و غلۀ آسمان را به ایشان بخشید.
25 مردمان از غذای فرشتگان خوردند و آذوقۀ فراوان داشتند.
26 باد شرقی را در آسمان وزانید و با قدرت خود باد جنوبی را آورد.
27 گوشت را برای شان مثل غبار فرستاد یعنی پرندگان را مانند ریگ دریا.
28 او آنرا در بین خیمه ها و اطراف اقامتگاه شان فرود آورد.
29 همگی خوردند و سیر شدند و آنچه که نفس شان آرزو داشت، به آن ها داده شد.
30 ایشان از طمع خود دست بردار نبوده و غذای دهن را هنوز فرو نبرده بودند،
31 که غضب خدا بر ایشان شعله ور گردیده، تنومندان شان را کشت و جوانان اسرائیل را هلاک ساخت.
32 با وجود این همه، آن ها دست از گناه نکشیدند و به معجزات او ایمان نیاوردند.
33 بنابران او کاری کرد که روزهای شان در بیهودگی گذشت و سال های شان در وحشت و ترس.
34 هنگامیکه عده ای از آنها را کشت، بقیه به خدا رو آورده، توبه نمودند و حضور او را طلبیدند.
35 آن ها به یاد آوردند که خدا صخرۀ ایشان و خدای متعال رهانندۀ ایشان است.
36 اما با دهان خود به او چاپلوسی کردند و با زبان خویش به او دروغ گفتند،
37 زیرا که دل ایشان با او راست نبود و به عهد وی وفادار نماندند.
38 اما او از روی رحمت خود گناه ایشان را بخشیده، آن ها را هلاک نساخت بلکه بارها از غضب خود برگشته و تمامیِ خشم خود را ظاهر نکرد.
39 و بیاد آورد که آن ها بشر هستند و مثل بادی که می وزد و بر نمی گردد.
40 آن ها به مراتب در بیابان در مقابل او سرکشی نمودند و در صحرا او را رنجانیدند.
41 بارها او را امتحان کردند و به قدوسِ اسرائیل بی حرمتی نمودند.
42 قدرت او را به خاطر نداشتند، روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود،
43 که چگونه نشانه های خود را در مصر ظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعَن.
44 دریاها و نهرهای شان را به خون تبدیل کرد، طوریکه آب برای نوشیدن نداشتند.
45 انواع حشرات نیشدار را فرستاد که آن ها را گزیدند و بقه ها که به آن ها آسیب رسانیدند.
46 کِشت و زراعت شان را بوسیلۀ کرمها تلف کرد. محصول زحمت شان را خوراک ملخ ها ساخت.
47 تاکستان ایشان را با ژاله خراب کرد و درختان انجیر شان را با ژاله های بزرگ.
48 رمه و گلۀ شان را به ژاله سپرد و مواشی شان را به شعله های برق.
49 آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد، یعنی غضب و خشم شدید و مصیبت را با فرشتگان هلاکت.
50 غضب خود را جاری ساخت و جان ایشان را از موت نرهانید، بلکه به مرض کشندۀ وبا تسلیم نمود.
51 همۀ نخست زادگان مصریان را کشت و اولباری های قوّت ایشان را در خیمه های حام.
52 آنگاه قوم برگزیدۀ خود را مثل گوسفندان از مصر بیرون آورد و ایشان را در بیابان همچون گله ای رهنمایی نمود.
53 ایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند، اما بحر دشمنان شان را در کام خود فرو برد.
54 بعد ایشان را به سرزمین مقدس خود آورد، به این کوهی که با قدرت دست راست خود حاصل کرده بود.
55 امت ها را پیش روی ایشان بیرون راند و مُلک شان را با ریسمان تقسیم نموده و قبایل اسرائیل را در خیمه های ایشان ساکن گردانید.
56 لیکن آن ها بازهم خدای متعال را امتحان کردند، به او آشوب برپا کردند و شهادات او را نگاه نداشتند.
57 ایشان برگشته، مانند پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان نادرست، منحرف شدند.
58 با ساختن بتخانه ها در جاهای بلند خشم او را برافروختند و با پرستش بتهای خویش غیرت او را به هیجان آوردند.
59 چون خدا این را شنید، غضبناک گردید و از اسرائیل به شدت متنفر گردید.
60 پس خیمۀ شیلو را ترک نمود، آن خیمه ای که جای سکونت را که در میان آدمیان برپا ساخته بود.
61 به دشمنان موقع داد تا صندوق پیمان را که نشانۀ قدرت او بود، به اسیری برند و جلال خود را به دست ایشان سپرد.
62 قوم برگزیدۀ خود را به شمشیر تسلیم نمود و بر میراث خود غضبناک گردید.
63 جوانان آن ها را در آتش هلاک ساخت و دوشیزگان شان بی شوهر ماندند.
64 کاهنان شان با شمشیر بقتل رسیدند و بیوه های شان امکان عزاداری را نداشتند.
65 سرانجام خداوند مثل کسی که بیدار شده و مانند شخص نیرومندی که از باده سرخوش گردیده است،
66 دشمنان خود را به عقب راند و برای همیشه خجل و سرکوب ساخت.
67 خانوادۀ یوسف را رد کرد و قبیلۀ افرایم را نپذیرفت،
68 بلکه قبیلۀ یهودا و کوه سهیون را که دوست می داشت، برگزید.
69 او در آنجا عبادتگاه خود را مثل کوههای بلند و مثل زمین که استوار و همیشه پایدار است، بنا کرد.
70 بندۀ خود، داود را برگزید و او را از آغل های گوسفندان گرفت.
71 او را از عقب میش های شیری آورد تا قوم برگزیدۀ او یعقوب و میراث او اسرائیل را چوپانی کند.پس داود ایشان را با صداقت دل چوپانی نمود و با مهارت دست هدایت کرد.
72 پس داود ایشان را با صداقت دل چوپانی نمود و با مهارت دست هدایت کرد.
1 ای خدا، امت ها به سرزمین تو داخل شده، عبادتگاه مقدس تو را بی حرمت ساختند و اورشلیم را به خرابه ای تبدیل نمودند.
2 اجساد بندگانت را خوراک مرغان هوا ساختند و گوشت بدن خادمانت را به حیوانات وحشی دادند.
3 خون شان را در کوچه های اورشلیم مثل آب ریختند و کسی نبود که آن ها را دفن کند.
4 نزد همسایگان خود خوار شده و پیش اطرافیان خود رسوا و مسخره گردیده ایم.
5 تا کی ای خداوند، تا به ابد خشمناک می باشی؟ تا کی غیرت تو مثل آتش افروخته خواهد ماند؟
6 غضب خود را بر سر اقوامی که تو را نمی شناسند بریز و بر ممالکی که نام تو را نمی خوانند.
7 زیرا که بنی یعقوب را بلعیده و محل سکونت شان را ویران کرده اند.
8 گناهان اجداد ما را به حساب ما میاور. رحمت های تو بزودی پیش روی ما آید، زیرا که بسیار خوار شده ایم.
9 ای خدا، ای نجات دهندۀ ما، به خاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و به خاطر نام خود گناهان ما را بیامرز.
10 چرا امت ها گویند که خدای ایشان کجاست؟ بگذار که پیش چشمان ما، انتقام خونِ ریخته شدۀ بندگانت بر امت ها معلوم شود.
11 نالۀ اسیران به حضور تو برسد و بر حسب عظمت قدرت خود آنانی را که به مرگ سپرده شده اند، نجات ده.
12 ای خداوند، به همسایگان ما که به تو بی حرمتی کرده اند، جزای هفت چندان برسان.آنگاه ما که قوم برگزیدۀ تو و گوسفندان چراگاه تو هستیم، تا ابد از تو شکرگزار بوده و نسل اندر نسل ستایش تو را بیان خواهیم کرد.
13 آنگاه ما که قوم برگزیدۀ تو و گوسفندان چراگاه تو هستیم، تا ابد از تو شکرگزار بوده و نسل اندر نسل ستایش تو را بیان خواهیم کرد.
1 ای چوپانِ اسرائیل بشنو! ای که قبیلۀ یوسف را مانند گلۀ گوسفند راهنمائی می کنی! ای که بر فراز کروبیان یعنی فرشتگانِ مقرب، جلوس فرموده ای، در جلال و شکوه، خود را نمایان کن!
2 حضور خود را به قبایل افرایم، بنیامین و مَنَسّی بنما، قدرتت را آشکار کن و برای نجات ما بیا.
3 ای خدا ما را دوباره احیاء کن و نور چهرۀ خود را بر ما بتابان تا نجات یابیم.
4 ای خداوند، خدای قادر مطلق، تا به کی بر قوم برگزیدۀ خویش غضبناک خواهی بود و دعای بندگانت را نمی شنوی؟
5 خوراک ایشان را اشک و اندوه ساختی و جام لبریز سرشک را به آن ها نوشانیدی.
6 ما را مورد تمسخر همسایگان ما ساخته ای و دشمنان ما به ما می خندند.
7 ای خدای قادر مطلق، ما را دوباره احیاء کن و نور چهرۀ خود را بر ما بتابان تا نجات یابیم.
8 تو قوم برگزیده ات را همچون تاکِ انگوری از مصر بیرون آوردی، امت ها را بیرون راندی و در جای ایشان آنرا غرس نمودی.
9 اطراف آنرا وسعت دادی، پس خوب ریشه دوانیده و زمین را پُر ساخت.
10 کوهها به سایۀ آن پوشانیده شد و سروهای آزاد تو با شاخه هایش.
11 شاخه های خود را تا به بحر و تا دریای فرات پهن نمود.
12 پس چرا دیوارهایش را شکسته ای که هر رهگذری آن را می چیند؟
13 گرازهای جنگل آن را ویران می کنند و حیوانات صحرا آنرا می خورند.
14 ای خدای قادر مطلق، بسوی ما برگرد، از آسمان نظر انداز و ببین و از این تاک تفقد نما،
15 از این نهالی که دست راست تو نشانده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساخته ای!
16 چون مثل هیزم در آتش سوخته شده و از خشم روی تو تباه گردیده اند!
17 پس دست تو بر مرد دست راست تو باشد و بر پسر انسان که او را برای خود قوی ساخته ای.
18 آنگاه هیچگاهی از تو رو بر نخواهیم گشتاند. ما را زنده نگهدار تا نام تو را بخوانیم.ای خداوند، خدای قادر مطلق، ما را دوباره احیاء کن و نور چهرۀ خود را بر ما بتابان تا نجات یابیم.
19 ای خداوند، خدای قادر مطلق، ما را دوباره احیاء کن و نور چهرۀ خود را بر ما بتابان تا نجات یابیم.
1 فریاد خوشی را سر دهید برای خدایی که قوّت ماست و آواز شادمانی را برای خدای یعقوب!
2 سرود بسرائید و دایره را به صدا آورید و آهنگی دلنواز با چنگ و رباب بنوازید.
3 با نوای شیپور، ماه نو، شب چهارده و عیدها را تجلیل کنید،
4 زیرا که این فریضه ای است در اسرائیل و فرمانی است از جانب خدای یعقوب.
5 این را شهادتی تعیین فرمود بر یوسف، هنگامیکه بر ضد مصر بیرون رفت. در آنجا آوازی را به زبانی ناآشنا شنیدم که می گفت:
6 «من بار سنگین را از دوش او برداشتم و دستهای او را از کارهای شاقه آزاد کردم.
7 در هنگام سختی استدعا نمودی و تو را رهانیدم. از میان رعد و برق تو را اجابت کرده و در کنار آب مریبه آزمایش نمودم.»
8 «ای قوم برگزیدۀ من بشنو، به تو هوشدار می دهم. ای اسرائیل، کاش به من گوش دهی!
9 در میان تو خدای غیر نباشد و نزد خدای بیگانه سجده منما.
10 من خداوند، خدای تو هستم که تو را از زمین مصر برآوردم. دهان خود را باز کن و آن را پُر خواهم ساخت.
11 اما قوم برگزیدۀ من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل از من اطاعت نکرد.
12 بنابران آن ها را به سختیِ دل شان ترک کردم تا خواهشهای نفس خود را دنبال کنند.
13 ای کاش قوم برگزیده ام به من گوش می دادند و اسرائیل در طریق های من روان می بود.
14 آنگاه دشمنان شان را بزودی شکست می دادم و دست خود را بر ضد مخالفان آن ها بر می گردانیدم.
15 آنانی که از خداوند نفرت دارند با ترس در برابر او تعظیم می کردند و گرفتار مجازات ابدی می شدند.اما قوم برگزیدۀ خود را با بهترین گندم غذا می دادم و تو را با عسل صحرائی سیر می ساختم.»
16 اما قوم برگزیدۀ خود را با بهترین گندم غذا می دادم و تو را با عسل صحرائی سیر می ساختم.»
1 خدا در دادگاه آسمانی ایستاده است و در میان خدایان داوری می کند.
2 تا به کی با بی عدالتی داوری می کنید و از شریران طرفداری می نمائید؟
3 «فقیران و یتیمان را دادرسی کنید و بر مردم بیچاره و مسکین با انصاف باشید.
4 مظلومان و فقیران را برهانید و از دست شریران نجات دهید.
5 آن ها نمی دانند و نمی فهمند و در تاریکی راه می روند و جمیع اساس زمین متزلزل می باشد.
6 من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان خدای متعال،
7 لیکن مثل آدمیان خواهید مُرد و چون یکی از سروران خواهید افتاد!»ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما، زیرا که تو صاحب اختیار همۀ اقوام جهان هستی.
8 ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما، زیرا که تو صاحب اختیار همۀ اقوام جهان هستی.
1 ای خدا خاموش مباش! ای خدا سکوت نکن و آرام منشین،
2 زیرا دشمنانت شورش می کنند و کسانی که از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشته اند.
3 بر علیه قوم برگزیده ات نقشه های پنهانی می کشند و برای آنهائی که به تو پناه آورده اند، حیله می سنجند
4 و می گویند: «بیائید که آن ها را از بین ببریم تا قومی نباشند و نام اسرائیل دیگر یاد نگردد.»
5 آن ها همه همدست شده اند و علیه تو توطئه کرده و باهم پیمان بسته اند.
6 اینها ادومیان، اسماعیلیان، موآبیان، هاجری ها،
7 مردم جبال، عمونیان، عمالیقیان، فلسطینی ها و باشندگان صور هستند.
8 آشور نیز با ایشان متفق شده و پشتیبان اولادۀ لوط گردیده است.
9 همان برخوردی را که با مدیان کردی، با این مردم هم بکن، چنانکه به سیسَرا و یابین در وادی قیشون
10 که در عَیندور هلاک شدند و اجساد شان پاروی زمین گردیدند.
11 سرورانِ شان را به سرنوشت غُراب و زیب گرفتار کن و جمیع حاکمان آن ها را مانند ذِبَح و صَلمُناع سرکوب بساز،
12 زیرا که می گفتند: «جایگاهی را که متعلق به خدا است به دست می آوریم.»
13 ای خدای من، آن ها را مثل خار بتۀ لولان و مانند کاه پیش روی باد بساز.
14 همچون آتشی که جنگل را می سوزاند و مثل شعلۀ آتش که کوهها را مشتعل می سازد،
15 همچنان آن ها را با تندباد خود بران و با طوفان خود ایشان را آشفته گردان.
16 آن ها را ذلیل بساز تا نام تو را ای خداوند بطلبند.
17 خجل و پریشان شوند تا به ابد و شرمنده و هلاک گردند.و بدانند تو که اسمت خداوند یهوه می باشد، یگانه حکمفرمای مطلق کائنات هستی.
18 و بدانند تو که اسمت خداوند یهوه می باشد، یگانه حکمفرمای مطلق کائنات هستی.
1 ای خداوند قادر مطلق، چه دلپذیر است مسکن های تو!
2 جان من اشتیاق شدید برای صحنهای خداوند دارد. دلم و تمام وجودم با آواز بلند خدای زنده را ستایش می کند.
3 در کنار قربانگاه های تو ای خدای قادر مطلق، که پادشاه من و خدای من هستی، حتی گنجشک نیز برای خود خانه ای پیدا کرده است و غُچی برای خویشتن آشیانه ای تا چوچه های خود را در آن بگذارد.
4 خوشا به حال کسانی که در خانۀ تو ساکن هستند و همیشه سرود ستایش تو را می خوانند.
5 خوشا به حال مردمانی که قوّت ایشان در تو است و طریق های تو در دلهای ایشان.
6 وقتی که از وادی بکاء یعنی بیابان خشک عبور می کنند، آنجا چشمه سار می شود و باران آنرا با برکات پُر می کند.
7 از قوّت تا قوّت می خرامند و هر یک آن ها در سهیون نزد خدا حاضر می شوند.
8 ای خداوند، خدای قادر مطلق، دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب، به من گوش بده!
9 ای خدایی که سپر ما هستی، ببین و به روی مسیح خود نظر انداز.
10 یک روز در صحنهای تو بهتر است از هزار در جای دیگر. ایستادن بر آستانۀ خانۀ خدای خود را بیشتر می پسندم تا ساکن شدن در خیمه های شریران.
11 زیرا خداوند، خدا آفتاب و سپر است. خداوند فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که پیرو راستی هستند.ای خداوند قادر مطلق، خوشا به حال کسی که بر تو توکل دارد.
12 ای خداوند قادر مطلق، خوشا به حال کسی که بر تو توکل دارد.
1 ای خداوند، این سرزمین مورد لطف تو واقع شده است. تو یعقوب را از اسارت باز آورده ای.
2 سرکشی قوم برگزیده ات را عفو کرده و تمام گناهان شان را پوشانیده ای.
3 تمامیِ غضب خود را برداشته و آتش خشم خود را فرونشانده ای.
4 ای خدای نجات ما، ما را بسوی خود برگردان و غضب خود را از ما بردار.
5 آیا تا به ابد بر ما خشمگین خواهی بود؟ و خشم خویش را از یک نسل تا به نسل دیگر ادامه خواهی داد؟
6 آیا ما را دوباره احیاء نخواهی کرد تا قوم برگزیده ات در تو شادمانی کنند؟
7 ای خداوند، رحمت خود را بر ما ظاهر کن و نجات خویش را به ما عطا فرما.
8 آنچه خداوند خدا می گوید می شنوم، زیرا او به قوم برگزیدۀ خود و مقدسان خویش به سلامتی تکلم خواهد فرمود تا بسوی جهالت بر نگردند.
9 یقیناً نجات او به کسانی که از او می ترسند نزدیک است تا جلال او در سرزمین ما ساکن شود.
10 رحمت و راستی باهم ملاقات می کنند. عدالت و سلامتی یکدیگر را می بوسند.
11 راستی از زمین سر می زند و عدالت از آسمان نگاه می کند.
12 یقیناً خداوند چیزهای نیکو را می بخشد و زمین ما محصول خود را می دهد.عدالت پیش روی او حرکت کرده و راه را برای قدم های وی آماده می سازد.
13 عدالت پیش روی او حرکت کرده و راه را برای قدم های وی آماده می سازد.
1 ای خداوند به من گوش بده و دعایم را مستجاب کن، زیرا مسکین و نیازمند هستم!
2 جان مرا حفظ کن، زیرا من به تو وفادار هستم. ای خدای من، بندۀ خود را که بر تو توکل دارد، نجات بده.
3 ای خداوند بر من رحم فرما، زیرا که تمام روز به حضور تو زاری می کنم!
4 جان بندۀ خود را شادمان گردان، زیرا ای خداوند جان خود را به تو تقدیم می نمایم.
5 تو ای خداوند نیکو و بخشنده هستی و بسیار رحیم بر آنانی که تو را می خوانند.
6 ای خداوند دعای مرا بشنو و به آواز نالۀ من توجه نما!
7 در روز سختی و مشکلات به حضور تو دعا می کنم، زیرا که مرا مستجاب خواهی فرمود.
8 ای خداوند، تو مانند و همتا نداری و کارهای تو بی نظیر است.
9 ای خداوند، همه قوم های را که آفریده ای، به حضور تو سجده نموده و نام تو را تمجید می کنند،
10 زیرا که تو بزرگ هستی و معجزه می نمائی. تنها تو خدا هستی.
11 ای خداوند طریق خود را به من بیاموز تا در راستی تو قدم بردارم. دل مرا کامل ساز تا از نام تو ترسان باشم.
12 ای خداوند خدای من، با تمامیِ دل از تو شکرگزارم و نام تو را تا به ابد ستایش می کنم،
13 زیرا که رحمت تو به من عظیم است و جان مرا اعماق موت نجات دادی.
14 ای خدا، مردمان متکبر به مخالفت من برخاسته اند و گروهی از ظالمان قصد کشتن مرا دارند. آن ها تو را مد نظر خود ندارند.
15 اما تو ای خداوند، خدای رحیم و مهربان هستی، دیر غضب و پُر از رحمت و راستی.
16 بسوی من توجه فرما و بر من رحم کن. قوّت خود را به این بنده ات عطا فرما و پسر کنیز خود را نجات بخش.نیکویی خود را به من نشان ده تا آنانی که از من نفرت دارند شرمنده گردند، زیرا که تو ای خداوند مرا یاری نموده و تسلی بخشیده ای.
17 نیکویی خود را به من نشان ده تا آنانی که از من نفرت دارند شرمنده گردند، زیرا که تو ای خداوند مرا یاری نموده و تسلی بخشیده ای.
1 خداوند شهر خود را که اساس آن در کوههای مقدس می باشد، بنا کرده است.
2 او دروازه های سهیون را بیشتر از همه شهرهای دیگر یعقوب دوست دارد.
3 ای شهر خدا، با شکوهمندی دربارۀ تو گفته می شود:
4 «مصر و بابل جزء اقوامی هستند که مرا می شناسند. مردمان فلسطین، صور و حبشه را در زمرۀ باشندگان سهیون می شمارم.»
5 دربارۀ سهیون گفته خواهد شد که زادگاه همگان می باشد. خود خدای متعال آنرا استوار می سازد.
6 هنگامیکه خداوند نامهای اقوام جهان را ثبت نماید، آن ها را به سهیون نسبت می دهد.آنگاه خوانندگان و نوازندگان این سرود را می خوانند: «جمیع چشمه های من در تو است.»
7 آنگاه خوانندگان و نوازندگان این سرود را می خوانند: «جمیع چشمه های من در تو است.»
1 ای خداوند، خدای نجات من، در روز نزد تو فریاد می کنم و در هنگام شب ناله و زاری.
2 دعای من به حضور تو برسد و به نالۀ من گوش خود را فرا گیر.
3 رنج و مصیبت جانم را به لب رسانده و زندگی ام به قبر نزدیک گردیده است.
4 مردم مرا در جملۀ مُردگان می شمارند و مثل یک فردِ بی قوّت گشته ام.
5 در میان مُردگان گمنام و مثل کشته شدگانی هستم که در قبر آرمیده اند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از پناه تو جدا گردیده اند.
6 مرا در اعماق موت قرار داده ای و در تاریکی مطلق.
7 خشم تو بر من سنگینی می کند و همۀ امواج تو مرا در بر گرفته است.
8 دوستانم را از من دور کرده و مرا در نظر ایشان منفور ساخته ای. در قید و بند گرفتارم و راه گریز برایم نیست.
9 چشمانم از خواری و پستی تار گردیده است. ای خداوند، هر روز بدربار تو زاری می کنم و دست دعای من بسوی تو بلند است.
10 آیا برای مُردگان معجزه می کنی؟ آیا مُردگان برخاسته تو را ستایش می کنند؟
11 آیا رحمت تو در قبر بیان می گردد و وفاداری تو در گودال نیستی؟
12 آیا معجزات تو در ظلمت یاد می گردد و عدالت تو در مکان فراموشی؟
13 اما من نزد تو ای خداوند فریاد برآورده و صبحگاهان بدربار تو دعا می کنم.
14 ای خداوند، چرا جان مرا ترک کرده و روی خود را از من پنهان می کنی؟
15 من از طفولیت بینوا و مشرف به مرگ بوده ام. خوف و ترس تو بر من قرار گرفته و حیران و سرگردان شده ام.
16 غضب تو بر من گذشته و خوف های تو مرا هلاک ساخته است.
17 مثل سیلاب دورادور مرا گرفته و تمامی روز مرا از هر سو احاطه نموده اند.دوستان و عزیزانم را از من دور کرده و ظلمت را یار و یاور من ساخته ای.
18 دوستان و عزیزانم را از من دور کرده و ظلمت را یار و یاور من ساخته ای.
1 رحمت های تو را ای خداوند را تا به ابد می ستایم و وفاداری تو را با دهان خود نسل اندر نسل اعلام می کنم.
2 زیرا رحمت تو تا به ابد پایدار و وفاداری تو در آسمان ها استوار است.
3 تو فرمودی: «با برگزیدۀ خود پیمانی بسته ام و برای بنده ام، داود قسم خورده ام
4 که نسل تو را تا به ابد پایدار ساخته و تخت سلطنت تو را نسل اندر نسل بنا می کنم.»
5 آسمان ها کارهای شگفت انگیز تو را ای خداوند ستایش می کنند و جماعت مقدسان وفاداری تو را.
6 زیرا کیست در آسمان ها که با خداوند برابری تواند کرد؟ در میان موجودات آسمانی چه کسی را می توان با خداوند تشبیه نمود؟
7 خدا در جماعت مقدسان بی نهایت مهیب است و خوف انگیزتر از آنانی است که گرداگرد او هستند.
8 ای خداوند، خدای قادر مطلق، کیست عظیم و توانا مانند تو ای خداوند؟ و وفاداری تو، تو را احاطه می کند.
9 بر بحر خروشان تو مسلط هستی و وقتی طغیان می کند امواج آنرا آرام می سازی.
10 جانور بحری «رَهَب» را درهم کوبیدی و از بین بردی و به بازوی قدرت خویش دشمنانت را پراگنده نمودی.
11 آسمان به تو تعلق دارد و زمین نیز از آن تو است. جهان و پُری آنرا تو آفریده ای.
12 شمال و جنوب را تو بوجود آورده ای. کوههای تابور و حِرمون با خوشی نام تو را ستایش می کنند.
13 بازوی تو با قوّت است. دست تو زورآور است و دست راست تو متعال.
14 عدالت و انصاف اساس تخت تو است. رحمت و راستی پیش روی تو می خرامند.
15 خوشا به حال قومی که آواز شادمانی را می دانند و در نور روی تو می خرامند.
16 تمامی روز در نام تو شادمان هستند و در عدالت تو سرافراشته می گردند.
17 زیرا که افتخار قوّت ایشان تو هستی و به رضامندیِ تو ما سرافراز می شویم.
18 زیرا سپر ما از آنِ خداوند و پادشاه ما متعلق به قدوس اسرائیل است.
19 آنگاه در عالم رؤیا با مقدسینت سخن گفتی و فرمودی: «توانمندی را بر مرد شجاعی قرار دادم و برگزیده ای از قوم را سرافراز گردانیدم.
20 بندۀ خود داود را یافتم و او را با روغن مقدس خود مسح کردم.
21 دست من با او استوار خواهد شد و بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید.
22 دشمنی بر او ستم نخواهد کرد و پسر ظلم به او اذیت نخواهد رسانید.
23 خصمان او را پیش روی وی شکست خواهم داد و آنانی را که از او نفرت دارند، به زمین خواهم زد.
24 وفاداری و رحمت من با وی خواهد بود و در نام من سرافراز خواهد گردید.
25 دست او را بر بحر تسلط خواهم داد و دست راست او را بر دریاها.
26 او به من خواهد گفت: «تو پدر من هستی، خدای من و صخرۀ نجات من.»
27 من نیز او را نخست زادۀ خود خواهم ساخت، بلندتر از پادشاهان جهان.
28 رحمت خویش را برای وی تا به ابد نگاه خواهم داشت و پیمان من با او استوار خواهد بود.
29 نسل او را تا به ابد پابرجا خواهم ساخت و تخت او را مثل روزهای آسمان.
30 اما اگر اولادۀ او از احکام من سرکشی نمایند و مطابق فرامین من رفتار نکنند،
31 اگر فرایض مرا بشکنند و اوامر مرا نگاه ندارند،
32 آنگاه نافرمانی ایشان را به عصا تنبیه خواهم نمود و گناه ایشان را به تازیانه ها.
33 لیکن رحمت خود را از او بر نخواهم داشت و در وفاداری خود ثابت خواهم ماند.
34 پیمان خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد.
35 یکبار به خاطر قدوسیت خود وعده نموده ام و به داود هرگز دروغ نخواهم گفت.
36 نسل او تا به ابد باقی خواهد ماند و تخت او به حضور من مثل آفتاب.
37 و مثل ماه که شاهد باوفایی در آسمان است، تا به ابد ثابت خواهد بود.»
38 لیکن تو برگزیدۀ خود را ترک کرده و خوار نموده ای و بر او غضبناک شده ای.
39 پیمان خود را با بنده ات شکسته ای و تاج او را بر زمین انداخته، بی حرمت ساخته ای.
40 تمام دیوارهای شهر او را ویران کرده و قلعه های او را به خرابه تبدیل نموده ای.
41 همه رهگذران او را تاراج می کنند و او نزد همسایگان رسوا گردیده است.
42 دست راست خصمان او را برافراشته، و همه دشمنانش را شادمان ساخته ای.
43 دم شمشیرش را برگردانیده ای و در جنگ با او کمک نکرده ای.
44 شکوه و جلال او را از بین برده و تخت او را به زمین انداخته ای.
45 روزهای جوانی او را کوتاه کرده، او را به خجالت پوشانیده ای.
46 تا به کی ای خداوند؟ آیا خود را تا به ابد پنهان خواهی کرد؟ تا به کی غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد؟
47 به یاد آور که روزهای زندگی ام چقدر کوتاه است. همۀ انسانها را چقدر فانی آفریده ای!
48 کدام انسان زنده است که مرگ را نمی بیند؟ کیست آن کسی که بتواند جان خود را از چنگ گور نجات دهد؟
49 ای خداوند، رحمت های قدیم تو کجاست که برای داود به وفاداری خود وعده دادی؟
50 ای خداوند، به یاد آور که چگونه از طرف قوم های بسیار ملامت شده و آنرا در سینه خود متحمل می باشم.
51 دشمنان تو ای خداوند ملامت کرده اند. آن ها مسح شده ای تو را مسخره نموده اند.خداوند متبارک باد تا به ابد! آمین و آمین!
52 خداوند متبارک باد تا به ابد! آمین و آمین!
1 ای خداوند، پناهگاه ما در جمیع نسل ها تو بوده ای.
2 پیش از آنکه کوهها به وجود آید و زمین و جهان را بیافرینی، از ازل تا به ابد تو خدا هستی.
3 انسان را به خاک بر می گردانی، و می گویی ای بنی آدم رجوع نمائید.
4 هزار سال در نظر تو مثل دیروز که گذشته باشد و مانند قسمتی از شب است.
5 تو به زندگی انسان دفعتاً خاتمه می دهی و عمر او مثل یک خواب کوتاه و مانند یک گیاهی زودگذر است.
6 صبحگاهان می شگفد و می روید، شامگاهان بریده و پژمرده می شود.
7 غضب تو ما را نابود می سازد و خشم تو به وحشت می اندازد.
8 چونکه گناهان ما را در نظر خود گذاشته ای و خطایای مخفی ما را در نور روی خویش.
9 زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر برده ایم.
10 میعاد عمر ما هفتاد سال است و اگر تندرست و قوی باشیم ممکن است هشتاد سال زندگی کنیم، اما همه دوران زندگی ما آمیخته با رنج و زحمت است و بزودی به آخر می رسد و فنا می شویم.
11 کیست که شدت خشم تو را بداند؟ و کیست که غضب تو را بفهمد تا بترسد، چنانکه از تو می باید ترسید؟
12 به ما بیاموز که روزهای عمر خود را بشماریم تا دلِ ما فهیم و دانا گردد.
13 بیا ای خداوند! تا به کی؟ و بر بندگانت شفقت فرما.
14 صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تا در تمام روزهای زندگی خود شادمانی و خوشی نمائیم.
15 به اندازۀ روزهائی که سختی کشیدیم و سالهائی که بدبختی را دیدیم، به ما خوشی عطا فرما.
16 بگذار بندگانت کارهای تو را ببینند و فرزندان شان عظمت تو را.لطف و نیکویی خداوند، خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهای ما را استوار گردان!
17 لطف و نیکویی خداوند، خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهای ما را استوار گردان!
1 آنکه زیر پوشش خدای متعال قرار دارد، زیر سایۀ قادر مطلق ساکن خواهد بود.
2 به خداوند می گویم که او پناهگاه و قلعۀ من است و خدای من که به او توکل دارم.
3 حقیقتاً او ترا از دام صیاد و از مرض کشنده می رهاند.
4 با شهپرهای خود ترا می پوشاند و در زیر بالهای او پناه خواهی گرفت. راستیِ او پناه و سپر تو می باشد.
5 از خوفی در شب نخواهی ترسید و نه از تیری که در روز می پرد.
6 از مرض کشندۀ که در تاریکی پیشرفت می کند نخواهی ترسید و نه از آفتی که در روز باعث تباهی می گردد.
7 هزار نفر در پهلویت و ده هزار نفر در اطرافت خواهند افتاد، اما به تو صدمه ای نخواهد رسید.
8 فقط با چشمان خود خواهی نگریست و مجازات شریران را خواهی دید.
9 زیرا گفتی تو ای خداوند پناهگاه من هستی و خدای متعال را قلعۀ خود خواندی،
10 پس هیچ بدی بر تو واقع نخواهد گردید و بلایی به جای سکونت تو نزدیک نخواهد شد،
11 زیرا که او به فرشتگان خود امر خواهد فرمود تا در تمامیِ راههایت ترا حفظ نمایند.
12 آن ها تو را بر دستهای خود خواهند برداشت، مبادا پایت به سنگی بخورد.
13 بر شیر و مار پای خواهی نهاد، شیر بچه و اژدها را پایمال خواهی کرد.
14 خداوند می فرماید: «چونکه به من محبت دارد، او را خواهم رهانید و چونکه اسم مرا می شناسد، او را سرافراز خواهم ساخت.
15 وقتی بحضور من دعا کند او را اجابت خواهم کرد. من در زمان سختی با او خواهم بود و او را نجات داده، با عزت خواهم ساخت.او را با عمر طولانی سیر ساخته و نجات خویش را به او نشان خواهم داد.»
16 او را با عمر طولانی سیر ساخته و نجات خویش را به او نشان خواهم داد.»
1 خداوند را سپاس گفتن نیکوست و نام تو را ای خداوند متعال، ستایش کردن.
2 سحرگاهان رحمت تو را بیان کردن نیکوست و شامگاهان وفاداری تو را.
3 با نوای چنگ ده تار و رباب سرود ستایش تو را می خوانیم،
4 زیرا که ای خداوند، مرا به کارهای خودت شادمان ساخته ای، به سبب اعمال دستهای تو خوشی می کنم.
5 ای خداوند، کارهای تو چه شگفت انگیز است و فکرهای تو بی نهایت عمیق.
6 شخص بی فهم این را نمی داند و جاهل از درک آن عاجز است.
7 اگرچه شریران مثل علف می رویند و همۀ بدکاران سعادتمند می شوند، اما سرانجام برای همیشه از بین می روند.
8 لیکن تو ای خداوند، در جایگاه آسمانی خود تا به ابد باقی هستی.
9 دشمنان تو ای خداوند، بلی، دشمنان تو هلاک می گردند و تمام بدکاران پراگنده می شوند.
10 تو شاخ قوّت مرا مثل شاخ گاو وحشی برافراشته ای و به روغن تازه مسح شده ام.
11 با چشمان خود شکست دشمنانم را می بینم و به گوش خود فریاد بدخواهانم را که با من مقاومت می کنند می شنوم.
12 شخص عادل مثل درخت خرما با ثمر خواهد شد و مانند سرو لبنان نمو خواهد کرد.
13 آنانی که در خانۀ خداوند غرس شده اند، در پیشگاه خدای ما خواهند شگفت.
14 ایشان در زمان پیری نیز ثمر آورده و تازه و سبز خواهند بود.به این ترتیب اعلام می کنند که خداوند راست است. او صخرۀ من است و در وی هیچ بی انصافی نیست.
15 به این ترتیب اعلام می کنند که خداوند راست است. او صخرۀ من است و در وی هیچ بی انصافی نیست.
1 خداوند پادشاه است. او ملبس با جلال می باشد. خداوند خود را آراسته و کمر خود را با قوّت بسته است. جهان را نیز با قدرت خود پایدار ساخته است که از جای خود تکان نمی خورد.
2 تخت تو از ازل برقرار بوده و تو ابدی هستی.
3 ای خداوند، سیلابها طغیان کرده اند. سیلابها آواز خود را برافراشته اند. سیلابها می خروشند.
4 بالا تر از آواز آب های بسیار و مافوق امواج زورآور بحر، خداوند در جایگاه آسمانی خود زورآورتر است.شهادات تو بی نهایت امین است. ای خداوند، قدوسیت خانۀ تو را می زیبد تا ابدالآباد.
5 شهادات تو بی نهایت امین است. ای خداوند، قدوسیت خانۀ تو را می زیبد تا ابدالآباد.
1 ای خداوند، خدای انتقام گیرنده، ای خدای انتقام گیرنده، در جلال و شکوه خود ظاهر شو!
2 ای داور جهان برخیز و مردمان مغرور را به سزای اعمال شان برسان.
3 تا به کی شریران، ای خداوند، تا به کی شریران شادمان باشند؟
4 آن ها پُرگویی کرده، سخنان ستم آمیز می گویند و همۀ بدکاران لاف می زنند.
5 ای خداوند، آن ها قوم برگزیدۀ تو را کوبیده و میراث تو را خوار می شمارند.
6 بیوه زنان و یتیمان را می کشند و بیگانگانی را که در این سرزمین زندگی می کنند، بقتل می رسانند.
7 آن ها می گویند: «خداوند نمی بیند؛ خدای یعقوب متوجه نمی شود.»
8 ای احمقان قوم بفهمید! ای مردم نادان چه وقت هوشیار می شوید؟
9 او که گوش را ساخته است، آیا خودش نمی شنود؟ او که چشم را آفرید، آیا خودش نمی بیند؟
10 او که ملتها را تنبیه می کند و معرفت را به انسان می آموزد، آیا شما را سرزنش نخواهد کرد؟
11 خداوند فکرهای انسان را می داند که کاملاً پوچ و بیهوده است.
12 ای خداوند، خوشا به حال کسی که او را تأدیب می کنی و به او احکام خود را می آموزی.
13 تا او را در روزهای مصیبت آسودگی بخشی، در آن هنگامیکه شریران به جزای اعمال شان می رسند.
14 خداوند قوم برگزیدۀ خود را رد نخواهد کرد و میراث خویش را ترک نخواهد نمود.
15 بار دیگر داوری مطابق عدل و انصاف اجراء خواهد شد و همۀ عادلان از آن پشتیبانی خواهند نمود.
16 کیست که در مقابل اشخاص شریر از من دفاع کند و کیست که با من بر ضد بدکاران مقابله کند؟
17 اگر خداوند مددگار نمی بود، جان من بزودی رهسپار دیار خاموشی می شد.
18 وقتی گفتم پایم لغزش می خورد، آنگاه رحمت تو ای خداوند مرا استوار ساخت.
19 در کثرت اندیشه های دل من، تسلی های تو جانم را آسایش بخشید.
20 آیا مسند داورانِ فاسد می تواند به تو وابستگی داشته باشد، که در نام قانون بی عدالتی را اختراع می کند؟
21 بر جان شخص عادل دسیسه می سازند و بر خون بی گناه فتوی می دهند.
22 لیکن خداوند پناهگاه من و خدایم صخرۀ نجات من است.گناه ایشان را بر خودشان بر خواهد گردانید و آن ها را به سبب شرارت شان از بین خواهد برد. خداوند، خدای ما آن ها را بکلی نابود خواهد ساخت.
23 گناه ایشان را بر خودشان بر خواهد گردانید و آن ها را به سبب شرارت شان از بین خواهد برد. خداوند، خدای ما آن ها را بکلی نابود خواهد ساخت.
1 بیائید خداوند را ستایش کنیم و برای صخرۀ نجات خود آواز شادمانی سر دهیم.
2 به حضور او با حمد بیائیم و با سرودهای شادمانی او را ستایش کنیم.
3 زیرا خداوند، خدای بزرگ است و پادشاه عظیم بر تمامی خدایان.
4 نشیب های زمین در دست وی است و فراز کوههای بلند از او.
5 بحرها به او تعلق دارد، او آن ها را بوجود آورد و دستهای وی زمین خشک را شکل داد.
6 بیائید عبادت و سجده نمائیم و بحضور آفرینندۀ خود، خداوند زانو زنیم.
7 زیرا که او خدای ما است و ما قوم برگزیده و گلۀ دست او می باشیم! ای کاش امروز آواز او را می شنیدید!
8 «دل خود را سخت مسازید، مانند روزهای امتحان در بیابان مریبه و مسا.
9 در آنجا پدران شما مرا امتحان کردند و باوجودی که اعمال مرا دیده بودند، باز هم مرا آزمودند.
10 مدت چهل سال از آن قوم بیزار بودم و گفتم: «قوم گمراه دل هستند که طریق های مرا نشناختند.»پس در غضب خود قسم خوردم، که به آرامیِ من داخل نخواهند شد.»
11 پس در غضب خود قسم خوردم، که به آرامیِ من داخل نخواهند شد.»
1 سرود تازه ای در وصف خداوند بسرائید! ای تمامی زمین، خداوند را بسرائید!
2 خداوند را بسرائید و نام او را متبارک خوانید! مژدۀ نجات او را روز به روز بیان کنید.
3 جلال و شکوه او را به ملتها اعلام کنید و کارهای شگفت انگیز او را در میان همۀ مردم.
4 زیرا خداوند عظیم است و سزاوار ستایش. او مهیب است بر همۀ خدایان.
5 زیرا همه خدایانِ دیگر بتها هستند، لیکن خداوند، آسمان ها را آفرید.
6 عظمت و جلال به حضور وی است و قوّت و جمال در قدس وی.
7 ای مردم جهان، خداوند را ستایش کنید! خداوند را در جلال و قدرت او توصیف نمائید!
8 خداوند را به جلال اسم او ستایش کنید! هدیه بیاورید و به پیشگاه او بیائید.
9 خداوند را در کمال قدوسیت او بپرستید! ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید!
10 به همه اقوام جهان بگوئید: «خداوند پادشاه است. او جهان را طوری بنا کرد که جنبش نمی خورد و همۀ مردم را از روی عدالت داوری می کند.»
11 آسمان خوشی کند و زمین وجد نماید، بحرها و تمام موجودات آن ها به جوش و خروش آیند،
12 کشتزارها و هرچه در آنهاست شادمان گردند! همۀ درختان جنگل فریاد خوشی برآورند؛به حضور خداوند زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. او جهان را به انصاف و قوم ها را به امانت خود داوری خواهد کرد.
13 به حضور خداوند زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. او جهان را به انصاف و قوم ها را به امانت خود داوری خواهد کرد.
1 خداوند پادشاه است، پس زمین خوشی کند و جمیع جزیره ها شادمان باشند.
2 ابر ها و ظلمتِ غلیظ گرداگرد اوست. عدالت و انصاف اساس تخت اوست.
3 آتش در پیشروی او می رود و دشمنانش را که در اطراف او هستند، می سوزاند.
4 برقهای او جهان را روشن می کند و زمین آنرا می بیند و به لرزه می آید.
5 کوهها در حضور خداوند گداخته می شوند، در حضور خداوند تمام جهان.
6 آسمان ها عدالت او را اعلام می کنند و همه اقوام جهان جلال او را می بینند.
7 تمام بت پرستان خجل و شرمنده می شوند، زیرا آن ها به بتهای خود می بالند. ای جمیع خدایانِ امت ها، در حضور خداوند سجده کنید.
8 سهیون این را می شنود و شادمان می شود و شهرهای یهودا مسرور می گردند. به سبب داوری های تو، ای خداوند.
9 زیرا که تو ای خداوند بر تمامی روی زمین متعال هستی و برتر از همه خدایان.
10 ای شما که خداوند را دوست دارید، از بدی نفرت کنید. او حافظ جانهای مقدسان خود می باشد و آن ها را از دست شریران نجات می دهد.
11 نور بر عادلان می تابد و شادمانی برای راستکاران.ای عادلان، در خداوند شادمان باشید و نام مقدس او را سپاس گوئید.
12 ای عادلان، در خداوند شادمان باشید و نام مقدس او را سپاس گوئید.
1 برای خداوند سرود تازه ای بسرائید، زیرا کارهای شگفت انگیز کرده است. دست راست و بازوی مقدس او، او را پیروز ساخته است.
2 خداوند نجات را اعلام کرده و عدالت خود را به امت ها آشکار کرده است.
3 رحمت و امانت خود را با قوم اسرائیل به یاد آورد. همۀ اقصای زمین دیدند که خدای ما نجات داد.
4 ای تمامی زمین، آواز شادمانی را برای خداوند بلند کنید. با فریاد خوشی و نوای نشاط انگیز، او را ستایش نمائید.
5 برای خداوند با نوای چنگ بسرائید، با نوای چنگ سرود بخوانید.
6 با آواز شیپورها و شاخ قوچ به حضور خداوند، پادشاه آواز شادمانی را بلند کنید.
7 بحر و تمام موجودات آن به خروش آید، جهان و ساکنین آن خوشی کنند.
8 امواج دریا کف بزنند و کوهها با هم ترنم نمایند،به حضور خداوند زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. او جهان را به انصاف و قوم ها را با راستی داوری خواهد کرد.
9 به حضور خداوند زیرا که می آید، زیرا که برای داوری جهان می آید. او جهان را به انصاف و قوم ها را با راستی داوری خواهد کرد.
1 خداوند پادشاه است، پس ملتها بلرزند. وقتی بر تخت خود بالای کروبیان، یعنی فرشتگان مقرب، می نشیند، زمین به لرزه می آید.
2 خداوند در سهیون عظیم است و بر جمیع ملتها متعال.
3 اسم عظیم و مهیب تو را ستایش کنند، زیرا او قدوس است.
4 قوّت پادشاه، انصاف را دوست می دارد. تو راستی را برقرار کرده و انصاف و عدالت را در یعقوب به عمل آورده ای.
5 خداوند، خدای ما را ستایش کنید و در برابر قدم های او زانو بزنید، زیرا او قدوس است.
6 موسی و هارون از جملۀ کاهنانش و سموئیل از یاد کنندگان نام او، به حضور خداوند دعا کردند و او ایشان را اجابت فرمود.
7 از بین ستون ابر به ایشان سخن گفت و آن ها شهادات و احکامی را که به ایشان داد بجا آوردند.
8 ای خداوند، خدای ما، تو ایشان را اجابت فرمودی. تو ایشان را خدای غفور و بخشنده بودی، اما آن ها را به خاطر گناه شان تنبیه کردی.خداوند، خدای ما را ستایش کنید و او را بر کوه مقدسش بپرستید، زیرا خداوند، خدای ما مقدس است.
9 خداوند، خدای ما را ستایش کنید و او را بر کوه مقدسش بپرستید، زیرا خداوند، خدای ما مقدس است.
1 ای تمامی روی زمین خداوند را آواز شادمانی دهید.
2 خداوند را با خوشی عبادت نمائید و به حضور او با ترنم بیائید.
3 بدانید که خداوند، خداست. او ما را آفرید و ما متعلق به او هستیم. ما قوم برگزیدۀ او و رمۀ چراگاه او می باشیم.
4 به دروازه های او با شکرگزاری بیائید و به عبادتگاه او با ستایش. او را حمد کنید و نام او را متبارک خوانید.زیرا که خداوند نیکوست. رحمت او ابدی است و وفاداری او جاویدان.
5 زیرا که خداوند نیکوست. رحمت او ابدی است و وفاداری او جاویدان.
1 رحمت و انصاف را خواهم سرائید و برای تو ای خداوند، سرود ستایش خواهم خواند.
2 در طریق کامل به خردمندی رفتار خواهم نمود. نزد من چه وقت خواهی آمد؟ در خانۀ خود با قلب سلیم بسر خواهم برد.
3 چیزی بد را پیش نظر خود نخواهم گذاشت. از کار اشخاص کج رو نفرت داشته و با آن ها همنشین نخواهم شد.
4 دلِ کج را از خود دور می کنم و با بدی و شرارت سر و کاری نخواهم داشت.
5 کسی را که در خفا از همسایۀ خود غیبت کند، از بین خواهم برد و شخصی را که چشم مغرور و دل متکبر دارد تحمل نخواهم کرد.
6 از کسانی که به خداوند وفادار اند حمایت می کنم و آن ها را بخانۀ خود می پذیرم. کسی که در طریق کامل رفتار می کند، مرا خدمت خواهد نمود.
7 شخص فریبکار را در خانۀ خود راه نخواهم داد و دروغگو پیش نظر من نخواهد ماند.هر روزه همۀ شریران را نابود کرده و شهر خداوند را از وجود بدکاران پاک خواهم ساخت.
8 هر روزه همۀ شریران را نابود کرده و شهر خداوند را از وجود بدکاران پاک خواهم ساخت.
1 ای خداوند، دعایم را بشنو و فریاد من نزد تو برسد.
2 در روز سختی از من رو مگردان. به من توجه فرما و هرگاه دعا می کنم مرا به زودی اجابت فرما.
3 روزهای عمرم مانند دود برباد رفته و استخوانهایم مثل هیزم در حال سوختن است.
4 دل من مثل گیاهی است که کوبیده و خشک شده باشد. خوردن غذای خود را فراموش کرده ام.
5 به سبب آواز نالۀ من، جزء پوست و استخوان چیزی در بدنم باقی نمانده است.
6 مثل مرغ سقای صحرا شده و مانند بوم خرابه ها گردیده ام.
7 خواب به چشمانم راه ندارد و چون پرنده ای تنها بر پشت بام هستم.
8 دشمنانم هر روز مرا سرزنش می کنند و مسخره کنندگانم مرا لعنت می نمایند.
9 به سبب خشم و غضب تو خاکستر را مثل نان می خورم و اشکهایم با آبی که می نوشم آمیخته اند،
10 زیرا که مرا برداشتی و بر زمین زدی.
11 روزهایم مانند سایه های عصر رو بزوال است و من مثل گیاه پژمرده می شوم.
12 لیکن تو ای خداوند، تا به ابد پادشاه هستی! و شهرت نام تو در تمام نسل ها باقی خواهد ماند.
13 تو برخاسته، بر سهیون رحم می کنی، زیرا وقت آن است که بر او شفقت نمائی و زمان معین رسیده است.
14 چون بندگان تو به سنگهای آنجا علاقه و دلبستگی دارند و بر خاک آن شفقت می نمایند.
15 قوم ها از نام خداوند خواهند ترسید و پادشاهان روی زمین از عظمت و جلال او.
16 زیرا خداوند سهیون را بنا می کند و در جلال خود ظاهر می گردد.
17 به زاری درماندگان توجه نموده و دعای مسکینان را خوار نخواهد شمرد.
18 این برای نسل آینده نوشته می شود تا قومی که آفریده خواهند شد، خداوند را ستایش کنند.
19 خداوند از جایگاه ملکوتی خود نگریسته و از آسمان بر زمین نظر افگنده است.
20 تا نالۀ اسیران را بشنود و آنانی را که محکوم به مرگ بودند، رهایی بخشد.
21 بنابراین نام خداوند در سهیون ذکر خواهد گردید و در اورشلیم او را ستایش خواهند کرد،
22 هنگامیکه اقوام و ملتهای جهان یکجا جمع شوند تا خداوند را عبادت نمایند.
23 توانائی مرا در نصف راه از من گرفت و روزهای مرا کوتاه گردانید.
24 آنگاه گفتم که ای خدای من، نگذار که در جوانی بمیرم. ای که جاویدان و ابدی هستی.
25 از قدیم بنیاد زمین را نهادی و آسمان ها عمل دستهای تو است.
26 آن ها فانی می شوند، لیکن تو باقی هستی و همگی آن ها همچون لباس، کهنه و فرسوده می شوند. تو آن ها را مثل ردا تبدیل می کنی و مبدل خواهند شد.
27 لیکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد گردید.فرزندان بندگانت در پناه تو بسر برده و نسل ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود.
28 فرزندان بندگانت در پناه تو بسر برده و نسل ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود.
1 ای جان من خداوند را ستایش کن، ای تمام وجود من نام مقدس او را متبارک بخوان.
2 ای جان من خداوند را ستایش کن و مهربانی های او را از یاد نبر.
3 او تمام گناهانت را می بخشد و همۀ مرض های ترا شفا می دهد.
4 ترا از مرگ می رهاند و تاج رحمت و شفقت خود را بر سر تو می نهد.
5 جان ترا از نعمت های خود سیر می کند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود.
6 خداوند عدالت را به جا می آورد و انصاف را برای همۀ مظلومان.
7 طریق های خود را به موسی تعلیم داد و اعمال خود را به بنی اسرائیل.
8 خداوند بخشنده و مهربان است، دیر غضب و بسیار رحیم.
9 تا به ابد محاکمه نمی کند و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت.
10 با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و ما را مطابق خطاهائی ما جزا نداده است،
11 زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است، به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است.
12 به اندازه ای که مشرق از مغرب دور است، گناهان ما را از ما دور می کند.
13 چنانکه پدر بر فرزندان خود رحیم است، خداوند هم بر ترسندگان خود شفقت می نماید.
14 خداوند از سرشت ما آگاه است و می داند که خاک هستیم.
15 روزهای عمر انسان مثل گیاه است و مانند گل صحر می شگفد.
16 وقتی باد بر آن می وزد، نابود می شود و مکانش دیگر آن را نمی شناسد.
17 لیکن رحمت خداوند بر ترسندگانش از ازل تا به ابد است و عدالت او بر فرزندانِ فرزندان شان
18 و بر آنانی که عهد او را حفظ می کنند و فرایض او را یاد می دارند تا آن ها را بجا آورند.
19 خداوند تخت خود را در آسمان ها برقرار نموده و بر همه سلطنت می کند.
20 خداوند را متبارک خوانید، ای فرشتگان او که در قوّت زورآورید و آواز کلام او را می شنوید و به جا می آورید.
21 ای تمام لشکرهای او، خداوند را ستایش کنید و ای خادمان او که ارادۀ او را به جا می آورید!ای همۀ کارهای خداوند، او را در همه جاهای سلطنت او متبارک خوانید! ای جان من خداوند را ستایش کن.
22 ای همۀ کارهای خداوند، او را در همه جاهای سلطنت او متبارک خوانید! ای جان من خداوند را ستایش کن.
1 ای جان من، خداوند را ستایش کن. ای خداوند، خدای من، تو بسیار عظیم و به عزت و جلال ملبس هستی.
2 خویشتن را به نور پوشانیده و آسمان را مثل خیمه برافراشته ای.
3 خانۀ او بر فراز ابر ها بنا شده و ابر ها را عرادۀ خود ساخته و بر بالهای باد سوار می شود.
4 بادها را پیام رسان خود و شعله های آتش را خادمان خود می گرداند.
5 زمین را بر بنیاد آن استوار کرده که تا به ابد جنبش نخورد.
6 اوقیانوسها زمین را همچون جامه ای پوشاند و آب، کوهها را در بر گرفت.
7 از عتاب تو آبها به جریان آمدند و با صدای رعد تو به همه جا پراگنده شدند.
8 فراز کوهها را پوشاندند، در دره ها سرازیر گردیدند و به مکانی که مهیا ساختی جاری شدند.
9 برای آن ها حدودی را معین کردی تا از آن نگذرند و بار دیگر زمین را آب نپوشاند.
10 چشمه ها را در وادی ها جاری ساخت تا در میان کوهها روان شوند،
11 تمام حیوانات صحرا را سیراب می سازند و گوره خرها تشنگی خود را رفع می کنند.
12 پرندگان بر شاخه های درختان نزدیک آب آشیانه می سازند و نغمه سرایی می کنند.
13 با بارانی که از آسمان می فرستد، کوهها را سیراب می کند و از ثمرات اعمال تو زمین سیر می گردد.
14 برای مواشی علف و برای انسانها نباتات را می رویاند تا غذای خود را از آن ها به دست آورند.
15 همچنان ثمرۀ تاک که دل انسان را شادمان می کند و روغن که چهرۀ او را شاداب می سازد و وجود انسان را به نان قوی می گرداند.
16 درختان خداوند شاداب می گردند، یعنی سروهای آزاد لبنان که او غرس کرده است.
17 پرندگان در آن ها آشیانه می سازند و اما درخت صنوبر لانۀ لگ لگ ها می باشد.
18 کوههای بلند پناهگاه بزهای کوهی و صخره ها لانۀ موشهای صحرائی هستند.
19 ماه را برای تعیین وقت ها ساخت و آفتاب زمان غروب خود را می داند.
20 شب را بوجود می آوری، تا در تاریکی آن، حیوانات وحشی جنگل بخرامند.
21 شیر بچگان برای شکار خود غُرش می کنند و خوراک خویش را از خدا می خواهند.
22 در وقت طلوع آفتاب دوباره به بیشۀ خود می آیند و استراحت می کنند.
23 آنگاه انسان برای کسب و کار خود بیرون می رود و تا شامگاه به وظیفۀ خود مشغول می باشد.
24 ای خداوند اعمال تو چه بسیار است. همۀ آن ها را از روی حکمت انجام داده ای. زمین از مخلوقات تو پُر است.
25 در آن بحر وسیع و بزرگی که آفریده ای، جانورانِ بی شمار و حیوانات بزرگ و کوچک زندگی می کنند.
26 کشتی ها بر سطح آن روانند و لِویاتان، یعنی جانور بحری را که آفریده ای، در آن بازی می کند.
27 تمام مخلوقات تو منتظر اند تا تو روزی آن ها را بدهی.
28 آنچه را که به آن ها می دهی، آن ها جمع می کنند. دست خود را باز می کنی، پس از چیزهای نیکو سیر می شوند.
29 وقتی از آن ها رو بر می گردانی، به وحشت می افتند و هنگامیکه جان شان را می گیری، می میرند و به خاک بر می گردند.
30 چون روح خود را می فرستی، مخلوقات آفریده می شوند و روی زمین تازه می گردد.
31 جلال خداوند تا به ابد است. خداوند از اعمال خلقت خود خوشنود باشد.
32 وقتی بر زمین نگاه می کند، زمین بلرزه می آید و چون کوهها را لمس می کند، آتشفشان می شوند.
33 تا زنده ام خداوند را با سرود پرستش خواهم کرد و تا زمانی که وجود دارم خدای خود را ستایش خواهم نمود.
34 باشد که تفکر دلم مورد پسند او واقع گردد و من در خداوند شادمانی خواهم کرد.گناهکاران از روی زمین محو گردند و شریران دیگر یافت نشوند. ای جان من خداوند را ستایش کن! هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.
35 گناهکاران از روی زمین محو گردند و شریران دیگر یافت نشوند. ای جان من خداوند را ستایش کن! هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.
1 خداوند را شکر کنید و نام او را بخوانید. اعمال او را به ملتها اعلام نمائید.
2 برای او سرود بسرائید و او را ستایش کنید. از همه کارهای شگفت انگیز او خبر بدهید.
3 در نام مقدس او فخر کنید و دل مشتاقان خداوند شادمان باشد.
4 خداوند و قوّت او را بطلبید و روی او را پیوسته بجوئید.
5 معجزاتی را که او انجام داده است به یاد آورید، همچنان نشانه های شگفت انگیز و داوری های دهان او را.
6 ای نسل بندۀ او ابراهیم و ای اولادۀ یعقوب، برگزیدۀ او.
7 خداوند، خدای ماست! داوری های او در تمامی جهان است.
8 عهد خود را یاد می دارد تا به ابد و کلامی را که بر هزاران پشت فرموده است،
9 آن عهدی را که با ابراهیم بسته و وعده ای را که برای اسحاق داده است.
10 آنرا برای یعقوب به عنوان فریضه ای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی.
11 او گفت که سرزمین کنعان را به تو می دهم تا ملکیت شما گردد.
12 هنگامیکه تعداد شان محدود و کم بود و در آنجا مثل بیگانگان بسر می بردند
13 و از یک ملت به ملت دیگر و از یک مملکت به قوم دیگر می رفتند،
14 او نگذاشت که کسی بر ایشان ظلم کند و حتی پادشاهان را به خاطر ایشان توبیخ نمود.
15 او فرمود: «بر مَسح شدگان من دست نزنید و به انبیای من ضرر نرسانید.»
16 پس قحطی را در آن زمین آورد و مایۀ زیست و نان آن ها را از بین برد.
17 او مردی را پیشتر از آن ها فرستاد، یعنی یوسف که به عنوان غلام فروخته شد.
18 پاهای یوسف را به زنجیر بستند و به گردن وی حلقۀ آهنی انداختند،
19 تا وقتیکه پیشگویی اش به وقوع پیوست و کلام خداوند او را از آزمایش گذشتانده و تصدیق فرمود.
20 آنگاه پادشاه او را از بند رهایی بخشید و سلطان قوم ها او را از زندان آزاد کرد.
21 او را بر خانۀ خود ناظر مقرر کرد و اختیار تمام دارائی خود را به وی سپرد،
22 تا به ارادۀ خود بر بزرگان فرعون سروری کند و مشایخ او را حکمت آموزد.
23 سپس اسرائیل به مصر درآمدند و یعقوب در زمین حام غربت پذیرفت.
24 خداوند قوم برگزیدۀ خود را بی نهایت بارور و زیاد گردانید و آن ها را قویتر از دشمنان شان ساخت.
25 لیکن دل مردم مصر را برگردانید تا بر قوم برگزیدۀ او کینه ورزند و با بندگان او با حیله رفتار نمایند.
26 بعد بندۀ خود موسی و هارون را که برگزیده بود، فرستاد.
27 آن ها نشانه های شگفت انگیز او را در میان مصریان انجام دادند و معجزات او را در سرزمین حام.
28 ظلمت را فرستاد که تاریکی شد و ایشان نتوانستند که به کلام او مخالفت ورزند.
29 آب های آن ها را به خون تبدیل کرد و تمام ماهی های شان مُردند.
30 بعد بقه ها به آن کشور هجوم آوردند و حتی قصر سلطنتی هم پُر از بقه شد.
31 به امر خداوند انواع مگس ها و پشه ها در سراسر آن کشور پیدا شدند.
32 به جای باران، ژاله و شعله های آتش را به کشور شان فرستاد.
33 تاک ها و انجیرهای شان را زد و درختان آن محل را شکست.
34 به فرمان او خیل ملخ و کرمهای بی شمار پیدا شدند
35 و همه نباتات و میوه های آنجا را خوردند.
36 تمامی نخست زادگان را در زمین ایشان زد، که اولباری های قوّت شان به شمار می رفت.
37 آنگاه قوم اسرائیل را که همگی سالم و نیرومند بودند، با نقره و طلا از مصر خارج کرد.
38 مصر از بیرون رفتن ایشان شاد بود، زیرا خوف ایشان بر مردم مصر قرار گرفته بود.
39 ابری را برای شان مثل سایبان گسترانید و آتشی که در شب روشنایی دهد.
40 وقتی از او درخواست کردند، پرندۀ سَلوی «بودنه» را فرستاد و ایشان را از نان آسمان سیر گردانید.
41 صخره را بشگافت و آب جاری شد و در جاهای خشک مثل نهر روان گردید.
42 زیرا کلام مقدس خود را به یاد آورد و بندۀ خویش ابراهیم را.
43 او قوم برگزیدۀ خود را با خوشی و سرود شادمانی بیرون آورد
44 و سرزمین اقوام دیگر را به آن ها داد و حاصل زحمت آن ها را به قوم برگزیدۀ خود بخشید.تا آنکه فرایض او را نگاه دارند و احکام او را بجا آورند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
45 تا آنکه فرایض او را نگاه دارند و احکام او را بجا آورند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! خداوند را سپاس گوئید زیرا که او نیکوست و رحمتش تا به ابد.
2 کیست که بتواند کارهای بزرگ خداوند را بیان کند و ستایش او را آنطوری که شایسته است بشنواند؟
3 خوشا به حال آنانی که انصاف را نگاه دارند و آنکه عدالت را در همۀ وقت به عمل آورد.
4 ای خداوند به رضامندی ای که با قوم برگزیدۀ خود می داری، مرا یاد کن و به نجات خود از من تفقد نما.
5 تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم، در خوشی قوم برگزیدۀ تو حصه بگیرم و با میراث تو فخر نمایم.
6 ما و پدران ما گناه نموده ایم و خطا کرده، شرارت ورزیده ایم.
7 پدران ما معجزات تو را در مصر درک نکردند و رحمت های زیاد تو را به یاد نیاوردند، بلکه در جوار آب یعنی ساحل بحیرۀ احمر فتنه انگیختند.
8 با آنهم به خاطر نام خود و برای اینکه قدرت عظیم خود را ظاهر سازد، آن ها را نجات داد.
9 به فرمان او بحیرۀ احمر خشک گردید و قوم برگزیدۀ خود را از اعماق بحر، گویی از بین صحرا عبور داد.
10 آن ها را از دست دشمنان نجات داد و از دست بدخواهان رهایی بخشید.
11 آب دشمنان ایشان را طوری پوشانید که حتی یکی از آن ها هم باقی نماند.
12 آنگاه به کلام او ایمان آوردند و سرود حمد او را سرائیدند.
13 اما اعمال او را به زودی فراموش کردند و مشورت او را انتظار نکشیدند.
14 بلکه در آن بیابان به شهوت پرستی پرداختند و در دشت خدا را آزمایش کردند.
15 پس خواست دل شان را بجا آورد، لیکن جان شان را به مرض مهلکی مبتلا ساخت.
16 در بیابان به موسی و به هارون، تقدیس شدۀ خداوند، حسد بردند.
17 آنگاه زمین چاک شد و داتان را در خود فرو برد و همچنین ابیرام و خانوادۀ او را پوشانید.
18 بعد آتشی در بین شان افروخته شد و شعلۀ آتش شریران را سوزانید.
19 در حوریب گوساله ای ساختند و آن بت ریخته شده را پرستش کردند.
20 تمثال یک گاو علف خور را بر خدای پُر جلال خویش ترجیح دادند.
21 خدای نجات دهندۀ خود را که کارهای عظیمی را در مصر کرده بود، از یاد بردند.
22 معجزات او را در سرزمین حام و کارهای هولناک او را در بحیرۀ احمر، همه را فراموش کردند.
23 آنگاه خواست ایشان را هلاک کند، اما برگزیدۀ او موسی به شفاعت آن ها برخاست و غضب خدا را فرو نشاند که آن ها هلاک نسازد.
24 آن ها سرزمین مرغوب را خوار شمردند و به کلام وی اعتماد نکردند.
25 در خیمه های خود لب به شکایت گشودند و به آواز خداوند گوش ندادند.
26 پس دست خود را بر ضد آن ها برافراشت که ایشان را در آن بیابان از بین ببرد
27 و اولادۀ شان را در میان امت ها بیندازد و ایشان را در کشورهای بیگانه پراگنده سازد.
28 سپس به بتِ بعل فغور پیوستند و قربانی های تقدیم شده به بتها را خوردند.
29 با این اعمال خود خداوند را به خشم آوردند و به مرض کشنده ای گرفتار گردیدند.
30 آنگاه فینِحاس برخاست و داوری نمود و مرض کشنده از بین برداشته شد.
31 این برای او به عدالت محسوب گردید، نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد.
32 خداوند را نزد آب های مریبه غضبناک ساختند. موسی هم به خاطر آن ها آزار دید
33 و چنان روح او را تلخ ساختند که لب به ناسزا گفتن گشود.
34 ایشان آن قوم های را که خداوند امر فرموده بود از بین نبردند،
35 بلکه با آن ها رابطۀ دوستی برقرار کردند و اعمال بت پرستان را آموختند.
36 بتهای شانرا پرستیدند و با این کار برای خود دام گذاشتند.
37 پسران و دختران خود را برای ارواح پلید قربانی نمودند.
38 خون بیگناهان یعنی خون پسران و دختران خود را ریختند و آنرا برای بتهای کنعان قربانی کردند. آن سرزمین از خون آلوده گردید.
39 آن ها به خاطر اعمال خود نجس شدند و بت پرستی آن ها در نظر خداوند حکم زنا را داشت.
40 آنگاه خشم خداوند بر قوم برگزیده اش افروخته شد و او از آن ها بیزار گردید.
41 پس ایشان را به دست امت ها تسلیم نمود تا آنانی که از ایشان نفرت داشتند، بر آن ها حکمرانی کنند.
42 دشمنان شان بر آن ها ظلم کردند و آن ها را زیر دست خود خوار و ذلیل ساختند.
43 خداوند بارها قوم برگزیدۀ خود را نجات داد، اما آن ها هر بار در برابر او فتنه برانگیختند و به خاطر گناه خویش خوار و ذلیل گردیدند.
44 با وجود این، وقتی که فریاد ایشان را شنید، به درماندگی آن ها توجه کرد.
45 به خاطر ایشان، پیمان خود را بیاد آورد و به سبب رحمت بی پایان خود، آن ها را مجازات نکرد
46 و دل اسیرکنندگان ایشان را به رحم آورد.
47 ای خداوند، خدای ما، ما را نجات ده! ما را از میان ممالک بیگانه جمع کن، تا نام مقدس تو را حمد گوئیم و ستایش تو افتخار ما باشد.خداوند، خدای اسرائیل از ازل تا به ابد متبارک باد! و تمام قوم بگویند: «آمین!» هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
48 خداوند، خدای اسرائیل از ازل تا به ابد متبارک باد! و تمام قوم بگویند: «آمین!» هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 خداوند را سپاس گوئید زیرا که او نیکوست و رحمتش تا به ابد.
2 فدیه شدگانِ خداوند این را بگویند، آنهائی که خداوند ایشان را از دست دشمن فدیه داده
3 و از کشورهای بیگانه، از شرق و غرب و شمال و جنوب جمع کرده است.
4 آن ها در صحرا و بیابان بیراهه آواره بودند و شهری برای سکونت نیافتند.
5 گرسنه و تشنه شدند و جان شان بیچاره و بینوا گردید.
6 آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از سختی های شان رهایی بخشید.
7 آن ها را به راه مستقیم رهبری نمود تا به شهری مسکون درآمدند.
8 پس خداوند را به سبب رحمتش و به سبب کارهای شگفت انگیز او با بنی آدم شکر کنند.
9 زیرا که جان تشنه را سیراب نموده و جان گرسنه را با چیزهای نیکو سیر کرد.
10 بعضی شان در تاریکی و سایۀ موت نشسته بودند و در زندان و زنجیر رنج می بردند،
11 زیرا که آن ها از کلام خدا سرپیچی کرده و احکام خدای قادر متعال را بجا نیاورده بودند.
12 به همین جهت آن ها را در زیر بار زحمت و مشقت چنان ذلیل ساخت که از پا افتادند و مدد کنندۀ نبود.
13 آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از سختی های شان رهایی بخشید.
14 آن ها را از تاریکی و سایه موت بیرون آورد و از بند و زنجیر آزاد کرد.
15 پس خداوند را به سبب رحمتش و به سبب کارهای شگفت انگیز او با بنی آدم شکر کنند.
16 زیرا که دروازه های برنجی را شکسته و پشت بندهای آهنی آنرا قطع می کند.
17 افراد نادان به خاطر روش شریرانۀ خود و به سبب گناهان خویش، در عذاب بودند.
18 جان شان از هر نوع خوراک بیزار بود و پای شان به لب گور رسیده بود.
19 آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از سختی های شان رهایی بخشید.
20 کلام خود را فرستاده، ایشان را شفا بخشید و از مرگ و عذاب نجات داد.
21 پس خداوند را به سبب رحمتش و به سبب کارهای شگفت انگیز او با بنی آدم شکر کنند.
22 قربانی های شکرانگی بگذرانند و با شادمانی کارهای را که او کرده است، اعلام نمایند.
23 بعضی از آن ها با کشتی به بحر رفتند و در آب های عمیق مشغول کار شدند.
24 آن ها کارهای خداوند و شاهکارهای دست او را در اعماق بحر دیدند.
25 به فرمان او باد و طوفان برخاست و امواج بحر به طغیان آمد.
26 کشتی ها گاهی به هوا بلند می شدند و گاهی به اعماق بحر فرو می رفتند. جان شان در این تلاطم از حال رفت.
27 مانند مستان اُفتان و خیزان شدند و نمی دانستند که چه کار کنند.
28 آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند و ایشان را از سختی های شان رهایی بخشید.
29 طوفان را آرام کرد و امواج بحر از تلاطم باز ایستادند.
30 وقتی آرامش حکمفرما گردید، همه خوشحال شدند و خداوند آن ها را به بندر مقصود رسانید.
31 پس خداوند را به سبب رحمتش و به سبب کارهای شگفت انگیز او با بنی آدم شکر کنند.
32 عظمت و جلال او را به جماعت قوم اعلام کنند و نزد بزرگان قوم او را ستایش کنند.
33 او دریاها را به بیابان و چشمه های آب را به زمین خشک و بی آب تبدیل کرد.
34 زمین حاصلخیز را به خاطر شرارت ساکنان آن به شوره زار مبدل ساخت.
35 بیابان را به دریاچۀ آب و زمین خشک را به چشمه های آب تبدیل کرد.
36 گرسنگان را در آنجا ساکن ساخت تا شهری برای سکونت خود آباد کنند.
37 در زمین آنجا به زراعت پرداختند، تاکستانها غرس نمودند و حاصل بسیار به دست آوردند.
38 خداوند آن ها را برکت داد که بی حد زیاد شدند و نگذاشت که رمه و گلۀ شان کم گردد.
39 باز کم گشتند و تحقیر شدند و در زیر ظلم و ستم رنج کشیدند.
40 خداوند رهبران ظالم را خوار و در ویرانه ها آواره می سازد،
41 اما مسکین را از رنج و سختی رهایی می دهد و قبیله ها را مثل گله ها زیاد می سازد.
42 صالحان این را می بینند و خوشی می کنند، اما دهان شرارت بسته می گردد.کیست خردمند تا بدین چیزها تفکر نماید؟ که ایشان رحمت های خداوند را خواهند فهمید.
43 کیست خردمند تا بدین چیزها تفکر نماید؟ که ایشان رحمت های خداوند را خواهند فهمید.
1 ای خدا، دل من مستحکم است. سرود حمد تو را می خوانم و تو را از دل و جان ستایش می کنم.
2 ای چنگ و رباب بیدار شوید! من نیز سپیده دم را بیدار می کنم.
3 ای خداوند، تو را در میان قوم ها ستایش می کنم و در برابر ملتها سرود حمد تو را می خوانم،
4 زیرا که رحمت تو عظیم و مافوق آسمان ها است و راستی تو تا اوج افلاک می رسد.
5 ای خدا، بر فوق آسمان ها متعال باش و جلال تو بر روی همۀ زمین آشکار گردد!
6 با دست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما، تا محبوبان تو خلاصی یابند.
7 خدا در قدوسیت خود سخن گفته است: «با خوشی فراوان شهر شکیم را تقسیم می کنم و وادی سوکوت را اندازه گیری می کنم.
8 سرزمین جلعاد و مَنَسّی به من تعلق دارد. افرایم کلاهخود سر من و یهودا عصای سلطنت من است.
9 سرزمین موآب را ظرف طهارت می گردانم، بر ادوم کفش خود را می اندازم و بر فلسطین فریاد پیروزی بر می آورم.»
10 کیست که مرا به شهر حصار دار ببرد؟ و کیست که مرا به ادوم راهنمائی کند؟
11 مگر نه تو ای خدا که ما را دور انداخته و با لشکرهای ما نرفتی؟
12 مرا در مقابل دشمن کمک فرما، زیرا معاونت از طرف انسان باطل است.با کمک خدا پیروزی نصیب ما است و او دشمنان ما را پایمال می سازد.
13 با کمک خدا پیروزی نصیب ما است و او دشمنان ما را پایمال می سازد.
1 ای خدای که تو را ستایش می کنم، خاموش مباش!
2 زیرا شریران و فریبکاران دهان به بدگوئی من گشوده اند و دربارۀ من سخنان دروغ می گویند.
3 با سخنان نفرت انگیز دور مرا گرفته و بی سبب با من جنگ می کنند.
4 به عوض محبتِ من، با من دشمنی می کنند، لیکن من دعا.
5 جواب خوبی های مرا با بدی می دهند و در عوض محبت، از آن ها کینه و نفرت می بینم.
6 شریر را بر دشمنم بگمار و ملامت کننده را در دست راست او.
7 هنگامیکه به محکمه بیاید، مجرم به حساب آید و دعای او گناه شمار گردد.
8 عمرش کوتاه گردد و مقام و منصبش به دیگری تعلق گیرد.
9 فرزندانش یتیم شوند و زن وی بیوه گردد.
10 فرزندان او آواره شده و گدایی کنند و از خرابه های شان رانده شوند.
11 طلبکار در بدل قرض، تمام مال و دارائی او را ضبط نماید و بیگانگان حاصل زحمتش را تاراج کنند.
12 کسی نباشد که به او دلسوزی کند و نه بر یتیمانِ وی شفقت بنماید.
13 نسل او قطع گردد و در طبقه بعد نام ایشان محو شود.
14 خداوند شرارت پدرانش را فراموش نکند و گناه مادرش را نیامرزد.
15 عصیان آن ها همیشه مد نظر خداوند بماند تا نام و نشان آن ها را از زمین قطع نماید،
16 زیرا که شفقت را نشناخت، بر فقیر و مسکین جفا کرد و شخص شکسته دل تا دم مرگ از او آزار دید.
17 او که لعنت را دوست می داشت، به خودش رسید و چون که برکت را نمی خواست، از او دور شده است.
18 لعنت را مثل لباس در بر خود گرفت که مانند آب در بدنش و مثل روغن در استخوان هایش درآمد.
19 لعنت مثل جامه ای باشد که او را می پوشاند و همچون کمربندی که به آن همیشه بسته می شود.
20 این اجرتی باشد از جانب خداوند برای ملامت کنندگان و بدخواهان جانم.
21 اما تو ای خداوند متعال و خدای من، به خاطر نام خود به من مدد فرما، چونکه رحمت تو نیکوست. مرا نجات ده،
22 زیرا که فقیر و مسکین هستم و دل من در اندرونم مجروح است.
23 مانند سایۀ زودگذر در حال فنا هستم و مثل ملخ رانده شده ام.
24 زانوهایم از روزه داشتن می لرزند و گوشتم آب می شود.
25 پیش مردم خوار و حقیر شده ام و وقتی مرا می بینند سر خود را می جنبانند.
26 ای خداوند و خدای من، به من مدد فرما و بر حسب رحمت خود مرا نجات ده.
27 تا بدانند که این است دست تو، و تو ای خداوند این را کرده ای.
28 ایشان لعنت بکنند، اما تو برکت بده. وقتی برخیزند، خجل شوند و اما بندۀ تو شادمان گردد.
29 جفاکنندگانم به رسوایی ملبس شوند و خجالت خویش را مثل لباس بپوشند.
30 خداوند را به زبان خود سپاس می گویم و در برابر گروه کثیری او را ستایش می کنم،زیرا که به دست راست مسکین می ایستد تا او را از دست کسانی که بر جان او فتوی می دهند برهاند.
31 زیرا که به دست راست مسکین می ایستد تا او را از دست کسانی که بر جان او فتوی می دهند برهاند.
1 خداوند به خداوند من گفت: «در دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.»
2 خداوند عصای قوّت تو را از سهیون خواهد فرستاد تا بر دشمنانت سلطنت کنی.
3 در آن روزی که به جنگ دشمنان بروی، قوم تو در لباس تقوی و پرهیزگاری حاضر می شوند و مردان جوان، مثل شبنم صبحگاهی، به حضور تو بر کوه مقدس می آیند.
4 خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد که: «تو کاهن هستی تا ابدالآباد، به رتبۀ ملکیزدق.»
5 خداوند که در دست راست تو است؛ در روز غضب خود پادشاهان را شکست می دهد.
6 در میان امت ها داوری می کند. میدان جنگ را از اجساد آن ها پُر می سازد و سر آن ها را در زمین وسیع می کوبد.پادشاه از نهر کنار جاده می نوشد و نیرو می یابد و با پیروزی بپا می ایستد.
7 پادشاه از نهر کنار جاده می نوشد و نیرو می یابد و با پیروزی بپا می ایستد.
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! خداوند را با تمامی دل در مجلس راستکاران و در میان جماعت قوم سپاس می گویم.
2 کارهای خداوند عظیم اند و همۀ کسانیکه به آن ها رغبت دارند در آن ها جستجو می کنند.
3 کار خداوند پُر جلال و شکوهمند است و عدالت وی استوار تا به ابد.
4 معجزات او برای همیشه یاد می گردند. خداوند بخشنده و رحیم است.
5 برای ترسندگان خود روزی فراهم می سازد و به عهد خود وفا می کند تا ابدالآباد.
6 قدرت اعمال خود را با عطا کردن سرزمین امت ها برای قوم برگزیدۀ خود، به آن ها نشان داده است.
7 کارهای دستهایش راستی و انصاف است و همۀ احکام او قابل اعتماد.
8 آن ها تا به ابد پایدار هستند و بر اساس راستی و درستی انجام یافته اند.
9 فدیه ای برای قوم برگزیدۀ خود فرستاد و پیمان خویش را تا به ابد برقرار فرمود. نام او مقدس و مهیب است.ترس خداوند ابتدای حکمت است. خردمندی نیکو برای همۀ کسانی است که آنرا در نظر دارند و انجام می دهند. حمد خداوند پایدار است تا به ابد.
10 ترس خداوند ابتدای حکمت است. خردمندی نیکو برای همۀ کسانی است که آنرا در نظر دارند و انجام می دهند. حمد خداوند پایدار است تا به ابد.
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! خوشا به حال کسی که از خداوند می ترسد و در وصایای او بسیار رغبت دارد.
2 فرزندان او در زمین نیرومند می شوند و نسل راستکاران برکت می بیند.
3 ثروت و دارائی در خانۀ او می باشد و عدالتش تا به ابد پایدار است.
4 نور برای راستکاران در تاریکی طلوع می کند، او بخشنده و رحیم و عادل است.
5 سعادتمند است شخصی که رحیم و قرض دهنده باشد. او کارهای خود را با انصاف انجام می دهد.
6 او هرگز جنبش نمی خورد. شخص عادل تا به ابد یاد می شود.
7 از خبر بد نمی ترسد، دل او پایدار است و بر خداوند توکل دارد.
8 دل او استوار است و نمی ترسد تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند.
9 از روی سخاوت به نیازمندان کمک می کند، عدالتش تا به ابد پایدار است و عزتمند و با قدرت می گردد.شخص شریر این را دیده، غضبناک می شود و دندانهای خود را فشرده، دلش آب می گردد. آرزوی شریران زایل می شود.
10 شخص شریر این را دیده، غضبناک می شود و دندانهای خود را فشرده، دلش آب می گردد. آرزوی شریران زایل می شود.
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! ای بندگان خداوند، سپاس بگوئید و نام خداوند را ستایش کنید.
2 نام خداوند متبارک باد، از حال تا به ابد.
3 از طلوع آفتاب تا غروب آن، نام خداوند ستایش شود.
4 خداوند متعال است، مافوق همۀ ملتها و جلال او به آسمان ها می رسد.
5 کیست مانند خداوند، خدای ما که در جایگاه آسمانی خود نشسته است
6 و متواضع می شود تا نظر نماید بر آسمان ها و بر زمین؟
7 او مسکین را از خاک بر می دارد و فقیر را از خاکروبه بلند می کند.
8 تا آن ها را با بزرگان همنشین سازد یعنی با بزرگان قوم شان.زن بی اولاد را خانه دار می سازد و مادر خوشبخت فرزندان. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
9 زن بی اولاد را خانه دار می سازد و مادر خوشبخت فرزندان. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 وقتی بنی اسرائیل مصر را ترک کردند و اولادۀ یعقوب از سرزمین بیگانگان خارج شدند،
2 یهودا جایگاه مقدس او شد و اسرائیل محل سلطنت وی.
3 بحر این را بدید و گریخت و اُردن به عقب برگشت.
4 کوهها مانند قوچ و تپه ها مثل بره به جست و خیز آمدند.
5 ای بحر ترا چه شد که گریختی؟ و ای اُردن که به عقب برگشتی؟
6 ای کوهها چرا مثل قوچ به جست و خیز آمدید و ای تپه ها چرا مانند بره شدید؟
7 ای زمین از حضور خداوند متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب.که صخره را دریاچۀ آب گردانید و سنگ خارا را چشمۀ آب.
8 که صخره را دریاچۀ آب گردانید و سنگ خارا را چشمۀ آب.
1 نه ما را، ای خداوند! نه ما را، بلکه نام خود را جلال ده! به سبب رحمت و راستی خویش.
2 چرا ملتهای جهان بگویند: «خدای ایشان کجاست؟»
3 خدای ما در آسمان است و آنچه را که اراده فرماید بعمل می آورد.
4 بتهای ایشان از نقره و طلاست و صنعت دستهای انسان.
5 آن ها دهان دارند، اما قادر به حرف زدن نیستند؛ دارای چشم هستند، ولی دیده نمی توانند.
6 گوش دارند، اما نمی شنوند. آن ها را بینی است، لیکن نمی بویند.
7 دارای دست هستند، ولی لمس کرده نمی توانند. پای دارند، اما راه نمی روند و صدائی از گلوی شان بر نمی آید.
8 کسانی که این بتها را می سازند و همچنان اشخاصی که به آن ها توکل می کنند، مثل بتهای شان بی شعور هستند.
9 ای اسرائیل، به خداوند توکل نما. «او معاون و سپر ایشان است.»
10 ای خاندانِ هارون بر خداوند توکل نمائید. «او معاون و سپر ایشان است.»
11 ای کسانی که از او می ترسید، بر او توکل نمائید. «او معاون و سپر ایشان است.»
12 خداوند ما را به یاد آورده و برکت می دهد. خاندان اسرائیل را برکت می دهد و خاندان هارون را برکت می دهد.
13 خداوند ترسندگان خود را برکت می دهد، چه خورد و چه بزرگ.
14 خداوند تعداد شما را بیفزاید، شما و فرزندان شما را.
15 شما برکت یافتۀ خداوند که آسمان و زمین را آفرید، هستید.
16 آسمان ها، آسمان های خداوند است و اما زمین را به بنی آدم بخشیده است.
17 مُردگان نیستند که خداوند را ستایش می کنند و نه آنانی که روندۀ دیار خاموشی هستند.لیکن ما خداوند را متبارک می خوانیم، از حال تا به ابد. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
18 لیکن ما خداوند را متبارک می خوانیم، از حال تا به ابد. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 خداوند را محبت می نمایم، زیرا که آواز من و تضرع مرا می شنود.
2 او گوش خود را متوجۀ من ساخته است، پس تا که زنده هستم به دربار او دعا می کنم.
3 ریسمانهای موت مرا احاطه کرد، ترسهای مرگ مرا به وحشت انداخت و در تنگی و غم افتادم.
4 آنگاه نام خداوند را خواندم و گفتم: «آه ای خداوند، جان مرا رهایی ده!»
5 خداوند رحیم و عادل است و خدای ما رحیم است.
6 خداوند از اشخاص ناتوان محافظت می کند. خوار و ذلیل بودم، او مرا نجات داد.
7 ای جان من به آرامی خود برگرد، زیرا خداوند به تو احسان نموده است.
8 تو ای خداوند، جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پاهایم را از لغزیدن.
9 پس در زمین زندگان به حضور خداوند بسر می برم.
10 چون ایمان داشتم سخن گفتم، باوجودی که بسیار بینوا بودم.
11 در پریشانی خود گفتم که «جمیع آدمیان دروغگویند.»
12 خداوند را برای همه خوبی های که به من نموده است، چه ادا کنم؟
13 به خاطر نجات خود، هدیۀ نوشیدنی را به حضور خداوند تقدیم می کنم و نام او را سپاس می گویم.
14 در حضور قوم برگزیدۀ او به وعده های که به خداوند داده ام، وفا می کنم.
15 موت مقدسان خداوند در نظر وی گرانبهاست.
16 آه ای خداوند، من بندۀ تو هستم! من بندۀ تو و پسر کنیز تو هستم. تو از بند آزادم کردی.
17 به حضور تو قربانی شکرگزاری را تقدیم نموده و نام تو را می ستایم.
18 در حضور قوم برگزیدۀ او به وعده های که به خداوند داده ام، وفا می کنم.آنرا در پیشگاه خانۀ خداوند و در اندرون تو ای اورشلیم ادا می کنم. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
19 آنرا در پیشگاه خانۀ خداوند و در اندرون تو ای اورشلیم ادا می کنم. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 ای جمیع امت ها خداوند را سپاس بگوئید! و ای تمامی قبایل، او را ستایش کنید!زیرا که رحمت خداوند بر ما عظیم است و وفاداری او تا به ابد. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
2 زیرا که رحمت خداوند بر ما عظیم است و وفاداری او تا به ابد. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 خداوند را سپاس گوئید زیرا که نیکوست و رحمت او تا به ابد است.
2 قوم اسرائیل بگویند: «رحمت او تا به ابد است.»
3 خاندان هارون بگویند: «رحمت او تا به ابد است.»
4 ترسندگان خداوند بگویند: «رحمت او تا به ابد است.»
5 در هنگام سختی خداوند را خواندم. خداوند مرا اجابت فرموده و در جای وسیع قرارم داد.
6 خداوند با من است، پس نمی ترسم. انسان به من چه کرده می تواند؟
7 خداوند همراه من و مددگار من است، پس شکست دشمنان خود را خواهم دید.
8 به خداوند پناه بردن بهتر است از توکل نمودن به انسانها.
9 به خداوند پناه بردن بهتر از توکل نمودن بر امیران.
10 جمیع امت ها مرا احاطه کرده اند، لیکن به نام خداوند ایشان را هلاک می کنم.
11 آن ها مرا از هر طرف احاطه نموده اند، لیکن به نام خداوند ایشان را هلاک می کنم.
12 آن ها مثل خیل زنبور بر من هجوم آورده اند ولی مانند آتش خارها خاموش می شوند، زیرا به نام خداوند ایشان را هلاک می کنم.
13 بر من با شدت هجوم آوردی تا بیفتم، لیکن خداوند به کمک من رسید.
14 خداوند قوّت و سرود من است؛ او نجات من شده است.
15 آواز ترنم و نجات در خیمۀ عادلان است. دست راست خداوند با شجاعت عمل می کند.
16 دست راست خداوند برافراشته است. دست راست خداوند با شجاعت عمل می کند.
17 نمی میرم، بلکه زنده می مانم و همه کارهای خداوند را اعلام می کنم.
18 گرچه خداوند مرا به شدت سرزنش کرد، لیکن مرا به موت نسپرده است.
19 دروازه های عدالت را برایم بگشائید تا داخل شوم و خداوند را سپاس گویم.
20 این دروازۀ خداوند است. عادلان به آن داخل می شوند.
21 ترا سپاس می گویم زیرا که مرا اجابت فرموده و نجات من شده ای.
22 سنگی را که معماران رد کردند، همان سنگِ سر زاویه شده است.
23 این از جانب خداوند شده و در نظر ما عجیب است.
24 این است روزی که خداوند ساخت. خوشی کنیم و شادمان باشیم.
25 آه ای خداوند نجات ببخش! آه ای خداوند ما را موفق گردان.
26 متبارک باد او که به نام خداوند می آید. شما را از خانۀ خداوند برکت می دهیم.
27 خداوند، خدائی است که نور خود را برای ما عطا کرده است. پس قربانی ها را با ریسمانها بر قربانگاه او ببندید.
28 تو خدای من هستی تو، پس تو را ستایش می کنم. خدای من، تو را متعال می خوانم.خداوند را سپاس گوئید زیرا که نیکوست و رحمت او تا به ابد است.
29 خداوند را سپاس گوئید زیرا که نیکوست و رحمت او تا به ابد است.
1 خوشا به حال کاملان طریق که پیرو شریعت خداوند هستند.
2 خوشا به حال آنانی که شهادات او را حفظ می کنند و با تمامی دل او را می طلبند.
3 کج روی نیز نمی کنند، بلکه در راههای خداوند قدم بر می دارند.
4 تو به ما وصایای خود را امر فرموده ای تا آن ها را تماماً نگاه داریم.
5 کاش که راههای من مستحکم شود تا فرایض تو را بجا آورم.
6 آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد نظر خود دارم.
7 تو را به راستی دل سپاس خواهم گفت، وقتی داوری های عادلانۀ تو را بیاموزم.
8 فرایض تو را بجا می آورم، پس هیچگاهی مرا ترک مکن.
9 به چه چیز می تواند مرد جوان راه خود را پاک نگاه دارد؟ با محافظت آن موافق کلام تو.
10 از دل و جان در طلب تو هستم، پس نگذار که از اوامر تو سرکشی کنم.
11 کلام تو را در دل نگاه می دارم که مبادا به تو گناه ورزم.
12 ای خداوند تو متبارک هستی! فرایض خود را به من بیاموز.
13 تمامی داوری های دهان تو را به لب های خود بیان می کنم.
14 در طریق شهادات تو، بیشتر از کسب ثروت شادمانم.
15 در وصایای تو تفکر می کنم و به طریق های تو توجه می نمایم.
16 از فرامین تو لذت می برم، پس کلام تو را فراموش نمی کنم.
17 به بندۀ خود احسان کن تا زنده بمانم و کلام تو را حفظ نمایم.
18 چشمانم را باز کن تا حقایق شگفت انگیز احکام تو را ببینم.
19 من در این دنیا بیگانه هستم، پس اوامر خود را از من مخفی مدار.
20 همه وقت جان من از اشتیاق به داوری های تو بی تاب می شود.
21 مردمان متکبر و ملعون را که از اوامر تو گمراه می شوند، سرزنش می کنی.
22 ننگ و رسوایی را از من بگردان، زیرا که شهادات تو را حفظ کرده ام.
23 حاکمان نیز نشسته و بر ضد من سخن می گویند، لیکن بندۀ تو در فرایض تو تفکر خواهد کرد.
24 شهادات تو مایۀ خوشی من، و همیشه راهنمای من بوده اند.
25 جان من به خاک نزدیک شده است؛ مرا موافق کلام خود زنده ساز.
26 راههای زندگی خود را به حضور تو بیان کردم و تو مرا اجابت نمودی، پس احکام خود را به من بیاموز.
27 طریق وصایای خود را به من بفهمان، تا در کارهای شگفت انگیز تفکر نمایم.
28 دل من از غم و اندوه آب شده است، مرا موافق کلام خود استوار گردان.
29 راه دروغ را از من دور کن و احکام خود را به من لطف فرما.
30 راه راستی را اختیار کرده و داوری های تو را پیش خود می گذارم.
31 شهادات تو در دلم جا دارد، پس ای خداوند مرا شرمنده نساز.
32 در طریق اوامر تو می دوم با اشتیاق پیش می روم، زیرا که دل مرا از بند رها ساختی.
33 ای خداوند طریق احکام خود را به من بیاموز و من آن ها را تا به آخر نگاه می دارم.
34 مرا فهم بده و من از شریعت تو اطاعت کرده و با تمام دل آنرا بجا می آورم.
35 مرا در طریق اوامر خود رهنمود گردان، زیرا که راه تو برایم دلپذیر است.
36 دل مرا به شهادات خود مایل گردان، نه به سوی طمع.
37 چشمانم را از دیدن چیزهای باطل برگردان و در طریق خود مرا احیاء کن.
38 طبق وعده ای که به بندۀ خویش داده ای، عمل کن. همان وعده ای که به ترسندگان خود داده ای.
39 رسوایی را که از آن می ترسم از من دور کن زیرا داوری های تو نیکوست.
40 چقدر زیاد مشتاق وصایای تو هستم! بر حسب عدالت خود مرا احیاء کن.
41 ای خداوند، رحمت تو به من برسد و نجات تو بر حسب کلام تو.
42 تا بتوانم ملامت کنندۀ خود را جواب دهم، زیرا به کلام تو توکل دارم.
43 کلام راستی را هیچگاه از دهانم مگیر، زیرا که به داوری های تو امیدوارم
44 و احکام تو را پیوسته نگاه می دارم تا ابدالآباد.
45 در آزادی راه می روم زیرا که وصایای ترا طلبیده ام.
46 از شهادات تو نزد پادشاهان سخن می گویم و خجل نخواهم شد،
47 زیرا احکام تو را دوست دارم و اطاعت از آن ها برایم لذت بخش است.
48 دستهای خود را به سوی اوامر تو بلند می کنم، زیرا که آن ها را دوست می دارم و در فرایض تو تفکر می کنم.
49 کلام خود را با بندۀ خویش بیاد آور، زیرا مرا بوسیلۀ آن امید داده ای.
50 این در وقت سختی و مصیبت تسلی من است، زیرا کلام تو مرا زنده نگاه می دارد.
51 متکبران مرا بسیار مسخره می کنند، لیکن من از احکام تو رو بر نمی گردانم.
52 ای خداوند، داوری های تو را از قدیم بیاد می آورم و خویشتن را تسلی می دهم.
53 وقتی می بینم که اشخاص شریر احکام تو را بجا نمی آورند، از خشم به جوش می آیم.
54 فرایض تو، در دوران غربت من در این دنیا، سرود من هستند.
55 ای خداوند، نام تو را در شب بیاد می آورم و احکام تو را نگاه می دارم.
56 این است آنچه برایم تعیین شده است، زیرا که وصایای تو را نگاه می دارم.
57 خداوند بهرۀ من است، پس می گویم که کلام تو را نگاه می دارم.
58 از صمیم قلب خواستار رضای تو می باشم. بر حسب کلام خود بر من رحم فرما.
59 در راههای خود تفکر می کنم و پاهای خود را به شهادات تو مایل می سازم.
60 می شتابم تا بدون تأخیر اوامرت را بجا آورم.
61 اگر ریسمانهای شریران هم مرا احاطه کنند، احکام تو را فراموش نخواهم کرد.
62 در نصف شب بیدار می شوم و تو را به خاطر داوری های عادلانۀ تو ستایش می کنم.
63 من دوست همۀ ترسندگان تو هستم که وصایای تو را نگاه می دارند.
64 ای خداوند، زمین از رحمت تو پُر است؛ احکام خود را به من بیاموز!
65 با بندۀ خود احسان نمودی، ای خداوند موافق کلام خویش.
66 فهم و معرفت را به من بیاموز، زیرا که به اوامر تو اعتماد دارم.
67 قبل از اینکه مصیبت را ببینم، گمراه شده بودم، لیکن حالا کلام تو را بجا می آورم.
68 تو نیکو هستی و نیکویی می کنی. فرایض خود را به من بیاموز.
69 متکبران دربارۀ من دروغ گفتند، اما من به تمامی دل وصایای تو را نگاه می دارم.
70 دل ایشان از شدت چربی سخت شده است، ولی من از احکام تو لذت می برم.
71 مرا نیکوست که مصیبت را دیدم، تا فرایض تو را بیاموزم.
72 احکام دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره.
73 دستهای تو مرا ساخته و آفریده است. مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم.
74 ترسندگان تو از دیدن من خوشحال می شوند، زیرا به کلام تو امیدوار هستم.
75 ای خداوند، می دانم که داوری های تو عادلانه است و در وفاداری خود مرا تنبیه نموده ای.
76 پس رحمت تو برای من تسلی شود، موافق کلام تو با بندۀ خویش.
77 مرا از رحمت های خود برخوردار کن تا زنده بمانم و از احکام تو لذت ببرم.
78 متکبران خجل شوند، زیرا که با دروغهای خود مرا اذیت کردند و اما من در وصایای تو تفکر می کنم.
79 ترسندگان تو پیش من برگردند و آنانی که شهادات تو را می دانند.
80 دل من در فرایض تو کامل شود، تا شرمنده نشوم.
81 جان من در انتظار اینکه مرا نجات دهی از حال رفته است، لیکن به کلام تو امیدوار هستم.
82 چشمانم برای کلام تو تار گردیده است و می پرسم که چه وقت مرا تسلی خواهی داد.
83 مانند مَشکِ دود زده خشک شده ام، اما احکام تو را فراموش نکرده ام.
84 تا به کی بنده ات صبر کند؟ چه وقت جفاکنندگانم را داوری خواهی نمود؟
85 متکبران برای من چاهها کندند، زیرا که از شریعت تو نافرمانی می کنند.
86 همۀ اوامر تو راست است. بر من ناحق جفا کردند، پس مرا امداد فرما.
87 نزدیک بود مرا از روی زمین نابود کنند، اما من وصایای تو را ترک نکردم.
88 بر حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم.
89 ای خداوند کلام تو تا ابدالآباد در آسمان ها پایدار است.
90 وفاداری تو نسل اندر نسل است، زمین را که آفریده ای پابرجا می ماند.
91 برای داوری های تو تا امروز ایستاده اند زیرا که همه در خدمت تو هستند.
92 اگر لذت و خوشی من در احکام تو نمی بود، به یقین که در خواری و ذلت خویش نابود می شدم.
93 وصایای تو را تا ابد فراموش نمی کنم زیرا به آن ها مرا زنده ساخته ای.
94 من از آن تو هستم؛ مرا نجات ده، زیرا که وصایای تو را می طلبم.
95 شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا نابود کنند، ولی من به شهادات تو تفکر می کنم.
96 برای هر کمالی انتهایی دیدم، لیکن حکم تو بی نهایت وسیع است.
97 احکام تو را چقدر دوست می دارم؛ تمامی روز تفکر من است.
98 اوامر تو مرا حکیمتر از دشمنانم می سازد، زیرا که همیشه نزد من می باشد.
99 فهیم تر از همۀ معلمانم شدم، زیرا که شهادات تو تفکر من است.
100 عاقلتر از بزرگان قوم شدم، زیرا که وصایای تو را نگاه می دارم.
101 پاهای خود را از هر راه بد دور نگاه میدارم، تا اینکه کلام تو را بجا آورم.
102 از داوری های تو رو بر نمی گردانم، چونکه تو آن ها را به من آموختی.
103 کلام تو برای من گوارا و شیرینتر از عسل است.
104 وصایای تو به من دانایی می آموزد. بنابراین از هر راه دروغ نفرت دارم.
105 کلام تو برای پاهای من چراغ و برای راههای من نور است.
106 قول داده ام و به آن وفا می کنم که از اوامر تو پیروی نموده و داوری های عدالت تو را نگاه دارم.
107 بسیار رنج دیده ام. ای خداوند، موافق کلام خود مرا زنده ساز!
108 ای خداوند، عرض شکران و دعای مرا بپذیر و داوری های خود را به من بیاموز.
109 جان من همیشه در خطر است، اما احکام تو را از یاد نمی برم.
110 شریران برای من دام گسترده اند، اما از وصایای تو گمراه نمی شوم.
111 شهادات تو برای من میراث ابدی و مایۀ خوشی دل من است.
112 دل خود را برای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم، تا به ابد و تا آخر.
113 از مردمان دو رو بیزارم، لیکن احکام تو را دوست دارم.
114 تو پناهگاه و سپر من هستی و به کلام تو امیدوار هستم.
115 ای بدکاران از من دور شوید! من اوامر خدای خویش را نگاه می دارم.
116 مرا بر حسب کلام خود تأیید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم.
117 مرا تقویت کن تا رستگار گردم و بر فرایض تو دایماً نظر نمایم.
118 همۀ کسانی را که از فرایض تو دور شده اند، از حضور خود می رانی و فریب آن ها را باطل می گردانی.
119 جمیع شریران را مثل تفاله دور می ریزی، بنابراین شهادات تو را دوست می دارم.
120 از ترس تو به خود می لرزم و از داوری هایت وحشت می کنم.
121 راستی و عدالت را بجا آوردم. مرا به دست ظالمان مسپار.
122 برای سعادت بندۀ خود ضامن شو تا متکبران بر من ظلم نکنند.
123 چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو.
124 با بندۀ خویش موافق رحمت خود رفتار کن و احکام خود را به من بیاموز.
125 من بندۀ تو هستم، مرا فهیم گردان تا شهادات تو را بدانم.
126 وقت آن است که خداوند عمل کند زیرا که احکام تو را باطل نموده اند.
127 اوامر تو را بیشتر از طلا دوست می دارم، زیادتر از زر خالص.
128 همۀ وصایای تو را در هر مورد راست می دانم، و از همه راههای دروغ نفرت دارم.
129 شهادات تو شگفت انگیز است. بنابراین، من آن ها را نگاه می دارم.
130 کشف کلام تو نور می بخشد و ساده دلان را فهیم می گرداند.
131 با اشتیاق زیاد و با هر نَفَس خود، خواهان وصایای تو هستم.
132 بر من نظر کن و کَرَم فرما، بر حسب عادت خویش به آنانی که نام تو را دوست می دارند.
133 قدم های مرا در کلام خود پایدار ساز، تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد.
134 مرا از ظلم انسان خلاصی ده، تا وصایای تو را نگاه دارم.
135 روی خود را بر بندۀ خود روشن ساز و احکام خود را به من بیاموز.
136 سیل اشک از چشمانم جاری است، زیرا مردم از احکام تو پیروی نمی کنند.
137 ای خداوند، تو عادل هستی و داوری های تو راست است.
138 شهادات خود را در عدالت و امانت قرار داده ای.
139 غیرت من مرا از بین می برد، زیرا دشمنانم کلام تو را فراموش کرده اند.
140 کلام تو بی نهایت مصفی است و بندۀ تو آنرا دوست دارد.
141 من کوچک و حقیر هستم، اما وصایای تو را از یاد نمی برم.
142 عدالت تو عدل است تا ابد و احکام تو راست است.
143 تنگی و ضیقی مرا فرا گرفته است، اما اوامر تو برای من لذت بخش است.
144 شهادات تو عادل است تا ابد. مرا خردمند گردان تا زنده شوم.
145 به تمامیِ دل خوانده ام. ای خداوند مرا جواب ده تا احکام تو را نگاه دارم!
146 تو را خوانده ام، پس مرا نجات ده و شهادات تو را نگاه می دارم.
147 پیش از طلوع آفتاب عذر و زاری می کنم و به کلام تو امیدوار می باشم.
148 تمام شب چشمان خود را بیدار نگه داشتم، تا در کلام تو تفکر نمایم.
149 بر حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای خداوند موافق داوری های خود مرا زنده ساز.
150 آنانی که در پی شرارت می روند و دور از احکام تو هستند، به من نزدیک می شوند.
151 اما تو ای خداوند نزدیک هستی و جمیع اوامر تو راست است.
152 مدتها پیش، از شهادات تو دانسته ام که آن ها را تا به ابد برقرار نموده ای.
153 بر ذلت و خواری من نظر کن و مرا خلاصی ده، زیرا احکام تو را فراموش نمی کنم.
154 در دعوی من دادرسی فرما و مرا رهایی ده و بر حسب کلام خویش مرا زنده ساز.
155 نجات از شریران دور است، زیرا که فرایض تو را نمی طلبند.
156 ای خداوند، رحمت های تو بسیار است. بر حسب داوری های خود مرا زنده ساز.
157 جفاکنندگان و دشمنان من بسیار اند، اما از شهادات تو رو بر نمی گردانم.
158 خیانتکاران را دیدم و از آن ها متنفر شدم، زیرا کلام تو را نگاه نمی دارند.
159 ببین که وصایای تو را دوست می دارم. ای خداوند، بر حسب رحمت خود مرا زنده ساز!
160 تمام کلام تو بر حق و همۀ داوری های تو عادلانه و تا به ابد است.
161 مردمان قدرتمند بی جهت بر من جفا کردند، اما دل من از کلام تو ترسان است.
162 من در کلام تو شادمان هستم، مثل کسی که گنجی را یافته باشد.
163 دروغ را زشت دانسته و از آن متنفرم، ولی احکام تو را دوست می دارم.
164 روزانه هفت بار تو را ستایش می کنم، برای داوری های عادلانۀ تو.
165 کسانی که احکام تو را دوست دارند، سلامتی بزرگی دارند و هیچ چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد.
166 ای خداوند، منتظر نجات از جانب تو هستم و اوامر تو را بجا می آورم.
167 جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آن ها را بی نهایت دوست می دارم.
168 وصایا و شهادات تو را نگاه داشته ام، زیرا که تمام طریق های من در مد نظر تو است.
169 ای خداوند، فریاد من به حضور تو برسد. بر حسب کلام خود مرا فهیم گردان.
170 مناجات من به حضور تو برسد. بر حسب کلام خود مرا خلاصی ده.
171 لبهای من پیوسته تو را ستایش کند، زیرا فرایض خود را به من آموخته ای.
172 زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است.
173 دست تو برای اعانت من برسد، زیرا که وصایای تو را برگزیده ام.
174 ای خداوند برای نجات تو مشتاق بوده ام و شریعت تو مایۀ خوشی من است.
175 جان من زنده شود تا تو را ستایش کنم و داوری های تو کمک کنندۀ من باشد.مثل گوسفندِ گمشده سرگردانم، بندۀ خود را دریاب، زیرا که اوامر تو را فراموش نمی کنم.
176 مثل گوسفندِ گمشده سرگردانم، بندۀ خود را دریاب، زیرا که اوامر تو را فراموش نمی کنم.
1 در هنگام سختی به حضور خداوند فریاد کردم و او دعایم را اجابت فرمود.
2 ای خداوند، جان مرا از دست دروغگویان و حیله گران نجات ده.
3 ای حیله گران، چه چیز به شما داده شود و چه در انتظار شماست؟
4 تیرهای تیز جنگجویان با قوغهای آتشین.
5 وای بر من که در بین «مِاشِک» (دروغگویان) مأوا گزیده ام و در خیمه های «قِیدار» (حیله گران) ساکن شده ام.
6 چه طولانی شد سکونت جان من با مردمی که دشمن صلح و سلامتی می باشند.من خواهان صلح و سلامتی هستم، لیکن چون سخن می گویم، ایشان آمادۀ جنگ می باشند.
7 من خواهان صلح و سلامتی هستم، لیکن چون سخن می گویم، ایشان آمادۀ جنگ می باشند.
1 چشمان خود را بسوی کوهها دوخته ام، کمک من از کجا می آید؟
2 کمک من از جانب خداوند است که آسمان و زمین را آفرید.
3 او نمی گذارد که پای تو بلغزد. او که حافظ تو است، نخواهد خوابید.
4 او که حافظ و نگهدار اسرائیل است، نمی خوابد و به خواب نمی رود.
5 خداوند حافظ تو است. خداوند به دست راستت سایۀ تو است.
6 آفتاب در روز به تو آسیبی نمی رساند و نه مهتاب در شب.
7 خداوند تو را از هر بدی نگاه می دارد. او جان تو را حفظ می کند.خداوند خروج و دخولت را نگاه می دارد، از حال تا به ابد.
8 خداوند خروج و دخولت را نگاه می دارد، از حال تا به ابد.
1 هنگامیکه به من می گفتند: «بیا که به خانۀ خداوند برویم.» بسیار خوشحال می شدم.
2 حالا در اینجا در بین دروازه های تو ای اورشلیم، ایستاده ایم!
3 ای اورشلیم تو مثل شهری که تماماً با هم پیوسته باشد بنا شده ای.
4 قبایل در آنجا می آیند یعنی قبایل خداوند تا مطابق امر به اسرائیل، نام خداوند را ستایش کنند.
5 زیرا که در آنجا تخت داوری برپا شده است، یعنی تخت خاندان داود.
6 برای سلامتی اورشلیم دعا کنید. خجسته باد آنانی که تو را دوست دارند.
7 سلامتی در دربارهای تو باشد و آسایش در قصرهای تو.
8 بخاطر برادران و دوستانم، می گویم که سلامتی بر تو باد.بخاطر خانۀ خداوند، خدای ما، سعادت تو را خواهانم.
9 بخاطر خانۀ خداوند، خدای ما، سعادت تو را خواهانم.
1 چشمان خود را بسوی تو که بر تخت خود در آسمان ها نشسته ای، بر می افرازم!
2 اینک مثل چشمان غلامان بسوی آقایان خود، و مثل چشمان کنیزی بسوی خانم خانۀ خویش، همچنان چشمان ما بسوی خداوند، خدای ماست تا بر ما رحم فرماید.
3 ای خداوند، بر ما رحم فرما، بر ما رحم کن زیرا که بسیار خوار و ذلیل شده ایم.از توهین کسانی که خود در راحتی و آسایش هستند و از تحقیر کردن مغروران جان ما به لب رسیده است.
4 از توهین کسانی که خود در راحتی و آسایش هستند و از تحقیر کردن مغروران جان ما به لب رسیده است.
1 اگر خداوند با ما نمی بود، حال اسرائیل بگوید:
2 «اگر خداوند با ما نمی بود، وقتی که دشمنان با ما مقاومت نمودند،
3 آن ها همۀ ما را زنده می بلعیدند، چون خشم ایشان بر ما افروخته بود.
4 آنگاه آبها ما را غرق می کرد و گردابها جان ما را می پوشاند.
5 آنگاه آب های خروشان از جان ما می گذشت.»
6 متبارک باد خداوند که نگذاشت ما شکار دندانهای آن ها شویم.
7 جان ما مثل پرنده از دام صیاد آزاد گردید. دام شکست و ما نجات یافتیم.کمک ما به نام خداوند است که آسمان و زمین را آفرید.
8 کمک ما به نام خداوند است که آسمان و زمین را آفرید.
1 آنانی که به خداوند توکل دارند، مثل کوه سهیون هستند که هیچگاهی نمی لرزد و پایدار است تا به ابد.
2 کوهها گرداگرد اورشلیم است؛ و خداوند گرداگرد قوم برگزیدۀ خود از حال تا به ابد.
3 زیرا که زمین عادلان همیشه تحت قدرت شریران نخواهد ماند، مبادا عادلان دست خود را به گناه آلوده کنند.
4 ای خداوند به صالحان و به آنانی که راست دل می باشند، احسان فرما.اما آنانی که به راههای کج خود مایل می باشند، خداوند ایشان را با بدکاران یکجا جزا می دهد. صلح و سلامتی بر اسرائیل باد.
5 اما آنانی که به راههای کج خود مایل می باشند، خداوند ایشان را با بدکاران یکجا جزا می دهد. صلح و سلامتی بر اسرائیل باد.
1 هنگامیکه خداوند اسیران سهیون را باز آورد، فکر کردیم که خواب می بینیم.
2 آنگاه دهان ما از خنده پُر شد و زبان ما از ترنم. اقوام دیگر دربارۀ ما می گفتند: «خداوند برای شان کارهای عظیمی انجام داده است.»
3 خداوند برای ما کارهای عظیم کرده است که از آن ها شادمان هستیم.
4 ای خداوند آنچه را از دست داده ایم به ما بازگردان، همانطوری که آب را به دریای خشک شدۀ بیابان بر می گردانی.
5 آنانی که با اشکها می کارند، با خوشی و مسرت درو می کنند.آنکه با گریه بیرون می رود و دانه برای کشت می برد، یقیناً با ترنم بر می گردد و خوشه های خود را می آورد.
6 آنکه با گریه بیرون می رود و دانه برای کشت می برد، یقیناً با ترنم بر می گردد و خوشه های خود را می آورد.
1 اگر خداوند خانه را آباد نکند، زحمت معماران بیهوده است. اگر خداوند شهر را محافظت نکند، مراقبت پاسبانان بی فایده است.
2 بی فایده است که شما صبح زود بر می خیزید و شب دیر می خوابید و نان مشقت را می خورید. زیرا هنگامیکه عزیزان خداوند در خواب اند، او برای ایشان تدارک می بیند.
3 فرزندان هدایای هستند از جانب خداوند. ثمرۀ رَحِم، برکت اوست.
4 پسرانی که برای مرد جوان متولد می شوند، مثل تیرهای در دست مرد زورآور هستند.خوشا به حال کسی که از آن تیرها زیاد داشته باشد. آن شخص هنگام مقابله با دشمن مغلوب و شرمنده نمی شود.
5 خوشا به حال کسی که از آن تیرها زیاد داشته باشد. آن شخص هنگام مقابله با دشمن مغلوب و شرمنده نمی شود.
1 خوشا به حال کسی که از خداوند می ترسد و رهرو طریق های او می باشد.
2 حاصل دسترنج تو احتیاجات ترا فراهم می نماید و تو سعادتمند و کامران می باشی.
3 همسرت مثل تاکِ پُرثمر در خانه ات بوده و فرزندانت مانند نهال های زیتون بدور سفره ات می باشند.
4 کسی که از خداوند می ترسد، اینچنین مبارک می باشد.
5 خداوند ترا از سهیون برکت دهد. باشد که در تمام ایام عمرت سعادت اورشلیم را ببینی.بلی، پسرانِ پسرانت را خواهی دید. صلح و سلامتی بر اسرائیل باد!
6 بلی، پسرانِ پسرانت را خواهی دید. صلح و سلامتی بر اسرائیل باد!
1 چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. حال اسرائیل بگوید:
2 «چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. لیکن بر من غالب نیامدند.
3 قلبه کنندگان بر پشت من قلبه کردند و زخم های عمیق به آن گذاشتند.
4 اما خداوند عادل است و مرا از بندهای شریران رهایی داد.»
5 کسانی که از سهیون نفرت دارند رسوا و مغلوب شوند.
6 مثل گیاهی باشند که روی بامها می روید؛ که پیش از آنکه آنرا بچینند، خشک می گردد.
7 هیچ درونده ای دست خود را از آن پُر نمی تواند کرد و نه خوشه چین آغوش خود را.هیچ کسی به او نگوید: «خداوند به تو برکت بدهد و ما هم بنام خداوند به تو برکت می دهیم!»
8 هیچ کسی به او نگوید: «خداوند به تو برکت بدهد و ما هم بنام خداوند به تو برکت می دهیم!»
1 ای خداوند از عمق ها نزد تو فریاد بر می آورم.
2 ای خداوند! آواز مرا بشنو و گوشهای تو به آواز عذر و زاری من متوجه شود.
3 ای خداوند، اگر گناهان را به نظر آوری، کیست که به حضور تو ای خداوند تواند ایستاد؟
4 لیکن آمرزش نزد توست تا از تو بترسند.
5 منتظر خداوند هستم. جان من منتظر است و به کلام او امیدوارم.
6 جان من منتظر خداوند است، زیاده از منتظران صبح، بلی زیاده از منتظران صبح.
7 اسرائیل برای خداوند امیدوار باشد زیرا که رحمت نزد خداوند است و نزد اوست نجات فراوان.او اسرائیل را از تمام گناهان وی رهایی می دهد.
8 او اسرائیل را از تمام گناهان وی رهایی می دهد.
1 ای خداوند، دل من متکبر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به کارهای بزرگ مشغول نمی سازم و نه به کارهای که از عقل من دور است.
2 بلکه جان خود را آرام و خاموش ساختم، مثل کودکی که پس از شیر خوردن در آغوش مادر خود آرمیده است، آسوده و آرام هستم.ای اسرائیل، بر خداوند امیدوار باش، از حال تا به ابد.
3 ای اسرائیل، بر خداوند امیدوار باش، از حال تا به ابد.
1 ای خداوند، سختی ها و خواری های را که داود متحمل شد بیاد آور.
2 چگونه برای خداوند قسم خورد و به خدای یعقوب وعده نمود
3 که به خانۀ خود داخل نمی شوم و در بستر خود آرام نمی گیرم،
4 خواب به چشمان خود نخواهم داد و نه پینکی را به مژگان خویش،
5 تا مکانی برای خداوند پیدا کنم و مسکنی برای خدای یعقوب.
6 اینک ذکر آنرا در افراته شنیدیم و آن را در صحرای یعاریم یافتیم.
7 به مسکن های او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش کنیم.
8 ای خداوند به عبادتگاه خود بیا، تو و صندوق پیمان، که مظهر قدرت توست.
9 کاهنانت به عدالت ملبس شوند و مقدسانت خوشی نمایند.
10 به خاطر بندۀ خود داود، روی خود را از مسح شدۀ خود برمگردان.
11 خداوند برای داود به راستی وعده کرد و از آن بر نخواهد گشت که «از نسل تو بر تخت تو خواهم گذاشت
12 و اگر پسران تو عهد مرا و شهاداتی را که به ایشان می آموزم نگاه دارند، آنگاه پسران ایشان نیز بر تخت تو برای همیشه خواهند نشست.»
13 خداوند سهیون را برگزیده و آنرا برای سکونت خویش شایسته دانست. او فرمود:
14 «اینست عبادتگاه من تا ابدالآباد. اینجا ساکن می باشم و اینچنین اراده نموده ام.
15 آذوقۀ آن را برکت می دهم و فقیرانش را به نان سیر می کنم،
16 و کاهنانش را به نجات ملبس می سازم و مقدسانش با خوشی سرود می خوانند.
17 در آنجا شاخ افتخار داود را می رویانم و چراغی برای مسح شدۀ خود آماده می کنم.دشمنان او را به خجالت ملبس می سازم و تاج داود بر سر او درخشان باقی می ماند.»
18 دشمنان او را به خجالت ملبس می سازم و تاج داود بر سر او درخشان باقی می ماند.»
1 اینک چه خوش و چه دلپسند است که برادران به یکدلی باهم ساکن می شوند.
2 مثل روغنِ نیکو بر سر است که به ریش فرود می آید، یعنی به ریش هارون که به دامن ردایش می ریزد.اتفاق و یکدلی مانند شبنم حِرمون است که بر کوههای سهیون فرود می آید. زیرا که در آنجا خداوند برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا به ابد.
3 اتفاق و یکدلی مانند شبنم حِرمون است که بر کوههای سهیون فرود می آید. زیرا که در آنجا خداوند برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا به ابد.
1 بیایید خداوند را متبارک خوانید، ای جمیع بندگان خداوند که شبانگاه در خانۀ خداوند می ایستید!
2 دستهای خود را به قدس برافرازید، و خداوند را متبارک خوانید.خداوند که خالق آسمان و زمین است، ترا از سهیون برکت می دهد.
3 خداوند که خالق آسمان و زمین است، ترا از سهیون برکت می دهد.
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند، نام خداوند را ستایش کنید! ای بندگانِ خداوند، او را ستایش کنید،
2 ای شما که در خانۀ خداوند و در صحن های خانۀ خدای ما می ایستید.
3 خداوند را شکر کنید، زیرا او نیکوست! نام او را ستایش کنید، زیرا که دلپسند است.
4 زیرا که خداوند یعقوب را برای خود برگزید و اسرائیل را به جهت مِلکِ خاصِ خویش.
5 می دانم که خداوند بزرگ است و خداوند ما برتر از همه خدایان است.
6 هرآنچه خداوند خواست آنرا کرد، در آسمان و زمین و در بحر و در همۀ عمق ها.
7 ابر ها را از دورترین نقاط روی زمین جمع می کند، رعد و برق را برای باران می سازد و باد و طوفان را از مخزنهای خویش بیرون می آورد.
8 نخست زادگان مصر را کشت، هم از انسان و هم از حیوانات.
9 در وسط تو ای مصر، معجزات و کارهای شگفت انگیز را بر ضد فرعون و جمیع بندگان وی فرستاد.
10 اقوام بسیار را زد و پادشاهان مقتدر را نابود کرد
11 که در آن جمله سیحون پادشاه اموریان، عوج پادشاه باشان و همه پادشاهان ممالک کنعان شامل بودند.
12 بعد کشورهای شان را به قوم برگزیدۀ خود، یعنی اسرائیل بخشید.
13 ای خداوند، نام تو تا به ابد باقی است و یاد تو نسل اندر نسل.
14 زیرا خداوند قوم برگزیدۀ خود را داوری نموده و بر بندگان خویش شفقت خواهد فرمود.
15 بتهای اقوام دیگر از طلا و نقره می باشند و ساختۀ دست بشر هستند.
16 دهان دارند، اما سخن نمی گویند. چشم دارند، ولی نمی بینند.
17 گوش دارند، اما نمی شنوند و در دهان شان هیچ نَفَس نیست.
18 کسانی که این بتها را می سازند و همچنان اشخاصی که به آن ها توکل می کنند، مثل بتهای شان بی شعور هستند.
19 ای خاندان اسرائیل، خداوند را متبارک خوانید. ای خاندان هارون، خداوند را ستایش کنید.
20 ای خاندان لاوی، خداوند را متبارک خوانید. ای ترسندگان خداوند، خداوند را ستایش کنید.خداوند از سهیون متبارک باد، که در اورشلیم ساکن است. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.
21 خداوند از سهیون متبارک باد، که در اورشلیم ساکن است. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.
1 خداوند را سپاس گوئید، زیرا که نیکوست و رحمت او تا به ابد است.
2 خدای خدایان را سپاس گوئید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
3 خداوند خداوندان را سپاس گوئید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
4 او را که تنها معجزات عظیم می کند، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
5 او را که آسمان ها را به حکمت آفرید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
6 او را که زمین را بر آبها گسترانید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
7 او را که اجسام نورانی بزرگ آفرید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
8 آفتاب را برای سلطنت روز، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
9 مهتاب و ستارگان را برای سلطنت شب، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
10 که مصر را زد و نخست زادگان او را کشت، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
11 او اسرائیل را از مصر بیرون آورد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
12 با دست قوی و بازوی دراز، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
13 او را که بحیرۀ احمر را دو قسمت کرد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
14 و اسرائیل را از میان آن گذرانید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
15 اما فرعون و لشکر او را در بحیرۀ احمر غرق کرد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
16 او را که قوم برگزیدۀ خود را در بیابان راهنمائی نمود، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
17 او را که پادشاهان بزرگ را زد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
18 و پادشاهان نامور را کشت، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
19 سیحون پادشاه اموریان را، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
20 عوج پادشاه باشان را، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
21 و زمین شان را به ارثیت داد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
22 یعنی به ارثیت بندۀ خویش اسرائیل، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
23 ما را در خواری و ذلت ما به یاد آورد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
24 و ما را از دشمنان ما رهایی داد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
25 که همۀ بشر را روزی می دهد، زیرا که رحمت او تا به ابد است.خدای آسمان ها را سپاس گوئید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
26 خدای آسمان ها را سپاس گوئید، زیرا که رحمت او تا به ابد است.
1 در کنار نهرهای بابل نشستیم و در آنجا گریه کردیم، چون سهیون را به یاد آوردیم.
2 چنگ و رباب خود را بر شاخه های درختان بید آویختیم.
3 زیرا کسانی که ما را به اسارت برده بودند، در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند، شادمانی خواستند. زیرا می گفتند: «یکی از سرودهای سهیون را برای ما بخوانید.»
4 چگونه سرود خداوند را در زمین بیگانه بخوانیم؟
5 اگر ترا ای اورشلیم فراموش کنم، آنگاه دست راست من از کار بیفتد.
6 اگر ترا ای اورشلیم به یاد نیاورم و اگر تو را بر تمام خوشی ها ترجیح ندهم، آنگاه زبانم به کامم بچسپد.
7 ای خداوند، گفتار ادومیان را در روز مصیبت اورشلیم بیاد آور که گفتند: «منهدم سازید، تا بنیادش منهدم سازید!»
8 ای بابل که تو ویران خواهی شد، خوشا به حال کسی که به تو جزا دهد چنانکه تو به ما جزا دادی!خوشا به حال کسی که اطفال تو را بگیرد و ایشان را به صخره ها بزند.
9 خوشا به حال کسی که اطفال تو را بگیرد و ایشان را به صخره ها بزند.
1 تو را به تمامی دل خود ستایش می کنم. به حضور خدایان تو را ستایش می کنم.
2 به سوی خانۀ مقدس تو عبادت کرده و نام تو را ستایش می کنم، به سبب رحمت و راستی تو. زیرا کلام و اسم خود را برتر از همه چیز جلال داده ای.
3 هنگامیکه به حضور تو دعا کردم، مرا اجابت فرمودی و مرا با بخشیدن قوّت در جانم شجاع ساختی.
4 ای خداوند، همۀ پادشاهان جهان تو را ستایش خواهند کرد، چون کلام دهان تو را بشنوند.
5 و طریق های خداوند را خواهند سرائید، زیرا که جلال خداوند عظیم است.
6 خداوند متعال است، لیکن بر فروتنان نظر می کند و اما اشخاص متکبر را از دور می شناسد.
7 اگر چه در میان سختی و مشکلات راه روم، مرا زنده نگاه خواهی داشت. دست خود را بر خشم دشمنانم دراز می کنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد.خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید. ای خداوند، رحمت تو تا به ابد است. کارهای دست خویش را ترک منما.
8 خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید. ای خداوند، رحمت تو تا به ابد است. کارهای دست خویش را ترک منما.
1 ای خداوند، تو مرا آزموده ای و می شناسی.
2 تو نشستن و برخاستن مرا می دانی و فکرهای مرا از دور فهمیده ای.
3 راه و خوابگاه مرا تفتیش کرده ای و همۀ طریق های مرا می دانی.
4 زیرا که سخنی بر زبان من نیست، جزء اینکه تو ای خداوند آنرا تماماً دانسته ای.
5 از هر طرف مرا احاطه کرده ای و با قدرت خود حفظم می کنی.
6 اینگونه معرفت برایم بسیار عجیب است و بلندتر از توان درک من.
7 از روح تو کجا بروم؟ و از حضور تو کجا بگریزم؟
8 اگر به آسمان صعود کنم، تو آنجا هستی! و اگر در دنیای مُردگان بستر بگسترانم اینک تو آنجا هستی!
9 اگر بسوی طلوع آفتاب پرواز کنم و یا اگر در غرب ترین نقطۀ بحر ساکن شوم،
10 در آنجا نیز دست تو مرا رهبری نموده و دست راست تو مرا خواهد گرفت.
11 اگر بگویم: «تاریکی مرا بپوشاند و روشنایی گرداگرد من شب شود.»
12 بازهم تاریکی نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن و تاریکی مانند روشنایی است.
13 زیرا که تو آفریدگار دل و وجود من هستی؛ مرا در رَحِم مادرم نقش بستی.
14 تو را می ستایم زیرا که بطور مهیب و عجیب ساخته شده ام. کارهای تو شگفت انگیز است و جان من این را خوب می داند.
15 استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی که در نهان ساخته می شدم و در آغوش زمین نقشبندی می گشتم.
16 چشمان تو جنین مرا دیده است و پیش از آنکه روزهای زندگی من آغاز شود، تو همۀ آن ها را در کتاب خود ثبت کرده بودی.
17 ای خدا، فکرهای تو نزد من چقدر گرامی است و همگی آن ها چه عظیم است!
18 اگر آن ها را بشمارم، از ریگ زیاده است. وقتی که بیدار می شوم هنوز نزد تو حاضر هستم.
19 یقیناً ای خدا شریران را خواهی کشت، پس ای مردمان خون ریز از من دور شوید.
20 آن ها دربارۀ تو حرفهای پلید می زنند و دشمنانت نام تو را بیهوده بر زبان می آورند.
21 ای خداوند آیا نفرت نمی دارم از آنانی که تو را نفرت می دارند، و آیا مخالفان تو را ناپسند نمی شمارم؟
22 ایشان را به نفرت تام نفرت می دارم. ایشان را دشمنان خویشتن می شمارم.
23 ای خدا، مرا امتحان کن و دل مرا بشناس. مرا بیازما و فکرهای مرا بدان،و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما.
24 و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما.
1 ای خداوند، مرا از شریران رهایی ده و از ظالمان محافظت فرما!
2 که در دلهای خود در شرارت تفکر می کنند و تمامی روز برای جنگ جمع می شوند.
3 زبان شان چون نیش مار تیز و سخنان آن ها مثل زهر کشنده است.
4 ای خداوند، مرا از دست شریران نگهدار، از ظالمان مرا محافظت فرما که نقشه می کشند تا پاهای مرا بلغزانند.
5 مردم متکبر برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و در سر راهم دام گسترده و برای گرفتاری من طناب ها گذاشته اند.
6 به خداوند گفتم: «تو خدای من هستی. ای خداوند، آواز عذر و زاری مرا بشنو!»
7 ای خداوند متعال که قوّت نجات من هستی، تو سر مرا در روز جنگ می پوشانی.
8 ای خداوند، مگذار که مردم شریر به مراد خود برسند و نقشه های پلید خود را عملی کنند، مبادا سرافراشته شوند.
9 بگذار که سَرِ دشمنانم با شرارتِ لبهای خود شان پوشانیده شود.
10 بگذار که قوغهای آتش بر سر ایشان بریزد و در آتش انداخته شوند و در جای عمیقی بیفتند که دیگر از آن نتوانند برخیزند.
11 مردم بدگو در زمین پایدار نخواهد ماند. مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند.
12 می دانم که خداوند فقیران را دادرسی می کند و مسکینان را داوری می نماید.عادلان نام تو را سپاس می گویند و راستکاران به حضور تو ساکن می شوند.
13 عادلان نام تو را سپاس می گویند و راستکاران به حضور تو ساکن می شوند.
1 ای خداوند، به حضور تو دعا می کنم، نزد من بشتاب. هنگامیکه تو را بخوانم آواز مرا بشنو!
2 دعای من به حضور تو مثل دودِ خوشبوی بخور آراسته شود و برافراشتن دستهایم، مثل قربانی شامگاهی.
3 ای خداوند، بر دهان من نگهبانی فرما، تا سخن بد از لبهایم خارج نگردد.
4 مگذار دلم به اعمال بد مایل گردد، تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکار نشوم و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم.
5 شخص عادل مرا تنبیه کند و آن لطف خواهد بود، مرا تأدیب نماید که مثل روغن برای سر خواهد بود و سر من آن را رد نخواهد کرد. اما بر ضد اعمال بدکاران پیوسته دعا خواهم نمود.
6 وقتی داوران ایشان از سر صخره ها انداخته شوند، آنگاه بدکاران سخنان مرا خواهند شنید و به درستی آن پی خواهند برد.
7 مثل زمینی که قلبه و شیار می گردد، استخوانها به هر طرف پراگنده می شوند.
8 زیرا که ای خداوند، خدای متعال، چشمان من بسوی توست و بر تو توکل دارم، پس جان مرا تلف منما!
9 مرا از دامی که برای من گسترده اند حفظ کن و مرا از طناب های گناهکاران نگاه دار.شریران به دامهای خود بیفتند و من به سلامتی بگذرم.
10 شریران به دامهای خود بیفتند و من به سلامتی بگذرم.
1 به آواز خود نزد خداوند فریاد بر می آورم و با صدای بلند در حضور خداوند عذر و زاری می کنم.
2 نالۀ خود را در حضور او خواهم ریخت و سختی و مشکلات خود را نزد او بیان خواهم کرد.
3 وقتیکه روح من در من مدهوش می شود، فقط تو طریق مرا می دانی. در راهی که می روم دام برای من پنهان کرده اند.
4 به طرف راست من بنگر و ببین که کسی نیست که همراه من باشد. پناهگاهی ندارم و کسی نیست که در فکر جان من باشد.
5 نزد تو ای خداوند فریاد می کنم، زیرا تو یگانه پناهگاه و حصۀ من در زمین زندگان هستی.
6 به نالۀ من توجه کن زیرا که بسیار خوار و ذلیل شده ام! مرا از دست جفاکنندگانم برهان، زیرا که از من قویتر هستند.جان مرا از زندان آزاد کن، تا نام تو را ستایش کنم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد، زیرا که به من احسان نموده ای.
7 جان مرا از زندان آزاد کن، تا نام تو را ستایش کنم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد، زیرا که به من احسان نموده ای.
1 ای خداوند، دعای مرا بشنو و به عذر و زاری من گوش بده! در وفاداری و عدالت خویش مرا اجابت فرما!
2 بندۀ خود را محاکمه مکن، زیرا زنده ای نیست که به حضور تو عادل شمرده شود.
3 دشمن بر جان من جفا کرده، حیات مرا بر زمین کوبیده است و مرا در ظلمت ساکن گردانیده، مثل کسانی که سالها پیش مُرده باشند.
4 پس روح من در من مدهوش شده و دلم در عمق وجودم ترسان و سرگردان گردیده است.
5 ایام قدیم را بیاد می آورم. در همۀ اعمال تو تفکر نموده و در کارهای دست تو می اندیشم.
6 دستهای خود را بسوی تو دراز می کنم. جان من مثل زمین خشک، تشنۀ تو است.
7 ای خداوند، به زودی مرا اجابت فرما زیرا روح من ناتوان شده است. روی خود را از من مپوشان، مبادا بمیرم و به دیار مُردگان بروم.
8 صبحگاهان رحمت خود را بر من بشنوان زیرا که بر تو توکل دارم. راهی را که در آن باید بروم به من بیاموز، زیرا که نزد تو جان خود را بر می افرازم.
9 ای خداوند، مرا از دشمنانم برهان زیرا که به تو پناه برده ام.
10 مرا تعلیم ده تا ارادۀ تو را بجا آورم زیرا خدای من تو هستی. روح مهربان تو مرا در زمین هموار هدایت بنماید.
11 به خاطر نام خود ای خداوند مرا زنده ساز و به خاطر عدالت خویش جان مرا از سختی نجات ده.به خاطر رحمت خود، دشمنانم را نابود کن و همۀ مخالفان جانم را هلاک کن، زیرا که من خادم تو هستم.
12 به خاطر رحمت خود، دشمنانم را نابود کن و همۀ مخالفان جانم را هلاک کن، زیرا که من خادم تو هستم.
1 خداوند که صخرۀ من است، متبارک باد. او دستهای مرا به جنگ و انگشتانم را به پیکار تعلیم داد!
2 رحمت من اوست و پناهگاه من و قلعۀ بلند من و رهانندۀ من و سپر من و آنکه بر او توکل دارم. او قوم مرا در زیر اطاعت من می دارد.
3 ای خداوند، آدمی چیست که او را بشناسی؟ و پسر انسان که او را به حساب بیاوری؟
4 انسان مثل نَفَسی است و روزهایش مثل سایه ای است که می گذرد.
5 ای خداوند، آسمان های خود را خم ساخته، فرود بیا. کوهها را لمس کن تا دود شوند.
6 رعد و تیرهای آتشین برق را بفرست و دشمنان را پراگنده و تار و مار گردان.
7 دست تو از آسمان مرا رهانیده و از آب های بسیار خلاصی دهد، یعنی از دست بیگانگان.
8 که دهان ایشان سخنان بیهوده می گوید و دست راست ایشان، دست راست دروغ است.
9 ای خدا، تو را با سرود نو ستایش می کنم و با نوای رباب برای تو می سرایم.
10 تو پادشاهان را نجات می بخشی و بنده ات، داود را از شمشیر کشنده می رهانی.
11 مرا از دست بیگانگان برهان و خلاصی ده، که دهان ایشان سخنان بیهوده می گوید و دست راست ایشان، دست راست دروغ است.
12 تا پسران ما در جوانی خود نمو کرده، مثل نهالان باشند و دختران ما چون ستون های تراشیده شدۀ قصر پادشاهان.
13 انبارهای ما پُر از هرگونه محصولات شده و گله های ما هزارها و کرورها در صحراهای ما بزایند.
14 گاوهای ما باربردار شوند و رخنۀ در دیوار شهر ما نباشد و کسی به اسارت برده نشود و آه و ناله ای در کوچه های ما نباشد.خوشا به حال قومی که نصیب ایشان این است و خوشا به حال آن قوم که خداوند، خدای ایشان است.
15 خوشا به حال قومی که نصیب ایشان این است و خوشا به حال آن قوم که خداوند، خدای ایشان است.
1 ای خدای من، ای پادشاه، تو را متعال می خوانم و نام تو را تا به ابد ستایش می کنم!
2 تمامی روز تو را متبارک می خوانم و نام تو را تا به ابد سپاس می گویم.
3 خداوند عظیم است و بی نهایت سزاوار ستایش و عظمت او را تفتیش نتوان کرد.
4 نسل اندر نسل اعمال تو را ستایش نموده و کارهای عظیم تو را بیان می کنند.
5 در شکوه و عظمت پُر جلال تو و در کارهای شگفت انگیز تو تفکر می کنم.
6 در قوّت کارهای مهیب تو سخن می گویند و من عظمت تو را بیان می کنم.
7 یادگاری کثرت احسان تو را اعلام نموده و عدالت تو را با شادمانی می سرایند.
8 خداوند بخشنده و مهربان است، دیر غضب و بسیار رحیم.
9 خداوند برای همگان نیکوست و رحمت هایش بر همۀ مخلوقات وی است.
10 ای خداوند، جمیع مخلوقات تو، تو را حمد گویند و مقدسان تو، تو را ستایش کنند.
11 دربارۀ جلالِ پادشاهی تو سخن گویند و قدرت تو را بیان کنند.
12 تا کارهای عظیم تو را به بنی آدم تعلیم دهند و شکوه و عظمت پادشاهی تو را.
13 پادشاهی تو، ملکوتی است بی پایان و سلطنت تو باقی تا تمام دورها.
14 خداوند جمیع افتادگان را تقویت نموده و خم شدگان را بر می خیزاند.
15 چشمان همگان منتظر تو می باشد و تو روزی ایشان را در موسمش می دهی.
16 دست خود را باز می کنی و در رضامندی خویش همۀ زندگان را سیر می نمائی.
17 خداوند عادل است در جمیع طریق های خود و رحیم در تمامی اعمال خویش.
18 خداوند نزدیک است به کسانی که نزد او دعا می کنند، به آنانی که او را در راستی می خوانند.
19 آرزوی ترسندگان خود را بجا می آورد و عذر و زاری آن ها را شنیده، ایشان را نجات می دهد.
20 خداوند از همۀ آنهائی که او را دوست دارند حمایت می کند، اما شریران را هلاک می سازد.دهان من خداوند را سپاس می گوید و همۀ مخلوقات نام مقدس او را تا به ابد ستایش کنند.
21 دهان من خداوند را سپاس می گوید و همۀ مخلوقات نام مقدس او را تا به ابد ستایش کنند.
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! ای جان من خداوند را ستایش کن!
2 تا زنده هستم، خداوند را حمد خواهم گفت و تا وقتیکه وجود دارم برای خدای خود خواهم سرائید.
3 بر رؤسا توکل مکنید و نه بر آدم فانی که نزد او اعانتی نیست.
4 روح او بیرون می رود و او به خاک خود بر می گردد و در همان روز فکرهایش نابود می شود.
5 خوشا به حال کسی که خدای یعقوب مددگار اوست، که امید او بر خداوند، خدای وی می باشد.
6 او آسمان و زمین را آفرید و بحر و آنچه را که در آنهاست؛ که راستی را تا به ابد نگاه می دارد.
7 او مظلومان را دادرسی می کند و گرسنگان را نان می بخشد. خداوند اسیران را آزاد می سازد.
8 خداوند چشمان نابینایان را باز می کند و خم شدگان را بر می افرازد. خداوند عادلان را دوست می دارد.
9 خداوند بیگانگان را محافظت می کند و از یتیمان و بیوه زنان نگهداری می نماید، لیکن طریق شریران را کج می سازد.خداوند تا به ابد سلطنت می کند و خدای تو ای سهیون، نسل اندر نسل. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
10 خداوند تا به ابد سلطنت می کند و خدای تو ای سهیون، نسل اندر نسل. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند، چه نیکوست که برای خدای خود سرود بسرائیم و چقدر دلپذیر که او را ستایش کنیم!
2 خداوند اورشلیم را بنا می کند و پراگنده شدگان اسرائیل را جمع می نماید.
3 شکسته دلان را شفا می دهد و زخم های ایشان را می بندد.
4 خداوند شماره و تعداد ستارگان را می داند و هر کدام آن ها را به نام می شناسد.
5 خداوند ما بزرگ است و قوّت او عظیم و حکمت وی بی نهایت.
6 خداوند مسکینان را بر می افرازد و شریران را به زمین می اندازد.
7 خداوند را با سرود سپاسگزاری بپرستید، و با نوای رباب برای خدای ما نغمه بنوازید.
8 او آسمان ها را با ابر ها می پوشاند، باران را برای زمین مهیا می نماید و گیاه را بر کوهها می رویاند.
9 او حیوانات را آذوقه می دهد و زاغچه ها را وقتی روزی می خواهند، تغذیه می کند.
10 در قوّت اسپ رغبت ندارد و از نیروی پای انسان راضی نمی باشد.
11 رضامندی خداوند از ترسندگان وی است و از آنانی که به رحمت وی امیدوارند.
12 ای اورشلیم، خداوند را شکر کن. ای سهیون، خدای خود را ستایش کن.
13 زیرا که پشت بندهای دروازه هایت را مستحکم کرده و ساکنین ترا برکت می دهد.
14 به سرحدات تو صلح می آورد و تو را از بهترین گندم سیر می کند.
15 فرمان خود را به زمین می فرستد و کلام او با سرعت پخش می گردد.
16 زمین را با لحاف برف می پوشاند و باران یخ را مانند گَرد می پاشد.
17 ژاله را مثل سنگریزه می فرستد و کیست که طاقت سرمای آن را داشته باشد؟
18 کلام خود را می فرستند و به امر او یخها آب می شوند، باد می وزد و آب به جریان می آید.
19 کلام خود را به یعقوب بیان کرده و احکام و داوری های خود را به اسرائیل.با هیچ قوم دیگری چنین نکرده است و داوری های او را نمی دانند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
20 با هیچ قوم دیگری چنین نکرده است و داوری های او را نمی دانند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! خداوند را از آسمان ستایش کنید! در جایگاه آسمانی او را ستایش کنید!
2 ای همۀ فرشتگان او را ستایش کنید. ای همۀ لشکرهای او، او را ستایش کنید.
3 ای آفتاب و مهتاب، او را ستایش کنید. ای همۀ ستارگان نور، او را ستایش کنید.
4 ای فلک الافلاک، او را ستایش کنید، و ای آب هایی که فوق آسمان هائید.
5 نام خداوند را ستایش کنید، زیرا به امر او همه چیز آفریده شد.
6 و آن ها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد که بیجا نشوند.
7 خداوند را از زمین ستایش کنید. ای نهنگان و تمام اعماق بحر او را ستایش کنید.
8 ای آتش و ژاله، برف و غبار و باد و طوفان که فرمان او را بجا می آورید.
9 ای کوهها و تپه ها، درختان میوه دار و سروهای آزاد،
10 ای حیوانات وحشی و اهلی، خزندگان و پرندگان.
11 ای پادشاهان زمین و جمیع امت ها و سروران و همۀ داوران جهان.
12 ای جوانان و دوشیزگان، پیران و کودکان.
13 نام خداوند را ستایش کنید، زیرا تنها نام او متعال است و جلال و عظمت او بالا تر از زمین و آسمان.و او شاخ افتخار را برای قوم برگزیدۀ خود برافراشته است، تا همۀ مقدسان او یعنی بنی اسرائیل که به او نزدیک می باشند، او را ستایش کنند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
14 و او شاخ افتخار را برای قوم برگزیدۀ خود برافراشته است، تا همۀ مقدسان او یعنی بنی اسرائیل که به او نزدیک می باشند، او را ستایش کنند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! برای خداوند سرود تازه بخوانید و ستایش او را در جماعت مقدسان!
2 اسرائیل در آفرینندۀ خود خوشی نماید و پسران سهیون در پادشاه خویش وجد نمایند.
3 نام او را با رقص ستایش نموده و با نوای چنگ و رباب او را پرستش کنند.
4 زیرا خداوند از قوم برگزیدۀ خود رضامندی دارد. مسکینان را به نجات سرافراز می سازد.
5 مقدسان از جلال او خوشی کنند و در بسترهای خود با شادمانی سرود بخوانند.
6 ستایش خدا به آواز بلند در دهان شان باشد و شمشیر دو دمه در دست ایشان.
7 تا از امت ها انتقام بکشند و تأدیب ها بر طوایف نمایند.
8 پادشاهان آن ها را با زنجیر ببندند و پاهای سروران شان را زولانه کنند.و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجراء دارند. این بزرگی است برای همۀ مقدسان او. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
9 و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجراء دارند. این بزرگی است برای همۀ مقدسان او. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند!
1 هَلّلِویاه، سپاس به خداوند! خدا را در قدس او ستایش کنید. در فلکِ قوّتِ او، او را ستایش کنید!
2 او را به سبب کارهای عظیم او ستایش کنید. او را بر حسب کثرت عظمتش ستایش کنید.
3 او را به آواز شیپور ستایش کنید و با چنگ و رباب او را ستایش کنید.
4 با دایره و رقص او را ستایش کنید. با نی و دوتار او را ستایش کنید.
5 با چنگ های بلند آواز او را ستایش کنید. با چنگ های خوش صدا او را ستایش کنید.هر که روح دارد خداوند را ستایش کند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.
6 هر که روح دارد خداوند را ستایش کند. هَلّلِویاه، سپاس به خداوند.